« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد محسن فقیهی

1404/11/05

بسم الله الرحمن الرحیم

ادلّه اخذ اجرت بر تعلیم قرآن /التكسب بالواجبات /المكاسب المحرمة

 

موضوع: المكاسب المحرمة/التكسب بالواجبات /ادلّه اخذ اجرت بر تعلیم قرآن

 

خلاصه جلسه گذشته: بحث در فقه، ناظر به مسئله تعلیم قرآن و حکم اخذ اجرت در برابر آموزش قرآن بود. پرسش اصلی آن است که آیا دریافت مزد در قبال تعلیم قرآن کریم جایز است یا خیر؟ و در صورت جواز یا عدم جواز، آیا این عمل مشمول حرمت، کراهت یا اباحه می‌باشد؟

در این زمینه، روایات متعددی از معصومان (علیهم‌السلام) نقل شده است که برخی دلالت بر نهی، برخی بر جواز، و برخی ظاهر در ترجیح ترک اخذ اجرت دارند. در جلسات پیشین، بخشی از این روایات بررسی شد و در ادامه بحث، روایات دیگری نیز مطرح می‌شود تا در نهایت بتوان به جمع‌بندی روشنی دربارۀ حکم فقهی این مسئله دست یافت.

روایت ششم: اسحاق بن عمّار

«[1] مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى[2] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الرَّازِيِّ[3] عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ[4] عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ[5] عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ[6] عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ إِنَّ لَنَا جَاراً يُكَتِّبُ وَ قَدْ سَأَلَنِي أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ عَمَلِهِ قَالَ: مُرْهُ إِذَا دُفِعَ إِلَيْهِ الْغُلَامُ أَنْ يَقُولَ لِأَهْلِهِ إِنِّي إِنَّمَا أُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَ الْحِسَابَ وَ أَتَّجِرُ عَلَيْهِ بِتَعْلِيمِ الْقُرْآنِ حَتَّى يَطِيبَ لَهُ كَسْبُهُ».[7]

با توجه به وجود راویان ضعیف، به‌ویژه ابوعبدالله رازی و حسن بن علی بن ابی‌حمزه بطائنی، این روایت از نظر سندی ضعیف به شمار می‌آید و نمی‌تواند به‌تنهایی مستند حکم الزامی قرار گیرد.

در دلالت روایت آمده است که اسحاق بن عمّار از امام (علیه‌السلام) درباره همسایه‌ای که مکتب‌دار است و از او خواسته‌اند درباره حلال یا حرام بودن کسب خود پرسش کند، سؤال می‌نماید. حضرت در پاسخ می‌فرمایند: هنگامی که کودکی را برای آموزش نزد او می‌آورند، به خانواده‌اش بگوید که من «کتاب و حساب» را به او می‌آموزم.

مقصود از «کتاب و حساب»، آموزش قرآن و حساب است. توصیه امام (علیه‌السلام) آن است که معلم، آموزش این امور را موضوع اجرت قرار دهد و درباره تعلیم قرآن، نیت خود را «تجارت با خداوند» قرار دهد. به بیان دیگر، تعلیم قرآن را برای خدا انجام دهد و در مقابل آن اجرتی مطالبه نکند، امّا برای آموزش سایر مهارت‌ها، دریافت مزد داشته باشد تا معیشت او نیز تأمین گردد.

 

بررسی دلالت روایت بر حرمت یا کراهت

این روایت در کتاب تهذیب‌الاحکام نقل شده است، امّا با توجه به ضعف سند، نمی‌توان آن را دلیل قطعی بر حرمت اخذ اجرت در تعلیم قرآن دانست. افزون بر ضعف سند، دلالت روایت نیز محل بحث است؛ زیرا تعبیر «تجارت با خدا» می‌تواند ناظر به یک توصیه اخلاقی و استحبابی باشد، نه بیان حکم الزامی.

برخی از فقها این روایت را حمل بر کراهت کرده‌اند و گفته‌اند مناسب‌تر آن است که تعلیم قرآن بدون مطالبه اجرت انجام شود، امّا حرمت از آن استفاده نمی‌شود. محقق اردبیلی و محقق نراقی نیز تصریح کرده‌اند که مجموع این روایات نهایتاً دلالت بر کراهت دارد، نه حرمت.

محقق اردبیلی (رحمه‌الله) می‌گوید: «لعلّ معنى قوله «إنّما أعلّمه» أنّه أعلّمه في علم الكتابة- قراءة أو كتابة- و الحساب بالأجرة و يريد بتعليم القرآن الثواب و التجارة مع اللّه».[8]

اصل اباحه در فرض تعارض روایات

اگر فرض شود که روایات این باب با یکدیگر تعارض دارند ـ به‌گونه‌ای که برخی دال بر نهی، برخی ظاهر در کراهت و برخی صریح در جواز هستند ـ نوبت به اصل عملی می‌رسد. اصل در این مقام، اصل اباحه است؛ زیرا شخص عملی را انجام می‌دهد و در برابر آن اجرتی مطالبه می‌کند و دلیل معتبر و قاطعی بر حرمت وجود ندارد.

علامه حلّی در تصریح می‌کند که اصل در اخذ اجرت بر تعلیم قرآن، اباحه است و نهایتاً می‌توان کراهت را از برخی روایات استفاده کرد، نه بیش از آن.[9]

 

ملاحظه اجتماعی: ضرورت ترویج تعلیم قرآن

نکته مهم دیگر در این بحث، توجه به آثار اجتماعی حکم است. اگر اخذ اجرت در تعلیم قرآن حرام دانسته شود، در بسیاری از موارد معلمان قرآن قادر به اداره معیشت خود نخواهند بود و این امر می‌تواند به تعطیلی یا تضعیف آموزش قرآن در جامعه بینجامد.

ازاین‌رو، برای اشاعه و گسترش تعلیم قرآن، لازم است راه معقولی برای تأمین زندگی معلمان فراهم باشد. همان‌گونه که مردم برای آموزش علوم و زبان‌های گوناگون هزینه می‌کنند، پرداخت اجرت برای آموزش قرآن نیز امری معقول و بلکه لازم به نظر می‌رسد.

 

دیدگاه امام خمینی (قدّس سرّه) و دیگر فقها

مرحوم امام خمینی (قدّس سرّه) به‌صراحت می‌فرمایند که اخذ اجرت برای تعلیم قرآن، کتابت و خط هیچ اشکالی ندارد.

«أمّا تعليم القرآن فضلا عن‌ غيره من الكتابة و قراءة الخطّ و غير ذلك فلا بأس بأخذها عليه».[10]

مرحوم سبزواری می‌گوید: «يجوز أخذ الأجرة لتعليم القرآن و سائر الكمالات الدينية أو الدنيوية و الأولى التنزه عنه في تعليم القرآن لأن تعلم كلام اللّه أجل من أن يقابل بمال الدنيا مطلقا».[11]

آیت‌الله سبحانی، روایات نهی را حمل بر کراهت کرده است: إنّها محمول على الكراهة أو التقية كما يظهر من بعض الروايات.[12]

آیت‌الله فاضل لنکرانی و آیت‌الله حکیم نیز قائل به جواز اخذ اجرت هستند، هرچند ترک شرط‌گذاری صریح در تعیین مزد را مناسب‌تر می‌دانند.

آیت‌الله فاضل لنکرانی می‌گوید: «أمّا تعليم القرآن، فضلا عن غيره من الكتابة و قراءة الخطّ و غير ذلك، فلا بأس بأخذها عليه. و المراد بالواجبات المذكورة ما وجب على نفس الأجير».[13]

و آیت‌الله حکیم می‌گوید: «الظاهر جواز أخذ الأجرة على تعليم القرآن و إن كان الأولى عدم المشارطة في تعيين الأجر، بل يرضى بما يدفع له. و أولى منه عدم أخذ شي‌ء عليه حتى الهدية».[14]

آیت‌الله مکارم شیرازی نیز اخذ اجرت را جایز می‌دانند و حتی کراهتی برای آن قائل نیستند، مگر در مواردی که آموزش آن واجب عینی باشد؛ مانند تعلیم حمد و سوره برای نماز.

«يجوز أخذ الاجرة على تعليم القرآن و لا كراهة فيه ما عدا ما يجب تعليمه و تعلّمه شرعا لحفظ القرآن عن الاندراس، أو لقراءته في الصلاة، أو كشف أحكام الشرع و غيره».[15]

ردّ شبهه «سُحت» بودن کسب معلم قرآن

در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) آمده است که شخصی عرض می‌کند مردم می‌گویند کسب معلم قرآن «سُحت» است. حضرت در پاسخ می‌فرمایند: «دشمنان خدا دروغ می‌گویند؛ آنان می‌خواهند قرآن آموزش داده نشود». سپس می‌فرمایند حتی اگر کسی دیۀ فرزندش را به معلم قرآن بدهد، بر معلم مباح است.

عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ[16] عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ[17] عَنْ شَرِيفِ بْنِ سَابِقٍ[18] عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرَّةَ[19] قَالَ: «قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه‌ السلام): هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ إِنَّ كَسْبَ الْمُعَلِّمِ سُحْتٌ. فَقَالَ: كَذَبُوا أَعْدَاءُ اللَّهِ إِنَّمَا أَرَادُوا أَنْ لَا يُعَلِّمُوا الْقُرْآنَ وَ لَوْ أَنَّ الْمُعَلِّمَ أَعْطَاهُ رَجُلٌ دِيَةَ وَلَدِهِ لَكَانَ لِلْمُعَلِّمِ مُبَاحاً».[20]

این روایت هرچند از نظر سندی چندان قوی نیست، امّا مضمون آن با سایر شواهد فقهی و سیره مسلمانان سازگار است.

 

سیره مستمر و قرار دادن تعلیم قرآن به‌عنوان مهریه

سیره مستمر مسلمانان از صدر اسلام تاکنون بر پرداخت اجرت به معلمان قرآن بوده است. افزون بر این، روایات صریحی وجود دارد که تعلیم قرآن می‌تواند به‌عنوان مهریه در عقد نکاح قرار گیرد. از جمله، پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به مردی که مالی برای مهریه نداشت، فرمودند اگر قرآن می‌دانی، همان تعلیم قرآن را مهریۀ همسرت قرار بده.

این مسئله مورد پذیرش و اتفاق نظر فقها نیز قرار گرفته و خود، شاهد روشنی بر جواز اخذ عوض در برابر تعلیم قرآن است.

 


[1] قد أخبرني به الشيخ أبو عبد الله (محمّد بن محمّد بن النعمان المفید: امامی ثقه) و الحسين بن عبيد الله (الغضائري: امامی ثقه) و أحمد بن عبدون (أحمد بن عبدالواحد بن عبدون: امامی و بنا بر تحقیق، ثقه است) كلهم عن أبي جعفر محمد بن الحسين بن سفيان (محمد بن الحسين بن علي بن سفيان البزوفي: مهمل؛ عن أحمد بن إدريس (القمي: امامی ثقه) عن….
[2] ابن عمران الأشعري: امامی ثقه.
[3] محمّد بن عبد الله بن أحمد أبو عبد الله الجاموراني‌: غیر امامی ضعیف.
[4] الحسن بن عليّ بن أبي حمزة: البطائني: از رؤوسای واقفیه ضعیف.
[5] سیف بن عمیرة: امامی ثقه.
[6] الصیرفي: بنا بر تحقیق، امامی ثقه.
[16] علي بن محمد ماجیلویه بن عبد الله بن عمران البرقی (امامی ثقه).
[17] أحمد بن محمّد بن خالد البرقي امامی ثقه.
[18] التفلیسي: امامی ضعیف.
[19] ظاهرا امامی است و ضعیف.
logo