1404/11/27
بسم الله الرحمن الرحیم
اقسام/انقلاب نسبت /تعادل و تراجیح
موضوع: تعادل و تراجیح/انقلاب نسبت /اقسام
صورت دوم ← وجود دو دلیل عام من وجه و یک دلیل خاص منفصل
نسبت به این صورت سه احتمال وجود دارد:
• دلیل خاص مخصص ماده اجتماع دو دلیل عام باشد[1] (مانند: أکرم العلماء + لاتکرم الفاسق+ یکره اکرام العالم الفاسق) — در این صورت شبهه انقلاب نسبت وجود ندارد، زیرا دلیل خاص همزمان هر دو دلیل عام را تخصیص خواهد زد و نسبت عموم و خصوص من وجه آن دو را تبدیل به نسبت تباین میکند (وجوب اکرام عالم عادل + حرمت اکرام جاهل فاسق + کراهت اکرام عالم فاسق).
• دلیل خاص مخصص ماده افتراق یکی از دو دلیل عام باشد[2] :
◦ چنانچه دلیل خاص مخصص تمام ماده افتراق باشد (مانند: یستحب اکرام العلماء + لاتکرم الفاسق + أکرم العالم العادل) — در این صورت انقلاب نسبت رخ خواهد داد، زیرا ابتدا یکی از دو دلیل عام با دلیل خاص تخصیص میخورد و سپس نسبت عموم و خصوص من وجه آن با دلیل عام دیگر تبدیل به نسبت عموم و خصوص مطلق میشود و طبعا تعارض آن دو ازبین خواهد رفت (استحباب اكرام عالم فاسق + حرمت اكرام جاهل فاسق + وجوب اكرام عالم عادل).
◦ چنانچه دلیل خاص مخصص بخشی از ماده افتراق باشد (مانند: یستحب اکرام العلماء + لاتکرم الفاسق + أکرم العالم العادل الهاشمی) — در این صورت شبهه انقلاب نسبت وجود ندارد، زیرا اگرچه یکی از دو دلیل عام با دلیل خاص تخصیص میخورد، اما نسبت عموم و خصوص من وجه آن با دلیل عام دیگر کما کان باقی خواهد بود (استحباب اكرام عالم فاسق و عالم عادل غیر هاشمی + حرمت اكرام فاسق عالم و فاسق جاهل + وجوب اكرام عالم عادل هاشمی) و باید به مرجحات بابت تعارض مراجعه کرد.
• دلیل خاص مخصص ماده افتراق هر دو دلیل عام باشد[3] (مانند: یستحب اکرام العلماء + یکره اکرام الفاسق + أکرم العالم العادل و لاتکرم الفاسق الجاهل) — در این صورت شبهه انقلاب نسبت وجود ندارد، زیرا از آنجا که نسبت دلیل خاص با هردو دلیل عام، عموم و خصوص مطلق هست، دلیل خاص هردو عام را تخصیص خواهد زد و چون نسبت آنها بعد از تخصیص نسبت تباین است (یستحب اکرام العالم الفاسق + یکره اکرام الفاسق العالم) و آنها تعارض مستقر دارند، طبعا باید به مرجحات بابت تعارض مراجعه کرد. گفتنی است که اگر طرف تعارض را خصوص دو دلیل عام بدانیم (کما ادعی المحقق النائینی)، ترجیح یا تخییر صرفا مربوط به آن دو دلیل عام خواهد بود، اما اگر به سبب علم اجمالی به کذب بودن یکی از آن سه دلیل، طرف تعارض را مجموع دو دلیل عام و دلیل خاص بدانیم (کما ادعی السید الخوئی)، ترجیح یا تخییر مربوط به هرسه دلیل میباشد.
صورت سوم ← وجود دو دلیل عام متباین و یک دلیل خاص منفصل
نسبت به این صورت سه احتمال وجود دارد[4] :
• دلیل خاص مخصص یکی از دو دلیل عام باشد (مانند: أکرم العلماء + لاتکرم العلماء + أکرم العالم العادل) — در این صورت شبهه انقلاب نسبت وجود ندارد، زیرا ابتدا دلیل خاص هر دلیل عامی که نسبت به هر آن نسبت عموم و خصوص مطلق دارد، را تخصیص خواهد زد، و در نتیجه نسبت بین دو دلیل عام از تباین به عموم و خصوص مطلق مبدّل میگردد (أکرم العلماء + لاتکرم عالم الفاسق)، و در این صورت با تقدیم یکی از دو دلیل عام (خاص مطلق) بر دلیل عام دیگر (عام مطلق) تعارض غیر مستقر آنها مرتفع خواهد شد.
• دلیل خاص مخصص هر دو دلیل عام باشد:
◦ اگر دو تخصیص متباین باشند (مانند: یکفی غسل ثوب النجس بالماء مرة + لایکفی غسل ثوب النجس بالماء مرة + یلزم التعدد فی الغسل بالماء القليل و لایلزم التعدد فی الغسل بالماء الجاری) — در این صورت شبهه انقلاب نسبت وجود ندارد، زیرا ابتدا هردو دلیل عام با دلیل خاص که اخص مطلق از هردوست تخصیص میخورد، و سپس نسبت تباین آن دو دلیل عام تبدیل به نسبت عموم و خصوص من وجه میگردد (یکفی غسل ثوب النجس بالماء الجاری و الکر مرة + لایکفی غسل ثوب النجس بالماء القلیل و الکر مرة). بر همین اساس تعارض بین دو دلیل عام در ماده اجتماع تعارض مستقر بوده و در ماده اجتماع باید به مرجحات باب تعارض رجوع کرد، الا اینکه اگر طرف تعارض را خصوص دو دلیل عام بدانیم (کما ادعی المحقق النائینی)، ترجیح یا تخییر صرفا مربوط به آن دو دلیل عام خواهد بود، اما اگر به سبب علم اجمالی به کذب بودن یکی از آن سه دلیل، طرف تعارض را مجموع دو دلیل عام و دلیل خاص بدانیم (کما ادعی السید الخوئی)، ترجیح یا تخییر مربوط به هرسه دلیل میباشد.
◦ اگر دو تخصیص عموم و خصوص من وجه باشند (مانند: أکرم العلماء + لاتکرم العلماء + أکرم العالم العادل و لاتکرم العالم الشاعر) — در این صورت قبول یا انکار انقلاب نسبت تأثیری در نتیجه نخواهد داشت، زیرا براساس قول انقلاب نسبت ابتدا باید هریک از دو دلیل عام را با دلیل خاصی که نسبت به آنها نسبت عموم و خصوص مطلق دارد، تخصیص زد و در نتیجه نسبت تباین دو دلیل عام تبدیل به نسبت عموم و خصوص من وجه شده (أکرم العلماء غیر شاعر سواءٌ کان عادلا ام فاسقا + لاتکرم العلماء الفاسق سواءٌ کان شاعرا ام لا) و در ماده اجتماع آنها (عالم عادل غیر شاعر) باید به مرجحات باب تعارض مراجعه کرد ؛ اما بنابر عدم قول انقلاب نسبت هردو دلیل عام به جهت تعارض ساقط خواهند شد و باز هم نسبت به ماده اجتماع دلیل خاص (عالم عادل شاعر) باید به مرجحات باب تعارض مراجعه کرد.