1405/01/19
بسم الله الرحمن الرحیم
زهد/صفات مؤمن /جنود عقل و جهل
موضوع: جنود عقل و جهل /صفات مؤمن /زهد
زهد، اخلاص، یقین و توکل؛ هدایای الهی به پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله)
زهد؛ یکی از نعمتهای بزرگ الهی:
صحبت در بحث اخلاق، در رابطه با زهد بود. یکی از نعمتهای خداوند متعال به انسان، مسئله زهد است. در روایتی آمده است که بهترین هدیهای که جبرئیل برای پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآله) آورد، هدایایی بود که یکی از آنها زهد بود؛ یعنی خداوند زهد را به پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) هدیه داد.
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) سؤال کردند که این هدیهای که خداوند متعال به ایشان داده و نام آن زهد است، چه معنایی دارد؟
جبرئیل در پاسخ عرض کرد: زاهد کسی است که دوستان خدا را دوست بدارد و دشمنان خدا را دشمن بدارد، از حلال دنیا به اندازه استفاده کند و از حرام الهی دوری نماید. اگر انسان از حرام دوری کند، از حلال خداوند بهره ببرد و دوستان خدا را دوست داشته باشد و دشمنان خدا را دشمن بدارد، دارای مقام زهد خواهد بود.
این صفت مهمی است که خداوند متعال به پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآله) هدیه داده است. جبرئیل این هدیه را برای پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) آورد که خداوند آن را به ایشان عطا فرموده بود تا زاهد باشد. در حلال دنیا حساب است و در حرام آن عقاب؛ بنابراین باید از محرمات کاملاً دوری کرد و از حلالهای الهی بهره برد.
دوستی با اولیای خدا و دشمنی با دشمنان خدا:
ما باید دوستان خدا را دوست بداریم و دشمنان خدا را دشمن بداریم. بعضی افراد هستند که دوستان خدا را دوست دارند؛ ائمه (علیهمالسلام) و اولیای الهی را دوست دارند، اما با دشمنان خدا دشمنی نمیکنند. میگویند با آمریکا بسازید، با اسرائیل کنار بیایید، چرا مرگ بر آمریکا میگویید و چرا مخالفت میکنید؟
اینها دشمنان خدا هستند. چگونه میتوان با دشمنان خدا سازش کرد؟ یکی از علائم زهد همین است که وقتی کسی را دشمن خدا میدانیم، با او دشمن باشیم.
ما در روایات و دعاها میخوانیم: «لعنة الله علی اعدائهم اجمعین» این عبارت را برای چه میگوییم؟ برای اینکه نسبت به دشمنان اولیای خدا، دشمنان ائمه، دشمنان پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، دشمنان خداوند و دشمنان اولیای الهی باید موضع دشمنی داشته باشیم.
ممکن است ما صفت خوبی داشته باشیم و اولیای خدا را دوست بداریم؛ به زیارت امام حسین (علیهالسلام) برویم، به زیارت حضرت ابوالفضل العباس (علیهالسلام)، امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، امام رضا (علیهالسلام) و سایر ائمه (علیهمالسلام) مشرف شویم. اینها بسیار خوب و ارزشمند است و نشاندهنده محبت به اهلبیت (علیهمالسلام) و اولیای الهی است. اما مقام دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه با دشمنان آنان نیز دشمن باشیم. یعنی همان «اعدائهم اجمعین»؛ یعنی با همه دشمنان خداوند مبارزه کنیم، نه اینکه فقط به زبان بگوییم.
اگر یزید و یزیدیان هستند، با آنان مبارزه کنیم؛ اگر معاویهصفتان هستند، با آنان مبارزه کنیم. نباید فقط محب اهلبیت باشیم. محبت اهلبیت، زیارت آنان و گریه بر اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) بسیار ارزشمند است، اما باید همراه با دشمنی نسبت به دشمنان آنان باشد.
دوستان اهلبیت را باید دوست داشت، به آنها محبت کرد، دستگیری نمود و یاری رساند؛ اما نسبت به دشمنان اهلبیت، دشمنان اولیای خدا، دشمنان رهبری، دشمنان مرجعیت، کسانی که با مراجع تقلید مخالفت میکنند و کسانی که با نظام اسلامی مخالفت میورزند، باید موضع دشمنی داشت.
بنابراین، زهد به این معناست که اگر میخواهید زاهد باشید، باید با دوستان خدا دوست و با دشمنان خدا دشمن باشید، به حلال الهی اکتفا کنید و به حرام نزدیک نشوید.
اخلاص؛ هدیه دوم الهی:
سپس جبرئیل به پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) عرض کرد که خداوند هدیه دیگری نیز برای شما فرستاده است. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) پرسیدند: آن هدیه چیست؟ جبرئیل عرض کرد: اخلاص. خداوند نعمت اخلاص را نیز به شما عطا کرده است.
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) سؤال کردند: اخلاص چیست و بنده مخلص چه کسی است؟
جبرئیل در پاسخ عرض کرد: بنده مخلص کسی است که از دیگران چیزی نخواهد. وقتی خداوند نعمتی به او میدهد، راضی و خشنود میشود و میگوید: «الحمدلله». هیچگاه از دیگران توقعی ندارد و چیزی طلب نمیکند.
بعضی افراد دائماً از این و آن درخواست میکنند و همواره دست نیاز به سوی دیگران دراز میکنند. چنین افرادی اخلاص کمتری دارند.
اگر انسان مخلص باشد، از خدا میخواهد و میگوید: خدایا، خودت مشکلات مرا حل کن. هر نعمتی هم که خداوند به او عطا کند، شاکر و خشنود است و میگوید: الحمدلله که سلامتی دارم، الحمدلله که فرزند خوب دارم، همسر خوب و زندگی خوبی دارم.
اینها از نشانههای اخلاص است. اخلاص یعنی انسان متکی به خدا باشد، نه متکی به خلق خدا. دائماً اظهار حاجت به دیگران نکند و نسبت به آنچه خداوند به او داده، راضی و خشنود باشد.
یقین؛ هدیه سوم الهی:
جبرئیل سپس عرض کرد که خداوند هدیه دیگری نیز غیر از زهد و اخلاص به شما عطا کرده است.
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) پرسیدند: آن هدیه چیست؟ جبرئیل عرض کرد: یقین.
پیامبر سؤال کردند: یقین چیست؟ جبرئیل توضیح داد: هر بندهای که یقین در دلش جای بگیرد، چنان برای خدا عمل میکند که گویا خدا را به چشم میبیند.
انسان با یقین، هرچند خدا را نمیبیند، اما باور دارد که خدا او را میبیند. اگر اعتقاد انسان به این مرحله برسد که خداوند او را میبیند، همه اعمال او را میداند و بر تمام رفتارهایش آگاه است، به مقام یقین رسیده است. نه اینکه فقط به زبان بگوید خدا مرا میبیند، بلکه با تمام وجود و قلب خود این حقیقت را باور داشته باشد که خداوند شاهد و ناظر همه اعمال اوست.
این همان مقام یقین است که خداوند به پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) عطا فرموده است.
لذا از بزرگترین نعمتهای پروردگار همین است که انسان دارای یقین باشد. اگر انسان یقین داشته باشد، خدا را ناظر و شاهد اعمال خود بداند و باور کند که خداوند بر همه رفتارهای او آگاه است، هرگز به دنبال گناه و کار خلاف نخواهد رفت.
توکل؛ هدیه چهارم الهی:
جبرئیل عرض کرد: خداوند هدیه دیگری نیز برای شما فرستاده است. پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) پرسیدند: آن هدیه چیست؟ جبرئیل عرض کرد: توکل.
یکی از نعمتهایی که خداوند به پیامبر عطا کرده، مسئله توکل است.
توکل چیست؟ توکل آن است که انسان در همه کارهای خود بر خداوند اعتماد و تکیه داشته باشد. این نیز از مراتب و مدارج زهد است. زاهد کسی است که در تمام امور زندگی بر خداوند توکل داشته باشد.
راه رسیدن به این مقامات:
برای رسیدن به مقام زهد، اخلاص، یقین و توکل راههایی وجود دارد که انشاءالله در مباحث آینده به آنها پرداخته خواهد شد.
از خداوند متعال میخواهیم که این مقامات را به ما نیز عنایت فرماید؛ بهرهای از زهد، بهرهای از اخلاص، بهرهای از یقین و بهرهای از توکل نصیب ما گرداند.
انشاءالله خداوند متعال به همه ما توفیق دهد که از نظر معنوی رشد کنیم و به این مقامات عالیه دست یابیم.