هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
1405/02/20
بسم الله الرحمن الرحیم
قاعده ثانویه/علاج تعارض /تعادل و تراجیح
موضوع: تعادل و تراجیح/علاج تعارض /قاعده ثانویه
تنبیه چهارم ← تمام کسانی که اخبار ترجیح را مقدم بر اخبار تخییر و توقف میدانند، چه مرجّحات منصوصه را تعبدی و غیر قابل تعدی بدانند و چه آنها را عقلائی و قابل تعدی بدانند، با این سؤال مواجه هستند که آیا مرجّحات منصوصه ترتیب دارد یا خیر؟
مرحوم آخوند معتقد است که حتی اگر مرجّحات را یک مقوله تعبدی بدانیم، باز هم هیچ ترتیبی بین آنها از روایات بدست نمیآید، زیرا اگرچه در مقبوله عمر بن حنظله چهار مرجّح صفات راوی و شهرت و موافقت یا کتاب و مخالفت با عامه به ترتیب مطرح شده است، اما بخش زیادی از اخبار ترجیح اساسا شتمل بر مرجّحات متنوعی نیست تا دلالت بر ترتیبی بودن آنها باشد، بلکه فقط حاوی بر مرجّح بودن مخالفت با عامه است، کما اینکه تقیید خوردن اطلاق تمام آن اخبار به وسیله یک تک روایت و آن هم به مثل مقبوله عمر بن حنظلهای که دلالت بر مقدم بودن سه مرجّح دیگر بر مدلول آن اخبار دارد نیز بسیار بعید به ذهن میرسد.
حضرت آیت الله سیستانی در برابر این کلام مرحوم آخوند میفرمایند که این استبعاد عرفی تنها در فرضی وجود خواهد داشت که مقبوله عمر بن حنظله حاوی چهار مرجّح باشد، در حالی که بنابر نظر صحیح صفات راوی مربوط به اختلاف در فتوا بوده و ارتباطی به اختلاف حدیث ندارد، و ظاهرا شهرت نیز مربوط به تمییز حجت از لاحجت است. بر همین اساس مقبوله عمر بن حنظله تنها قرار است یک مرجّح (موافقت با کتاب) به مرجّح سایر اخبار اضافه کند و این هیچ استبعادی ندارد. مضافا به اینکه هیچ روایت معتبری هم وجود ندارد که دلالت بر مرجّحیت یک مرجّح به صورت مطلق داشته باشد[1] . بدیهی است که اگر تنها روایت صحیح در اخبار ترجیح را روایت کتاب مرحوم قطب راوندی بدانیم (کما ادعی السید الصدر)، تنها دو مرجّح (موافقت با کتاب و مخالفت با عامه) منصوص وجود خواهد داشت که آنها هم ترتیبی هستند.
به نظر میرسد فارغ از اشکال مرحوم آخوند، فقره اول مقبوله عمر بن حنظله (فَمَا وَافَقَ حُكْمُهُ حُكْمَ اَلْكِتَابِ وَ اَلسُّنَّةِ وَ خَالَفَ اَلْعَامَّةَ فَيُؤْخَذُ بِهِ وَ يُتْرَكُ مَا خَالَفَ حُكْمُهُ حُكْمَ اَلْكِتَابِ وَ اَلسُّنَّةِ وَ وَافَقَ اَلْعَامَّةَ) اساسا دلالتی بر طولی بودن مرجّحات و ترتیبی بودن موافقت با کتاب و مخالفت با عامه ندارد[2] . بنابراین اگر کسی هم مقبوله عمر بن حنظله و هم روایت کتاب قطب راوندی را در باب ترجیح معتبر بداند، همانا باید در اصل مرجّح بودن صفات راوی و شهرت، مقبوله عمر بن حنظله را مخصص روایت قطب راوندی، و در ترتیبی بودن مرجّحات روایت قطب راوندی را مخصص مقبوله عمر بن حنظله بداند، در حالی که این چنین تقیید طرفینی حاکی از آن است که گوینده در هیچ یک از دو کلام خود در مقام بیان نبوده است.