« فهرست دروس

درس خارج اصول احمد فرخ‌فال

1400/08/08

بسم الله الرحمن الرحیم



جهت سوم : آیا امر دلالت بر وجوب دارد یا اعم از وجوب و استحباب است؟

جهت چهارم : آیا در امر طلب نهفته است یا اراده ؟

استاد : یکی از مباحثی که در مباحث امر ، بحث مستوفایی دارد این است که : آیا امر دلالت بر وجوب دارد ؟ یا این‌که دلالت بر معنایی دارد که اعم از وجوب و استحباب است .

این جهت سومی است که در مفهوم و معنای امر قابل توجه و بررسی است .

و جهت چهارم بحث در این است که آیا در مفهوم مادة امر طلب نهفته است یا اراده ؟ چه وجه النّسبتی بین طلب و ارده است ؟ اگر اراده شود چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ و اگر طلب باشد چه؟ اختلافاتی که بین اشاعره و معتزله در این بحث وجود دارد ، این اختلافات در این‌جا ظهور پیدا می‌کند .

مباحث جبر و تفویض در همین‌جا مورد بحث و بررسی قرار گرفته است . و اختلافات کلان بین فقها و اصولیین در تفسیر و تبیین معنای جبر و تفویض و اراده و طلب ، همین‌جا اتفاق افتاده است .

لذا علت این‌که بنده این دو جهت را پشت سر هم بیان کردم برای این است که اهمیت بحث را بدانید ؛ چرا که بسیاری از مباحث کلامی و پرسش‌های روز جوانان جامعه در محیط‌های علمی و آموزشی کشور در همین حوزه مطرح می‌شود .

مرحوم آخوند هم در اینجا بجای آن‌که به بحث بپردازد تا مجالی برای بحث فقها باشد ، می‌فرماید قلم که بدین‌جا رسید سر بشکست و بحث را رها می‌کند و می‌رود .

الجهةُ الثالثة : لا یَبعُدُ کونُ لَفظِ الأمرِ حَقیقَتاً فِي الوُجوُب لِإنسِباقِهِ عَنهُ عندَ إطلاقِهِ... [1]

استاد : دقت کنید مرحوم آخوند در این‌جا می‌فرماید « لا یبعد » نمی‌فرماید قطعاً چون در آن بحث دارد .

ایشان میفرماید : لفظ امر حقیقت در وجوب است بخاطر تبادر عند الإطلاق لفظ الأمر یعنی انسباق و سبقت‌گیری ذهن به معنای وجوب ، هنگامی که آمر لفظ امر را استعمال می‌کند .

استاد : پس دلیل این حرف عقل است . وقتی دلیل عقل شد دیگر آیات و روایات دلیل نیستند ، بلکه مرشد هستند . پس باید به این نکته توجه داشت .

دلیل ارشادی آن دلیلی است که ، آن دلیل مستقیم اولیه نخواهد بود، بلکه ارشاد الی‌العقل‌است . به عبارت دیگر ارشاد الی حکم العقل است یا ارشاد الی انسباق العقل ؛ یعنی این ادله دیگر خود به عنوان دلیل حکم محسوب نمی‌شوند بلکه مؤید حکم عقل هستند .

بنابراین اوامر ارشادی ، اوامری است که انسان را ارشاد و هدایت می‌کند به حکمی که عقل کرده است . و لذا مرحوم آخوند خراسانی ، این آیات را دلیل فهم وجوب از امر نمی‌داند بلکه این آیات را ارشاد به حکم عقل می‌داند .

...وَیُؤَیِّدُ قُولُهُ تَعالي : ﴿فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخالِفُونَ‌ عَنْ‌ أَمْرِه﴾‌...[2]

استاد : ایشان در ادامه می‌فرماید : و تأیید می‌کند ( دقت کنید : می‌فرماید تایید می‌کند نمی‌گوید دلالت می‌کند ) این مطلب را قول خدای تبارک و تعالی که می‌فرماید : « باید بترسند آن‌هایی که با امر خدا مخالفت می‌کنند » .

این برای چه صورتی است که این‌ها باید بترسند؟ این برای وقتی است که امتثال امر خدا واجب باشد یعنی دلالت بر وجوب داشته باشد ؛ اگر امر دلالت بر وجوب نکند برای چه مردم باید بترسند؟

...وَ قولُهُ صلیاللهعلیهوآلهوسلّم : لولا أن أشُقَّ علی اُمَّتي لَأمَرتَهُم بِالسِّواک ...

استاد : پیامبر گرامی اسلام فرمودند ، اگر این‌طور نبود که سخت گیری می‌کردم بر امّتم ، امرشان می‌کردم به مسواک زدن .

در چه صورتی امر به مسواک زدن سخت‌گیری محسوب می‌شود؟ در صورتی که امر دلالت بر وجوب داشته باشد . اگر دلالت بر وجوب نکند چه سخت‌گیری در کار است؟ پس این کلام پیامبر عظیم الشأن دارد ما را به حکم عقل ارشاد می‌کند . حکم عقل چیست ؟ انسباق وجوب از لفظ امر .

...وَ قولُهُ صلیاللهعلیهوآلهوسلّم لِدُریرَة بَعدَ قَولِها : أ تَأمُرُني یا رَسولَ الله ؟ لا ، بل إنّما أنا شافِعٌ ...

استاد : راوی به حضرت عرضه می‌دارد آیا به بنده امر فرمودید؟ حضرت فرمود : خیر . حال اگر ایشان می‌فرمودند : آری ، چه اتفاقی می‌افتاد ؟ واجب می‌شد . اما حضرت فرمود : خیر ، من در این مبحث به تو سفارش کردم ؛ یعنی امر مولوی به تو نکردم .

وَ صِحَّةُ الإحتِجاجِ علی العَبد وَ مُؤاخَذَتَهُ بِمُجَرَدِ مُخالَفَةِ اَمرِه وَ توبیخِهِ علی مُجَرَدِ مُخالَفَتِه کَمَا فِي قُولِهِ تَعالی : [3] ﴿مَامَنَعَکَ أن لا تَسجُدَ إذ أمَرتُک﴾ [4]

استاد : مرحوم آخوند می‌فرماید : این‌که صحیح است به عبد بگویند « چرا با امر مولایت مخالفت کردی؟» دلیل بر این است که امر دلالت بر وجوب دارد . بعد ایشان در ادامه می‌فرماید خود خداوند متعال هم همین کار را انجام می‌دهد ؛ روز قیامت خطاب می‌کند به آن‌ها که امر الهی را امتثال نکرده‌اند یا همین خطابی که به ابلیس شد در این آیه ، او را توبیخ می‌کند که چه چیز باعث شد که وقتی به تو امر شد که سجده کنی از این امر سر باز زدی؟ لذا این توبیخ حکایت از وجود حقیقت و دلالت حقیقی لفظ امر بر وجوب دارد .

بعضی گفته‌اند که ، این‌که می‌گوییم امر « إمّا أن یَدُلَّ علی الوُجوب وَ إمَّا أن یَدُلَّ علی الإستحباب » یعنی امر شد مَقسم و قسم‌ها شد وجوب و استحباب ؛ این حکایت می‌کند از این‌که امر وضع شده است برای یک معنای عامی که آن معنای عام هم می‌تواند وجوب در درونش قرار گیرد و هم استحباب .

مرحوم آخوند می‌فرماید این استدلال ، استدلال درستی نیست .

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo