« فهرست دروس

درس خارج فقه استاد محمدرضا عصمتی

1402/09/12

بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی کلمات علما در تعریف مرتد فطری/الارتداد /کتاب الحدود و التعزيرات

 

موضوع: کتاب الحدود و التعزيرات/الارتداد /بررسی کلمات علما در تعریف مرتد فطری

 

مرتد فطری: حداقل در تعریف مرتد فطری دو نظریه بود :

یک نظریه این بود که هر کسی که پدر و مادرش یا یکی از آنها مسلمان باشد و از این جور پدر و مادری به دنیا آمده باشد ثم رجع إلى الكفر مرتد فطری است.

نظریه دوم آن بود که از پدرو مادر مسلمان یا یکی از آنها مسلمان باشد، به دنیا بیاید بعد که بالغ شد اسلام را انتخاب کند بعدا از اسلام برگردد این میشود مرتد فطری .

ما بخاطر اینکه همه جوانب موضوع کاملا روشن و واضح بشود سخنان علماء را نقل میکردیم. کلام شیخ طوسی را در جلسه قبل نقل کردیم، و اما کلام علامه حلی رحمت الله تعالی علیه.

علامه حلی رحمة الله علیه، از نوادر و نوابغ روزگار بوده است. در زندگی او نوشته اند که هیچ گاه تقلید نکرده است، یعنی قبل از اینکه به سن بلوغ برسد مجتهد بوده است بعضی حتی گفته اند در سیزده سالگی مجتهد بوده است لذا قبل از بلوغ صاحب نظر بوده است. شخصیتی بزرگ و عظیم دارد. در فقه کتاب های زیادی دارد. در کلام، شرح تجرید الاعتقاد خواجه نصیر الدین طوسی و همچنین کتاب شریف ألفین، دو هزار دلیل در رابطه با امامت و صفات امام علیهم الصلاة والسلام نوشته است و کتاب های فراوانی در فقه و اصول دارد حتی کتاب تذکره اش که فتوای اهل سنت را هم دارد هست. و در زندگی علامه حلی این مطلب هم هست که ایران توسط علامه حلی حاکمیتش شیعه شده است به این شکل که گفته اند،حالا به شکل داستان شبیه تر است این قضیه:

میگویند شاه زنش را سه طلاقه کرده است و به خودش که آمد دید کار اشتباهی کرده به علمای اهل سنت که مراجعه کرد گفتند تنها راهش این است که محلل بگیری، یک نفر دیگر او را بگیرد بعد ازدواج مجدد بکنید شاه هم این حرف برایش غیر قابل قبول بود لذا همینطور فقهای حنفی شافعی همینجوری نظر دادند تا اینکه گفت در بین علمای اسلام کسی نیست که نظر دیگری داشته باشد؟ یکی گفت عالم رافضی ها نظر متفاوتی دارد ؛ گفت خب آن عالم رافضی ها را بیاورید، علامه حلی را آوردند. از اینجا به بعد معلوم نیست، البته مناظره که معلوم است ولی این مقدماتی که ذکر کرده اند نمیدانم چقدر واقعیت دارد. گفتند علامه وارد مجلس که شد نعلین هایش را زیر بغلش گرفت و رفت یک جایی خالی که آن بالا بود نشست. این علمای اهل سنت دو ایراد گرفتند یکی اینکه چرا از شاه اجازه نگرفت و نشست و دیگری آنکه چرا کفش هایش را برداشته است. اول برای اینکه شاه را تحریک کنند گفتند اجازه نگرفت ادب مجلس را رعایت نکرد. شاه به علامه گفت چرا این چنین؟ گفت پیامبر فرمود وارد مجلس که شدید سلام کنید هرجایی خالی بود بنشینید، من هم بر اساس حرف پیغمبر عمل کردم. شاه دیگر چیزی نگفت. بعد ایراد گرفتند، ایراد های عوامی که چرا نعلین هایش را برداشته؟ خب ادب مجلس را رعایت میکرد کفش هایش را داخل کفش داری میگذاشت. گفت که : پیغمبر روزی کفش هایش را گذاشته بود ابوحنیفه کفش هایش را دزدیده ماهم ترسیدیم این حنفی ها کفش های ما را بردارند ؛ حنفی ها گفتند این دروغ است ابوحنیفه صد و بیست سال بعد از پیغمبر آمده اصلا زمان پیغمبر نبوده، گفت اشتباه کردم احمد ابن حنبل بوده باز حنبلی ها گفتند احمد بن حنبل بعد از ابوحنیفه بوده اصلا زمان پیغمبر نبوده بعد گفت شافعی بوده، خلاصه رئیس هر چهار مذهب را شمرد. بعد حضرت علامه به شاه گفت شما فهمیدید که این چهار شخص در زمان پیامبر نبوده اند پس چجور دینشان را از پیامبر گرفته اند؟ من تابع کسی هستم که همیشه همراه پیغمبر بوده است و او حضرت علی بن ابی طالب است. بعد شروع کرد به حرف زدن و گفت این طلاق شما اولا باطل است چون شما ناراحت بودی و اراده نداشتی در طلاق دادن و ثانیا شاهدین عدلین نداشتی باید شهود عدل باشد خلاصه سه طلاقه در مجلس واحد استدلال کرد که امکان پذیر نیست و رد کرد نظر آنها را با درایتی که داشت و شاه ضمن آنکه حرف او را پذیرفت شیعه شد. بعد از اینکه شیعه شد گفتند که سلطان خدابنده هر جا که میرفت علامه حلی را همراه با شاگردانش میبرد و خیمه برای درس علامه حلی هم میزد.

خلاصه این شخصیت، شخصیت بسیار عظیم و بزرگی است خواهر زاده محقق اول است که محقق اول از استوانه های فقه ما است صاحب کتاب شرایع الاسلام .

علی کل حال علامه شخصیت بزرگی است و یک نکته نقل کرده اند که علامه از حله تنها راه افتاد به سمت کربلا یا نجف و آقای جوانی همراهش بود. گفتند که حضرت علامه گفته این جوانی که همراه ما است یکی دو سوال بپرسم بینم جز علما است یا نه . یکی دو سؤال کردند فهمیدند که نه مثل اینکه چیزی بلد است سطح سوالات را بالاتر و بالاتر برد تا جایی که چند سوال مشکل فقهی داشت که خودش گیر کرده بود. این ها را از این آقای جوان پرسید و اون آقا پاسخ داد و مدرک آنها را گفت . میگویند علامه همانطور که سوار مرکبش بود چوب یا شلاقی که داشت برای اینکه اسبش را براند از دستش افتاد ؛آقا برداشتند در دست علامه گذاشتند همزمان که دست آقا در دست علامه بود علامه پرسید آقا در زمان غیبت تشرف در محضر امام زمان ممکن است ؟ حضرت فرمودند چگونه ممکن نیست که دستش در دست توست و علامه خودش را انداخت از مرکب پایین و دیگر چیزی ندید.

این مرد بزرگ در کتاب تحریر گفته است :(المرتد عن الاسلام الراجع عنه الی الکفر و هو قسمان) مرتد از اسلام کسی است که از اسلام برگشته است [به سوی کفر] و مرتد دو قسم است :(من ولد علی فطرة الاسلام) کسی که بر فطرت اسلام متولد شده است که می شود مرتد فطری. این مرد بزرگ در کتاب ارشاد الاذهان و تحریرالاحکام و قواعد اینگونه فرموده است: (من بلغ من اولاد المسلمین و وصف الکفر یستتاب) کسی که از اولاد مسلمین بالغ بشود و متصف به کفر بشود یعنی از اسلام برگردد توبه داده میشود. این که فرموده (یستتاب) مرتد فطری را که توبه نمی دهند ، مرتد فطری را به مجرد ارتداد می کشند این که فرموده توبه اش میدهند حاکی از این است که مرتد فطری نیست. حیث قال: بعد در ادامه فرموده : (الطفل تابع لاحد ابویه) طفل تابع یکی از دو پدرو مادر است در اسلام اصلی و متجدد یعنی اسلام حکمی بعد فرموده (فان بلغ و امتنع للاسلام) اگر بالغ شد و از پذیرش اسلام امتناع ورزید (قُهِرَ علیه) یعنی باهاش برخورد تندی میکنند که از اسلام برنگردد (فان امتنع) اگر برخورد تند جواب نداد و به کفر خودش همچنان باقی است (کان مرتدا) این شخص مرتد است. ملاحظه کنید ایشان فرمود اول برخورد تند بشود که معناش این است این شخص مرتد فطری نیست.

و قال فی تحریر الاحکام در کتاب تحریر فرموده : (یحکم بإسلام الطفل) طفل محکوم به اسلام است اگر یکی از پدر یا مادر مسلمان باشند در اصل (و کذا لو تجدد اسلامه قبل بلوغ الطفل) اگر اسلامش تجدد پیدا کند وقتی نطفه این بچه منعقد شده است پدر و مادر مسلمان نبوده اند ولی این بچه قبل از این که به دنیا بیاید مسلمان شده اند (و لو تجدد إسلام الأب بعد بلوغ الطفل) و اگر اسلام پدر بعد از بلوغ طفل باشد این طفل تابع او در اسلام نیست (و إنما یتبعه) اگر اسلام بیاورد تابع پدر است احد الابوین در حال صغر ولد اگر اسلام بیاورد ولد تابع اوست.

پس حالا اگر ولد بالغ شد و امتناع از اسلام کرد (قهر علیه فإن أصر کان مرتدا) یعنی با تندی باهاش برخورد بشود اگر اصرار بر کفر داشت می شود مرتد . پس این حاکی از آن است که بچه به مجرد اینکه پدرو مادرش مسلمان بودند این شخص مسلمان حکمی است و اصلی نیست لذا اگر مرتد شد مرتد فطری نیست .

در کتاب قواعد علامه می فرماید : (المطلب الثانی حکمه فی ولده) در این المطلب الثانی مرحوم علامه در رابطه با مرتد صحبت میکرده اگر کسی مرتد شد فرزند او چه حکمی دارد ؟ فرموده: (اذا علق قبل الردة) اگر قبل از اینکه پدر یا مادر مرتد شده اند نطفه منعقد شده است این مسلمان است به حکم اسلام ( فإن بلغ مسلما فلا بحث) اگر بالغ شد و مسلمان بود که هیچ (و إن اختار الکفر بعد بلوغه) ولی اگر این بچه بعد از بلوغش کفر را انتخاب کرد (استتیب) توبه اش میدهند اگر توبه کرد هیچی و الا کشته میشود. پس معلوم میشود درسته وقتی نطفه منعقد شده بابا مسلمان بوده بنابراین فرزند مسلمان حکمی است محکوم به اسلام است تا بالغ شود وقتی بالغ شد اگر کفر را انتخاب کرد اینجا مرتد ملی حساب میشود و فطری نیست لذا توبه اش میدهند اگر توبه نکرد میکشنش اینها کلمات علامه حلی بود در سه کتاب تحریر و قواعد و ارشاد الاذهان.

محقق اردبیلی در کتاب مجمع الفائدة و البرهان که کتاب بسیار ارزشمندی است و بسیاری از فقها این کتاب را به عنوان مرجع تحقیقاتشان استفاده میکنند، این مرد بزرگ فرموده: و ولد المرتد موضوع مطرح شده در کلام ایشان ولد المرتد است یعنی کسی که مرتد شده حکم فرزند او چیست ؟

فرموده است: (و ولد المرتد یعنی ولد المسلم الذی حصل قبل ارتداده) قبل از اینکه او مرتد شده این بچه را داشته فرموده او به حکمِ مسلم است یعنی طاهر و پاک است .این به حکم اسلام مهم است مرحوم اردبیلی یکی یکی دراینجا توضیح داده است. مسلمان حکمی است یعنی چه؟ یعنی اولا پاک است ونجس نیست کافر نجس است ولی این نجس نیست، ثانیا (لو قتله مسلم) اگر این بچه را یک مسلمانی کشت مسلمان را قصاص میکنند چون مسلمان در مقابل مسلمان یقتل به خواه مسلمان او را قبل از بلوغ بکشد یا بعد از بلوغ ، البته بعد از بلوغ قبل اتصافه بالکفر، اگر بالغ شد و کافر نبود.( و نحو ذلک لا فی کل الاحکام) فرموده در تمام احکام به حکم مسلمان نیست بنابراین (حتی في أنه مسلم فطريّ ، حتی در باب مسلم فطری این حکم مسلمان را ندارد بنابراین (فیلزم قتله بعد البلوغ إن أنکر الإسلام أو شیء منه مما یرتد به المسلم) اینجور نیست که کشته شود اگر اسلام یا ضروری اسلام را منکر بشود بلکه بعد از بلوغ و عقل اگر اسلام را اظهار کرد (صار مسلما حقیقیا) میشود مسلم حقیقی (وخرج عن کونه بحکم المسلم) حالا دیگر در حکم مسلم نیست، خودش مسلم است (و إن أنکر أو قال أو فعل شیء لو فعله مسلم لارتد به و حکم بکفره و ارتداده) بعد می فرماید اگر منکر اسلام شد یا یک حرفی زد که گفت حجاب را قبول ندارم یا یه کاری کرد، شراب را خورد مستحلا، گفت حلال است و خورد که اگر آن کار را مسلم انجام دهد مرتد میشود و حکم به کفر و ارتدادش میشود حالا اگر این کار را انجام داد (یستتاب) توبه اش میدهند، اگر توبه کرد (قبل توبته) و مانند کسی است که منکر نیست والا اگر توبه نکرد (قُتِلَ) کشته میشود مثل مرتد ملی پس حکم او حکم مرتد ملی است نه حکم مرتد فطری.(أما قتل مسلم به سواء کان قبل بلوغه وإسلامه أو بعده ما لم یحکم بکفره بعد بلوغه)، میگوید چرا اگر مسلمانی او را کشت قصاصش می کنند ؟ مرحوم محقق اردبیلی فرموده نه به عنوان اینکه یک مسلمان واقعی است خیردلیلش اجماع است، چون مسلم حکمی است اجماع داریم که در برابر او قصاص میشود .

اول فرموده اند چرا قصاص می کنند کسی که او را کشت به خاطر اجماع و بخاطر اینکه ولد مسلمان در حکم مسلمان است و بخاطر عموم آیه الحر بالحر والعبد بالعبد...تا آخر، این بقیه اش ربطی به موضوع بحث ما ندارد . بعد در آخر نتیجه گیری کرده (فلا یلزم منه کون الحکم المرتد الفطريّ) حکم مرتد فطری نسبت به او جاری نمیشود. این هم کلام محقق اردبیلی است.

این کلمات شیخ طوسی و علامه حلی و محقق اردبیلی بیانگر یک حقیقت بود اینکه بعد از بلوغ باید اسلام را بپذیرد والا مرتد فطری نیست .

یکی دیگر از علمای بزرگ اسلام جناب آقای فاضل هندی است کلام این مرد را هم در کشف اللثام بخوانیم ، که ما چقدر کشف اللثام را ذکر میکنیم در کتاب مرحوم شیخ انصاری در مکاسب، در خیلی از مسائل فقهی اسم این شخصیت بزرگ آمده است.

ایشان فرموده اند که حقیقت مرتد چیست ؟(وهو الذی یکفر بعد الاسلام) مرتد کسی است که بعد از اسلام از اسلام برگردد (کان الکفر قد سبق إسلامه أو لا) خواه قبل از مسلمان بودن کافر باشد یا قبل از مسلمان بودن کافر نیست، قبل از مسلمان بودن کافر است یعنی مسیحی بود مسلمان شد بعد کافر شد و مرتد شد ولی قبل از اسلامش کافر نبوده مثل اینکه از مسلمان بدنیا آمده چون قبل از کفرش مسلمان نبوده وقتی مسلمان شده انگار مسلمان به دنیا آمده یعنی محکوم به اسلام بوده است بعد فرموده (المرتد إن کان عن فطرة و کان ذکرا بالغا عاقلا) فرموده این حکم مرتد را دارد و الا اگر قرار باشد بالغ و عاقل نباشد فلا ارتداد لغیرهما ، برای غیر بالغ و عاقل ارتداد معنا ندارد.

 

logo