هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
1405/02/31
بسم الله الرحمن الرحیم
قاعده ثانویه/علاج تعارض /تعادل و تراجیح
موضوع: تعادل و تراجیح/علاج تعارض /قاعده ثانویه
تنبیه هفتم ← مرحوم میرزا مهدی اصفهانی[1] برخلاف اخباریون قائل به حجیت ظواهر قرآن هستند، لکن بر این باورند که نه قرآن حجیت مستقلی از حدیث دارد و نه حدیث حجیت مستقلی از قرآن دارد، بلکه براساس ادلهای همچون حدیث ثقلین[2] حجیت قرآن و حدیث یک حجیت جمعی است. ایشان در مقام تشریح دیدگاه خود به چند نکته اشاره میکنند:
• همچنان که ذات ربوبی متباین با مخلوقاتش هست و هیچ شباهتی با آنها ندارد، کلام خداوند متعال نیز شبیه کلام انسانها نیست و قواعد و طریقه فهم متمایزی دارد و ساحت مدلولی آن به راحتی قابل کشف نیست (مثلا کلام الهی هفتاد بطن دارد، اما کلام بشر محال است این مقدار لایه معنایی داشته باشد) و چه بسا رسیدن به کنه معنای آن از طاقت بشر خارج باشد (مگر از طریق اتصال به وحی).
• یقینا این قرآنی که در خدمت آن هستیم به ترتیب نزول جمعآوری نشده و چه بسا قرائن حالیه یا سیاقیه وجود داشته که قرآن حاضر قطعا منعکس کننده آن نیست ( نسبت به اینکه این قرآن بدست شریف خود پیامبر یا صحابه تدوین شده اختلاف نظر وجود دارد).
• چون آیات قرآن در مقام تعلیم بشر نازل شده (جز دو آیه که افتایی است) و مطالب علمی در مقام تعلیم غالبا به صورت تدریجی ارائه میشود[3] ، علی القاعده به حسب بناء عقلاء خدای سبحان بر قرائن منفصل هم اعتماد کرده و مقصود خود را از این طریق به مخاطبین خود القاء نموده است.
از مجموع این نکات بدست میآید که فهم آیات قرآن در گرو بررسی روایات معصومین علیهمالسلام است و این دو در کنار هم حجیت دارند و فهم مقصود خداوند از مراجعه به خصوص قرآن ممکن نیست، جز در موارد ذیل:
1. انذار و تبشیر — فهم آیاتی که بشر را جهنم برحذر میدارند و به بهشت ترغیب میکنند، متوقت بر روایات نیست و خصوص این آیات حجیت فردی دارند؛
2. احتجاجات — معنا ندارد فهم هر مطلبی که در مقام احتجاج با کفار و مشرکین و اهل کتاب در قرآن آمده، متفرع بر مراجعه به روایات باشد و این گونه آیات از حجیت جمعی مستثنی هستند؛
3. مستقلات عقلیه — فهم آیاتی که حاکی از یک مطلب کاملا عقلی و بدیهی است و انسان به عقل یا فطرت خود آن را درک میکند، نیز منوط به رجوع به روایات نمیباشد.
بنابراین در غیر از این سه مورد کشف تمام مقصود قرآن جز با مراجعه به سنت و روایات ممکن نیست و تا ظهور امام زمان عجل الله فرجه حقایق قرآن کشف نخواهد شد (تا قبل از ظهور هرچه بعد از فحص بدست آید صرفا منجّز و معذّر است)، هرچند بدون مراجعه به معصومین علیهمالسلام هم فهم جزئی از قرآن (مانند موارد قدرمتیقن)، ممکن و بعضا قابل استناد به پروردگار متعال نیز میباشد (خلافا للأخباریین).
چه بسا گفته شود این حجیت جمعی دقیقا همان مدعای اصولیین است که حجیت قرآن را منوط به فحص از قرائن و مخصصات و مقیدات منفصل میدانند و تفاوتی با آن ندارد ؛ لکن باید گفت اگرچه از جهت عملی شاید این دو نظریه تفاوتی با هم نداشته باشد، ولی از حیث علمی باهم متفاوت است، زیرا اصولیین معتقدند آیات قرآن بما هو هو حجت است و قرائن منفصل حجیت آن را زائل میکند و فحص از آن شرط حجیت است، اما براساس نظریه حجیت جمعی آیات قرآن به تنهایی مقتضای حجیت را هم ندارند.
گفتنی است که براساس این دیدگاه چون قرآن و روایات دو منبع مستقل برای فهم دین و شریعت نیستند، طبیعتا در تعارض بین ظواهر آیات و ظواهر روایات نمیتوان قرآن را مقدم دانست، کما اینکه بیاعتباری روایت مخالف قرآن منحصر در روایتی خواهد بود که برخلاف نص قرآنی باشد (نصوص قابل تفسیر نیستند).