« فهرست دروس

درس خارج اصول احمد فرخ‌فال

1400/08/03

بسم الله الرحمن الرحیم

جمع بندی نهایی و نظر مختار استاد

موضوع: جمع بندی نهایی و نظر مختار استاد

 

جمع بندی نهایی و نظر مختار استاد در خصوص اینکه آیا مفهوم علو و استعلاء در مادة امر اخذ شده است یا خیر :

مرحوم آخوند فرمود : علوّ شرط است اما استعلاء شرط نیست .

مرحوم نائینی فرمود : علوّ شرط است ، مولویّت هم شرط است .

مرحوم آیت الله خویی فرمودند : علوّ هست و استعلاء هم هست .

مرحوم امام (ره) فرمود : علوّ هست و ظاهر این است که استعلاء هم هست .

نظر مختار : عرض ما این است که ما عالم به حقایق نیستیم ؛ تعریف‌های حقیقی را هم نمی‌دانیم این حرفی که مرحوم آخوند خراسانی به کرّات می‌زند ، حرف درستی است .

می‌فرماید بسیاری از تعاریف ، تعاریف شرح الاسمی است ، تعریف واقعی نیست . تعریف حقیقی نزد خالق اشیاء است ولی ما تنها یک صورت ظاهری از اشیاء می‌دانیم ؛ پس ما تعریف واقعی را نمی‌دانیم بنابراین ظاهر برای ما حجت است .

بنده می‌خواهم پا را از این فراتر بگذارم و بگویم ، حتّی در تحاکمات و محاکمات در زمان خود نبی مکرم اسلام و همچنین ائمة اطهار (علیهم‌السّلام) به ظواهر عمل می‌کردند مگر در جایی که توطئه‌ای علیه اساس اسلام بود ، جبرائیل نازل می‌شد و عرض می‌کرد یا رسول الله این قضیه را بدینصورت دارند دنبال می‌کنند و شما در جریان باش تا بتوانی مطابق با واقعیت تصمیم بگیری اما در بقیة موارد رسول گرامی اسلام و ائمة اطهار (علیهم‌السّلام) از علم غیب خود استفاده نمی‌کردند و طبق ظواهر عمل می‌نمودند .

بنابراین این حرف که مرحوم آخوند خراسانی می‌فرماید ظواهر ، این یک واقعیت است و ما چاره‌ای جز پذیرش آن نداریم .

پس ما علم به حقایق نداریم ، آیات و اوامر بدون مقدمات به رسول گرامی اسلام نازل شده و ایشان هم بی هیچ واسطه‌ای آن‌ها را به مردم ابلاغ کرده‌اند ، پس فهم عرف از این‌ها بسیار حائز اهمیت است .

لذا اینکه علما میفرمایند : الظّاهر ، الإنسباق ، التّبادر، این‌ها درست است ، مائیم و فهم عرفی . عرف چه می‌گوید؟ می‌گوید امر مال کسی است که نفوّق و علو داشته باشد و اصولاً افراد دارای تفوّق و علوّ از موضعِ تفوق‌شان امر می‌کنند . این قالب کار است .

حال اگر کسی خفض جناح کرد ، از دو حال خارج نیست ؛ یا این‌که واقعاً با این مفهومش الزام وجود دارد و یا وجود ندارد . لذا اگر الزام نبود باید قرینه داشته باشد .

پس عرض ما این است که :

    1. ما عالم و عارف به اشیاء نیستیم ، برای همین است که علما هم می‌فرمایند : أقوی ، الظاهر ، تبادر و ... .

    2. واقعیت متفاهم عرف ، این بوده است که امر جایگاه ، مفهوم و پرستیژ خود را دارد .

    3. النّادرُ کَالمَعدوم ، این که مستشکل یک آمری پیدا کند که بدون پرستیژ امر کند ، النّادرُ کَالمَعدوم .

لذا بنده آن نظریهای که اختیار نمودهام این است که ، آن تبادر و انسباق برای ما ظهوری را می‌سازد که این ظهور هم شامل علو است و هم استعلاء .

موارد خاصی که همراه با خفض جناح است ولی ماهیت امر در آن وجود دارد مانند النّادرُ کَالمَعدوم است و نیاز به دلیل و قرینة جداگانه دارد .

و ظاهر این است که هم علو باید باشد و هم استعلاء . و از روایات هم إلی ماشاءالله می‌توان به این مسأله استناد نمود که آن‌جایی که واقعاً نبی مکرم اسلام امری برای گفتار خود قائل هستند ، آن را حفظ کرده‌اند و الزام را در درون این امر حفظ نموده است .

 

هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo