1404/11/08
بسم الله الرحمن الرحیم
زهد/صفات مؤمن /جنود عقل و جهل
موضوع: جنود عقل و جهل /صفات مؤمن /زهد
زهد؛ دریچه معرفت و خیرات:
سخن در بحث اخلاق درباره زهد و معنای آن بود و اینکه زهد دریچه معرفت است و راه خیرات از زهد گشوده میشود.
امام صادق (علیهالسلام) میفرماید: «مَنْ زَهِدَ فِي الدُّنْيَا أَثْبَتَ اللَّهُ الْحِكْمَةَ فِي قَلْبِهِ وَ أَنْطَقَ بِهَا لِسَانَهُ وَ بَصَّرَهُ عُيُوبَ الدُّنْيَا دَاءَهَا وَ دَوَاءَهَا وَ أَخْرَجَهُ مِنَ الدُّنْيَا سَالِماً إِلَى دَارِ السَّلَامِ.»[1]
شنیدهاید که گفتهاند: «العلم نورٌ یقذفه الله فی قلب من یشاء». این به چه معناست؟ گاهی کسی زحمت میکشد، درس میخواند، اما نور ندارد. شخص دیگری را میبینید که کمتر زحمت میکشد، ولی نورانیت دارد. فرق است بین علم و نور.
علمی که با نماز شب، با نماز اول وقت، با توجه به خدا و با دوری از گناه توأم باشد، آن نور میشود. اما علمی که همراه با گناه و بیتوجهی به واجبات باشد، ممکن است علم باشد، ولی نور نیست.
باید فرق گذاشت بین علم فقه و فقاهت و تفسیر و اینها با علم ریاضیات. آن علم ریاضیات و امثال آن با این فرق میکند؛ این علم باید همراه با تقوا، زهد، عبادت و نماز شب باشد.
در همان روایت آمده است: اگر در دنیا زاهد باشید، خداوند حکمت را در قلب شما ثابت میکند؛ متزلزل نمیشوید. با یک شبهه، با یک حرف، ایمانتان سست نمیشود.
اثر نورانیت در کلام:
«﴿وَ أَنطَقَ بِهَا لِسَانَهُ﴾»؛ یعنی چه؟ بعضیها وقتی صحبت میکنند، به دل مینشیند. یک منبری صحبت میکند، شما لذت میبرید، سخنش در دل قرار میگیرد. ممکن است همان حرف را از دیگران هم شنیده باشید، اما در قلب شما رسوخ نکرده است. اما بعضیها وقتی سخن میگویند، انسان باور میکند، اطمینان پیدا میکند، اثر میگذارد. اگر انسان اهل زهد و حکمت و نورانیت باشد، وقتی سخنرانی میکند، اثر میکند.
گاهی میبینید یک شخصیت بزرگ وقتی صحبت میکند، جمعیت زیادی به حرکت درمیآیند، تحت تأثیر قرار میگیرند و میپذیرند. حتی مخالفان هم میگویند حرف، حرف درستی است. این اثرِ حکمتِ همراه با نورانیت است که در قلوب قرار میگیرد.
اما اگر انسان اهل گناه و معصیت باشد و فقط چند مطلب یاد گرفته باشد و سخنرانی کند، آن نور و اثر را ندارد. پس اول، وقتی زاهد شدی، حکمت در قلبت ثابت میشود؛ مؤمن واقعی میشوی و متزلزل نمیگردی. دوم، وقتی سخن میگویی، همان حکمت را به دیگران منتقل میکنی.
شناخت عیوب و درمانها:
در ادامه روایت آمده است که انسانِ اهل حکمت، عیوب خود را میفهمد. تکبر نمیکند، تواضعش بیشتر میشود، زهدش بیشتر میشود. هرچه مقامش بالاتر میرود، زهدش بیشتر میگردد. عیوب دنیا را میفهمد؛ دردها و درمانها را میشناسد. خداوند به او کمک میکند تا از دنیا سالم خارج شود و به دارالسلام برسد.
عاقبتبهخیری بسیار مهم است. در طول این سالها دیدهایم که همه عاقبتبهخیر نشدند. بسیاری به مقامات رسیدند، اما عاقبتبهخیری چیز دیگری است. پس از آغاز راه علم، اگر تقوا، نماز شب، نماز اول وقت و دوری از گناه همراه انسان باشد، هم حکمت پیدا میکند، هم زبانش مؤثر میشود و هم عاقبتش به خیر خواهد شد.
کلید همه خیرات:
همچنین از امام صادق (علیهالسلام) نقل شده است: «جُعِلَ الخَیرُ کُلُّهُ فی بَیتٍ وَ جُعِلَ مِفتاحُهُ الزُّهدَ فِی الدُّنیا»[2] همه خیر در خانهای قرار داده شده و کلید آن خانه، زهد در دنیاست. اگر زاهد شدید، کلید سعادت دنیا و آخرت را به دست آوردهاید.
هدایای الهی به پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله):
مرحوم شیخ صدوق نقل میکند که جبرئیل نزد پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) آمد و عرض کرد: یا رسولالله، خداوند برای شما هدیهای فرستاده است. پیامبر پرسید: هدیه چیست؟
جبرئیل عرض کرد: صبر، قناعت، رضا، زهد، اخلاص، توکل و یقین. اینها هدایایی است که خداوند به پیامبر عطا کرده است.
معنای صبر:
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) سؤال کردند: صبر چیست؟
جبرئیل توضیح داد: صبر آن است که در مشکلات، شکر خدا را بهجا آوری؛ شکایت نکنی؛ بگویی الحمدلله، شکراً لله.
بعضیها وقتی پول میرسد میگویند الحمدلله، اما وقتی نمیرسد، شکایت میکنند. اگر اتفاقی بیفتد، میگویند چرا برای من؟ چرا ماشین من تصادف کرد؟ چرا فرزند من مریض شد؟ اما صبر یعنی در هر حال بگویی الحمدلله.
نقل است از مرحوم آیتالله لنگرودی که بسیار بیمار بودند؛ درد پا، درد کمر، ناراحتی قلبی داشتند. هر وقت از ایشان سؤال میشد حالتان چطور است، میگفتند: الحمدلله. بعد میگفتند البته پایم خیلی درد میکند. اول شکر خدا، بعد بیان مشکل.
اگر خواستید بگویید کمرم درد میکند یا مشکلی دارم، اول بگویید الحمدلله، شکرا لله؛ سپس بگویید خدایا شفا بده، مشکلم را برطرف کن.
معنای قناعت:
قناعت چیست؟ جبرئیل فرمود: قناعت آن است که هرچه خدا به تو داد، خوشحال باشی؛ کم باشد یا زیاد. شهریه کم است، الحمدلله. مشکلات زیاد است، الحمدلله. البته انسان تلاش خود را میکند، اما در هر حال میگوید الحمدلله. این معنای قناعت است؛ اینکه هرچه از ناحیه خدا میرسد، انسان راضی و خوشحال باشد، کم باشد یا زیاد.