1403/06/18
بسم الله الرحمن الرحیم
شرط اول:تساوی در حریت و رقیت، تفسیر آیه الحر بالحر/شرائط القصاص /کتاب القصاص
موضوع: کتاب القصاص/شرائط القصاص /شرط اول:تساوی در حریت و رقیت، تفسیر آیه الحر بالحر
بحث فقه ما کتاب القصاص بود. رسیدیم به شروط قصاص که تحت چه شرایطی قصاص تحقق پیدا میکند. مرحوم امام قدس سره فرمودند: القول فی الشرائط المعتبرة فی القصاص[1]
گفتار ما در رابطه با شرایطی که در قصاص معتبر است می باشد. یعنی اگر این شرایط نباشد قصاص تحقق پیدا نمیکند و انجام نمیگیرد و اجرایی نمیشود.
و هي امور: الأوّل: التساوي في الحرّية و الرقّية، فيقتل الحرّ بالحرّ وبالحرّة، لكن مع ردّ فاضل الدية، و هو نصف دية الرجل الحرّ، وكذا تقتل الحرّة بالحرّة وبالحرّ لكن لا يؤخذ من وليّها أو تركتها فاضل دية الرجل.[2]
فرمود شرط اول از شرایط قصاص تساوی بین مقتص و مقتص منه؛ بین مقتول و قاتلی که میخواهد قصاص بشود است. باید بین اینها تساوی باشد؛ تساوی در حریت و عبودیت و در ذکوریت و انوثیت. مرد در مقابل مرد، زن در مقابل زن، حر در مقابل حر و عبد در مقابل عبد.
قبل از اینکه کامل فتوا را بخوانیم مستند این حرف را بگوییم که دلیل شرط تساوی چیست؟
مستند این شرط:
اولاً اجماع فقهاست. نه تنها فقهای شیعه که عموم مسلمین نظرشان تساوی است. یک اجماعی فراتر از اجماع متعارف است.
ثانیاً مستند این فتوا آیه شریفه ۱۷۸ سوره مبارکه بقره است. خداوند تبارک و تعالی فرموده است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى ۖ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَىٰ بِالْأُنْثَىٰ﴾ کُتِبَ یعنی وَجَبَ در آیه دیگر فرموده: ﴿إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَوْقُوتًا﴾ یعنی نماز واجب است این کُتِبَ به معنای وجب است. بر شما قصاص فی القتلی است. قتلی هم در اینجا به معنای مقتولین است. اگر کسی کسی را کشت قصاص است. حالا چطور قصاص است؟ فرمود الحر بالحر و العبد بالعبد و الانثی بالانثی. باء در اینجا باء مقابله است. در کتاب عوامل و مغنی و کتابهای دیگر حروف جر را وقتی میشمردند یکی از حروف جر باء هست. برای باء نه تا ده تا معنا ذکر کرده اند. یکی اینکه باء برای الصاق باشد باب معنای استعانت باشد، به معنی مصاحبت باشد، تعدیه باشد، باء تفدیه باشد. باء به معنای مِن باشد. باء به معنای عَن باشد. یکی از آن موارد معانی باء مقابله است. آیه شریفه الحر بالحر و العبد بالعبد و الانثی بالانثی. در هر سه مورد که باء آمده است. مقابله یعنی حر را در مقابل حر قصاص بکنند. عبد را در مقابل عبد قصاص بکنند و زن را در مقابل زن قصاص بکنند. اینکه فرموده قصاص بر شما واجب شده است وجوب به معنای ثبوت و لزوم است یعنی قصاص تشریع شده است.
بنابراین اصل و دلیل محکم این شرط تساوی آیه شریفه است. حالا اگر ما باشیم و این آیه شریفه با قطع نظر از روایات؛ فرض کنید روایتی نداشته باشیم. نظر فقها را هم در نظر نگیریم ما باشیم و آیه، آیه به ما میگوید که تساوی و مثلیت در همه موارد شرط است. یعنی اگر مرد آزادی مرد آزاد دیگری را کشت قاتل قصاص میشود ولی اگر عبدی آزادی را کشت چه؟ ما باشیم و این آیه می گوییم کشته نمی شود. آیه میفرماید که حر در مقابل حر عبد در مقابل عبد قصاص می شود. بنابراین اگر عبدی حر را کشت ظاهر این آیه این است که قصاص نشود. شما به ظاهر آیه نگاه کنید ذهنتان را به فتوا مشغول نکنید یا به روایات کثیر. اگر ما باشیم و ظاهر آیه باید بگوییم تقابل من جمیع الجهات باشد مقابله به معنای واقعی باشد. بنابراین زن در مقابل عبد نیست در مقابل مرد نیست؛ لذا اگر زنی مردی را کشت قصاص نیست. اگر مردی زنی را کشت قصاص نیست. اما این ظاهر آیه یقیناً تخصیص خورده و توضیح داده شده به روایات متواتره که یک روایت و دو روایت هم نیست. روایات متواتر است یعنی آنقدر زیاد است که مفید علم است که تقابل به ظاهر آیه مراد نیست. در کتاب اصول گفته اند تواتر گاهی تواتر لفظی است یعنی یک لفظ با تمام خصوصیات راویان کثیری او را نقل کرده اند؛ مثل این جمله شریفه من کنت مولاه فَعَلیٌّ مولاهُ این روایت در سلسله سندش در تمام طبقات روایت تواتر لفظی دارد یعنی عین این لفظ از پیغمبر نقل شده توسط افراد کثیر این تواتر لفظی است. نوع دوم از تواتر تواتر معنوی است. تواتر معنوی یعنی همه راویان یک لفظ را نقل نکرده اند بلکه راویان یک معنا را با عبارات مختلف نقل کرده اند ولی یک معنا را نقل کرده این تواتر معنوی است. مرحوم محقق صاحب کفایه رضوان الله تعالی علیه یک نوع سومی بر تواتر افزوده است به نام تواتر اجمالی. فرموده اند تواتر اجمالی یعنی در یک موضوعی روایات فراوان هست ولی این روایات هم به لفظ واحد نیست و هم به معنای واحد نیست که یک معنا را تبیین بکند و بیان کند اینطوری هم نیست ولی آنقدر در این موضوع روایات هست که یقین داریم بعضی از آنها از امام صادر شده است. یقین داریم بعضی از این روایات از امام صادر شده اگر یقین پیدا میکنیم چون لفظ خاصی و معنای خاصی نیست باید اخذ به قدر متیقن کنیم. یعنی باید به روایتی عمل کنیم که واجد همه شرایط باشد به این تواتر، تواتر اجمالی می گویند.
علی کل حال در این باب قصاص و شرط تساوی روایات متواتره به تواتر معنوی یقیناً وجود دارد و آن روایات شارح این آیه شریفه و مقصود از مقابله در این آیه را برای ما بیان میکنند. بنابراین زن را در مقابل مرد قصاص می کنند یا نمی کنند؟ اگر ما باشیم و آیه ، آیه این مطلب را نمیرساند ولی روایات کثیره متواتره است که اگر زنی قاتل مردی شد او را قصاص میکنند. اگر عبدی قاتل حری شد او را قصاص میکنند. پس روایات متواتر و اجماع منقول و محصل وجود دارد که منظور از تساوی در آیه تساوی من جمیع الجهات نیست.
بنابراین شرط اول از شرایط قصاص تساوی است ولی تساوی فی الجمله به همین شکلی که فقهای بزرگ ما به طبق روایات آن تساوی را معنا کرده اند.
مرحوم امام فرموده است التساوی فی الحریة و الرقیة در حر بودن و عبد بودن بین قاتل و مقتول تساوی باشد پس حر در مقابل حر کشته میشود یعنی اگر مرد آزادی مرد آزاد دیگری را بکشد قصاص می شود. و بالحرة؛ اگر مرد آزادی زن آزادی را بکشد باز هم مرد را قصاص میکنند به شرط اینکه اولیاء زن مازاد دیه قاتل را پرداخت کنند که حالا این توضیح داده خواهد شد. این فتوا بر اساس روایات است نه فقط آیه زیرا آیه به تنهایی را گفتیم که چنین چیزی ندارد که اگر زنی مردی را کشت یا بالعکس حکمش چیست؟ مخاطب قرآن یعنی اهل بیت علیهم الصلاة و السلام این آیه را برای ما معنا کرده اند که مقصود خدا چیست؟ لذا در فهم آیه به روایات مراجعه میکنیم به همین شکلی که مرحوم امام قدس سره فتوا داده اند و فرموده اند: فیقتل الحر بالحر و بالحرة یعنی اگر مردی زنی را کشته باشد باز هم قصاص میشود ولی فاضل دیگه که نصف دیه رجل است را باید بدهند و همینطور زن در مقابل زن و در مقابل مرد کشته میشود یعنی اگر زن حری مردی را کشت زن قصاص می شود. لكن لا يؤخذ من وليّها أو تركتها فاضل دية الرجل ولی اضافه دیه مرد را از ولیّ زن نمی گیرند یا از ترکه زن بر نمی دارند. این فتوا بود که نقل کردیم. ان شاء الله روایات این باب را یکی پس از دیگری بررسی میکنیم.