1404/11/08
بسم الله الرحمن الرحیم
آیه 241 و 242/سوره بقره /تفسیر قرآن کریم
موضوع: تفسیر قرآن کریم/سوره بقره /آیه 241 و 242
﴿وَ لِلْمُطَلَّقاتِ مَتاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَی الْمُتَّقینَ﴾[1] ﴿کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللهُ لَکُمْ آیاتهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ﴾[2]
صحبت در تفسیر آیه دویستوچهلویکم و دویستوچهلودوم سوره بقره است.
بیان آیه و ارتباط آن با آیات پیشین:
خداوند متعال در این آیه شریفه میفرمایند: ﴿وَ لِلْمُطَلَّقاتِ مَتاعٌ بِالْمَعْرُوفِ﴾.
در آیات گذشته مسئله مهریه مطرح شد که هر زنی مهریهای دارد و آن مهریه را باید پرداخت؛ چه برای طلاق باشد چه غیر طلاق، مهریه زنان را باید بپردازند.
حال اگر زنی را به هر دلیلی خواستند طلاق بدهند، توجه بکنند که این زن بالاخره امیدش به این شوهر بوده و اکنون زندگیش دارد به هم میخورد و مشکلات زیادی برایش به وجود میآید. با این طلاق، دیگر خانه ندارد، زندگی ندارد؛ چه باید بکند؟ مشکلات بسیار زیادی برایش هست.
شوهرهای متقی و مؤمن یکی از خصائصشان این است که حالا اگر نتوانستید با این زن زندگی بکنید، به فکر آینده این زن باشید که این میخواهد چه کار بکند. حالا از شما جدا شد، ولی بعداً بالاخره زندگیش چگونه خواهد گذشت؟ لذا محبتهایی را خداوند متعال توصیه میفرماید که به این زنهای مطلقه انجام بدهید.
شمول حکم نسبت به همه مطلقات:
﴿وَ لِلْمُطَلَّقاتِ﴾ جمع با الف و لام است؛ همه مطلقات را شامل میشود. حالا بعضیها گفتهاند مطلقات رجعی یا مطلقات غیر رجعی؛ فرقی نمیکند. همه مطلقات، چه بائن باشد چه رجعی باشد، هر نوع باشد، وقتی زنی را طلاق دادید ﴿مَتاعٌ بِالْمَعْرُوفِ﴾؛ چیزی به او داده شود.
متاع یعنی یک هدیهای، یک محبتی به او داشته باشید، آن هم ﴿بِالْمَعْرُوفِ﴾؛ یک محبت مناسبی برای این زن. غیر از آن واجباتی که دارید، این محبت جداگانهای هم به او داشته باشید، هوایش را داشته باشید.
بله، غیر از مهریه. حالا مهریه واجب است و اگر آمیزش شده باشد تمامش را باید بدهند و الا نصفش را؛ ولی این جدا از آن است. این یک بحثی است میان مفسرین که آیا این واجب است یا مستحب است یا رجحان دارد؟ این غیر از مهریه است، یک چیز اضافهای است.
البته در مورد مطلقه رجعیه، زوجیت برقرار است و نفقه مطلقه رجعیه تا مادامی که عدهاش تمام بشود باید پرداخت شود. در روایت داریم «المطلقة الرجعیة زوجة»[3] ؛ بنابراین نفقهاش در ایام عده واجب است. منتها این آیه شامل غیر از آن هم میشود؛ اینطور نیست که فقط او را شامل شود.
بررسی دیدگاه مفسران درباره وجوب یا استحباب متاع:
﴿مَتاعٌ بِالْمَعْرُوفِ﴾ یعنی به او محبتی بکنید، محبتی داشته باشید. ﴿حَقًّا عَلَی الْمُتَّقینَ﴾.
گفته شده احتمال قوی در این آیه وجود دارد و آن این است که زنانی که در ضمن عقد، مهریهشان مشخص نشده و قبل از آمیزش طلاق داده میشوند، شامل این حکم باشند. بله، این یک مسئله اخلاقی و عاطفی است.
عرض میکنیم: فرمایش اول شما درست است و بعضی از مفسرین این را فرمودهاند، ولی به نظر ما این درست نیست؛ به جهت اینکه مسئله مهریه، که یا تمام المهر را باید بدهد یا نصف المهر را، در آیات قبل بحث شده است. اگر این را هم به همان معنا بگیریم، تکرار مباحث گذشته میشود. لذا خود مفسرین هم اشاره کردهاند که اگر این را حمل بر همان مهریه کنیم، تکرار مطالب گذشته خواهد بود.
پس این یک رجحانی است غیر از مسئله مهریه؛ یعنی یک هدیه جداگانه غیر از مهریه داده شود. به نظر ما بهتر است اینگونه بگوییم: این متاع، واجب را شامل نمیشود؛ یا اگر هم شامل شود، هم واجب را شامل میشود و هم مستحب را. رجحان دارد که ﴿مَتاعٌ بِالْمَعْرُوفِ﴾ داده شود.
حالا مهریه را که باید بدهد؛ اگر مهریه تعیین نشده باشد، باید مهرالمثل بدهد، یا نصف مهرالمثل یا تمام مهرالمثل؛ این بحثها قبلاً مطرح شده است. اما اینکه یک محبت جدیدی شما به این زن مطلقه داشته باشید، از این آیه استفاده میشود.
لذا به نظر ما اینکه این آیه را مخصوص زنانی بدانیم که مهریهشان تعیین نشده، وجهی ندارد. بلکه «کل المطلقات»؛ همه مطلقات را شامل میشود و این محبت بهتر است به همه آنها بشود. اگر واجباتی دارند، واجباتشان انجام شود؛ مهریهشان داده شود، نصفش یا تمامش. اما این ﴿مَتاعٌ بِالْمَعْرُوفِ﴾ یک چیز اضافهای است.
تأکید بر تقوا در انجام این دستور:
﴿حَقًّا عَلَی الْمُتَّقینَ﴾؛ این حق است. اینطور نیست که بگوییم فقط واجبات را باید انجام بدهیم، نه؛ مستحبات را هم خوب است که انجام بدهیم. ﴿حَقًّا عَلَی الْمُتَّقینَ﴾، نفرمود حقاً علی المکلفین، بلکه فرمود علی المتقین.
افراد باتقوا و متدین باید یک مقداری با افراد معمولی فرق داشته باشند. شما که روحانی هستید، با افراد معمولی باید متفاوت باشید؛ محبتتان به مردم بیشتر باشد، محبتتان به مطلقات بیشتر باشد، تا بگویند این روحانی چقدر با محبت است، این انسان متقی چقدر با محبت است.
این امر ممکن است واجب نباشد؛ ﴿عَلَی الْمُتَّقینَ﴾ شاید اشاره به همین نکته باشد که این امر راجح است، ولی خیلی مورد تأکید است که انجام شود. این زن الان دلشکسته است؛ طلاق داده شده و حالت شکستگی دارد. هرچه بتوانی به او محبت بکنی، که اعصابش خرد نشود و ناراحت نشود، کار شایستهای است.
شرایط امروز و مسئله مهریههای سنگین:
بعضی به شوخی یا جدی میگویند این حکمی است که به آن عمل نشده. الان مهریهها سنگین شده است؛ مهریهاش را که میگیرد، دیگر چیزی اضافه به او بدهد؟ شاید این مربوط به زمانی بوده که مهریهها کم بوده است.
این بحث جداگانهای است که مهریه چقدر بوده و چقدر نبوده؛ زیاد بوده یا کم بوده. بله، الان مهریهها سنگین شده است و باید پرداخت شود. ولی در هر صورت، صحبت از افراد متقی است که محبت داشته باشید.
هدیه دادن و محبت کردن از نشانههای تقواست. گذشتن از مال کار آسانی نیست. انسان از مالش بگذرد و به دیگران بدهد، به افرادی که نیاز دارند کمک کند؛ این نشانه تقواست.
آثار اجتماعی و اخلاقی محبت پس از طلاق:
نکتهای که از این آیه و آیه بعد استفاده میشود این است که ﴿کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللهُ لَکُمْ آیاتهِ﴾؛ خداوند هرچه میگوید برای مصالح شماست.
این زن از خانه شما رفته و اسراری از شما دارد، نقاط ضعفی از شما میداند. اگر به این زن محبت بکنی، بدیهای شما را دیگر نمیگوید؛ میگوید عجب آدم خوبی بود، خدا حفظش کند، خیلی با محبت بود. اما اگر به او نرسید، ناراحت است و هرجا برسد بدگویی میکند.
شما شخصیت اجتماعی دارید؛ حالا به هر دلیلی نتوانستید زندگی را ادامه دهید. اگر او هر روز پشت سر شما چیزی بگوید، این به ضرر شماست. حتی به دشمن هم محبت کن؛ این یک روزی به دردت میخورد. هم برای دنیایت خوب است هم برای آخرتت.
﴿کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللهُ لَکُمْ آیاتهِ﴾؛ این آیات پروردگار است، تذکراتی است که خداوند به شما میدهد تا مصالح خودتان را بفهمید.
نقش عقل در هدایت:
﴿لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ﴾ شاید از این جمله استفاده شود که عقل به تنهایی سعادت را برای شما نمیآورد، ولی تدبر در آیات الهی همراه با تعقل، سعادت میآورد.
شما بگویید عقل خودم میرسد که این کار را انجام بدهم؛ نه، اگر خدا تذکر نمیداد، شاید انجام نمیدادید. اما وقتی خداوند تذکر داد و روی آن فکر کردید، متوجه میشوید که این تذکر به نفع شماست.
در بسیاری از آیات تعبیر ﴿لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ﴾ آمده است. معنایش این است که خداوند این کتاب و این آیات را نازل کرده، پیامبران را فرستاده تا شما تدبر کنید و به وسیله تعقل به سعادت دنیا و آخرت برسید.
با عقل است که پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) را قبول میکنید، امام را قبول میکنید، معاد را قبول میکنید، بهشت و جهنم را میپذیرید. اگر عقل داشته باشید، به سعادت دنیا و آخرت میرسید.
جمعبندی:
این آیه شریفه اصل را بیان میکند. «متاع» میتواند شامل واجب و مستحب هر دو باشد؛ ممکن است متاع واجب باشد، مثل نفقه مطلقه رجعیه، و ممکن است متاع مستحب باشد. هر دو را میتواند شامل شود.
آنچه مهم است، روح آیه است: توجه، محبت، گذشت و رعایت حال زن مطلقه، به عنوان نشانهای از تقوا و عقلانیت در پرتو هدایت الهی.