1404/11/04
بسم الله الرحمن الرحیم
مباحث الفاظ/اوأمر/مقدّمه واجب/واجب معلّق/قید واجب یا قید وجوب؟
موضوع: مباحث الفاظ/اوأمر/مقدّمه واجب/واجب معلّق/قید واجب یا قید وجوب؟
خلاصه جلسه گذشته: جلسه گذشته بحث درباره «واجب معلّق» (مانند حجّ) بود گفتیم که مقدّمات به وجودی و وجوبی تقسیم میشوند. بحث از وجوب مقدّمه، عمدتاً درباره مقدّمات وجودی است. برخی مقدّمات مانند استطاعت، هم وجودی و هم وجوبی هستند. وجوب آنها هنگام وجوب ذیالمقدّمه ثابت میشود. عناوین ذکر شده در نصوص (مانند مسافر، مستطیع)، شرایط وجوب هستند و تحقّق آنها گاه با اختیار موجب جریان حکم میشود. آیتالله بهجت وجوب مقدّمات را منوط به فعلیّت وجوب ذیالمقدّمه دانسته که همسو با نظریه واجب معلّق است. مرحوم محقّق خویی با مثال غسل پیش از روزه نشان داد که گاه وجوب مقدّمه، نه نفسی است و نه غیری (به معنای علّت و معلول). راه حل، تفسیر وجوب غیری به «مطلوبیت ذیالمقدّمه» و «وجوب به خاطر او» است، بدون التزام به رابطه علّی زمانی.
در مباحث اصول فقه، ذیل عنوان «واجب معلّق»، مباحث متعدّدی مطرح گردید. لکن در مجموع، یک سؤال اساسی وجود دارد که ممکن است از سوی شما بزرگواران بهعنوان مجتهد مطرح شود و آن سؤال این است:
اگر برای یک واجب، قیدی ذکر شود، آیا این قید را باید قیدِ «وجوب» بدانیم یا قیدِ «واجب»؟
سؤال کاملاً روشن است. فرض این است که شما در مقام اجتهاد و استنباط حکم شرعی هستید و میخواهید فتوا صادر کنید. در مواجهه با یک قید، آیا این قید به اصل وجوب برمیگردد یا به متعلّق وجوب (واجب)؟ مثال قرآنی: روزه ماه رمضان؛ آیه شریفه میفرماید:
﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ﴾[1] گفته میشود:«از ابتدای طلوع فجر در ماه رمضان روزه بگیرید.» در اینجا سؤال این است که «ابتدای طلوع فجر» زمان وجوب است یا زمان واجب؟ شما بهعنوان مجتهد، از این آیه استفاده میکنید که «روزه، واجب است» و این وجوب مربوط به ماه رمضان است.
حال سؤال این است: آیا «ماه رمضان» زمانِ وجوب است یا زمانِ واجب؟ سپس آیه دیگری وارد میشود که میفرماید روزه از ابتدای اذان صبح تا ابتدای اذان مغرب است. این قید زمانی چه نقشی دارد؟ آیا این زمان، زمانِ وجوب است یا زمانِ انجام واجب؟
تحلیل تفکیکی میان زمان وجوب و زمان واجب
به نظر ما، از آیه شریفه «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ» استفاده میشود که وجوب روزه از ابتدای ماه رمضان تحقّق پیدا میکند؛ پس ماه رمضان، زمان وجوب است. امّا اینکه روزه باید از ابتدای اذان صبح تا ابتدای اذان مغرب انجام شود، ناظر به زمان واجب است، نه زمان وجوب. بنابراین؛ زمان وجوب، کل ماه رمضان و زمان واجب از اذان صبح تا اذان مغرب است.
مسئله مقدّمه واجب و رفع اشکال
حال به ما گفته میشود: اگر کسی جنب است، باید قبل از اذان صبح غسل کند. این غسل، مقدّمه واجب است. اشکال معروف این بود که «مقدّمه واجب، قبل از تحقّق وجوب، واجب نمیشود.»
امّا با این تحلیل، اشکال برطرف میشود؛ زیرا وجوب روزه از ابتدای ماه رمضان آمده است. اگرچه زمان انجام واجب (روزه) هنوز نرسیده، امّا زمان وجوب محقّق شده است. پس انجام غسل قبل از اذان صبح، انجام مقدّمه واجب در زمان وجوب است، نه قبل از آن.
بازگشت به سؤال اصلی: قید، قید وجوب است یا قید واجب؟
اکنون سؤال اصلی دوباره مطرح میشود:
اگر یک قید زمانی وارد شد و شکّ کردیم که آیا این قید، قیدِ وجوب است؟ یا قیدِ واجب است؟
در اینجا، دلیل قطعی نداریم که فوراً بگوییم این قید، قید واجب است. چرا که: احتمال دارد قید، قید وجوب باشد و احتمال دارد قید، قید واجب باشد. هر دو احتمال عقلاً و اصولاً ممکن است، بهویژه با پذیرش امکان واجب معلّق و واجب استقبالی. بنابراین: نمیتوان بهصورت جزم و قطع گفت این قید، قید وجوب است. همانگونه که نمیتوان بهصورت جزم و قطع گفت قید، قید واجب است. تشخیص این امر نیازمند قرائن و شواهد خاص است.
نتیجهگیری اصولی در باب قیود
نتیجهای که از مجموع بحث واجب معلّق بهدست میآید این است که قیود، دو احتمال دارند: قید وجوب قید واجب، وظیفه مجتهد آن است که با مراجعه به قرائن لفظی، عقلی و عرفی، تشخیص دهد که قید مذکور ناظر به کدامیک است.
نکته دوم: اعتباری بودن اوامر و نواهی شرعی
اوامر و نواهی شارع مقدس، امور اعتباری هستند. نباید این امور اعتباری را با امور تکوینی و نظام علّت و معلول، آنگونه که در منطق و فلسفه مطرح میشود، قیاس کرد. نباید فوراً گفت: این علّت است، آن معلول است، پس چون علّت نیامده، معلول چگونه آمده است؟ اینگونه اشکالات، در این مقام راه ندارد. فرض کنید پدر شما به شما میگوید:«به احتمال قوی، امروز مهمان داریم.» اگرچه آمدن مهمانها هنوز یقینی نیست، امّا عقل و عرف حکم میکند که شما مقدمات را فراهم کنید؛ غذا تهیه کنید، میوه بخرید، وسایل را آماده کنید. این نه از باب علّت و معلول، بلکه از باب حکم عقلاء در امور اعتباری است.
در واجبات الهی نیز چنین است: اگر احتمال وجوب وجود داشته باشد، عقل حکم میکند که مقدمات فراهم شود.
بنابراین:
در باب مقدّمه واجب، صرف احتمال وجوب ذیالمقدّمه، برای وجوب یا لزوم فراهمسازی مقدمات کافی است. نباید این مسائل را با تحلیلهای سختگیرانه علّت و معلولی فلسفی خلط کرد.
خلاصه بحث:
قیود وارد بر واجبات، ممکن است قید وجوب یا قید واجب باشند.
در صورت شکّ، هیچیک بهصورت قطعی ترجیح ندارد و نیازمند قرینه است.
با پذیرش امکان واجب معلّق، بسیاری از اشکالات مقدّمه واجب مرتفع میشود.
زمان وجوب و زمان واجب باید از یکدیگر تفکیک شوند.
اوامر شرعی، اعتباریاند و نباید با نظام علّت و معلول تکوینی سنجیده شوند.