1404/11/26
بسم الله الرحمن الرحیم
اقسام/انقلاب نسبت /تعادل و تراجیح
موضوع: تعادل و تراجیح/انقلاب نسبت /اقسام
• نسبت بین آن دو دلیل خاص، عموم و خصوص من وجه باشد[1] (مانند: اکرم العلماء + لاتکرم العالم الفاسق + لاتکرم العالم الشاعر) — در این فرض هم اصلا شبهه وجود انقلاب نسبت وجود ندارد و هریک از دو دلیل خاص منفصل آن دلیل عام را تخصیص خواهند زد، زیرا از یک سو بین آن دو دلیل خاص هیچ تنافی و تعارضی وجود ندارد تا علم إجمالی به کذب یکی از آن دو وجود داشته باشد، و از سوی دیگر بین هریک از دو دلیل خاص و دلیل عام جمع عرفی وجود دارد و طبعا هردو دلیل خاص در عرض واحد دلیل عام را تخصیص میزند ؛ لکن چنانچه تخصیص خوردن آن دلیل عام با این دو دلیل خاص موجب تخصیص مستهجن شود یا بعد از این دو مخصص دیگر فرد قابل توجهی تحت عام باقی نماند، تعارض بین سه دلیل تبدیل به تعارض مستقر گردیده و امر دائر مدار بین تحفظ بر عمومیت عام با طرح دو خاص، یا تحفظ بر دو خاص با طرح عام، یا تحفظ بر یک عام و یک خاص و طرح خاص دیگر خواهد بود، که صور ششگانه آن در ضمن احتمال قبل گذشت.
• نسبت بین آن دو دلیل خاص، عموم و خصوص مطلق باشد[2] (مانند: اکرم العلماء + لاتکرم العالم العاصی + لاتکرم العالم المرتکب للکبائر) — در این فرض شبهه وجود انقلاب نسبت وجود دارد، چرا که اگر ابتدا دلیل عام با دلیل اخص تخصیص بخورد، نسبت دلیل عام تخصیص خورده با دلیل خاص عموم و خصوص من وجه میگردد و دیگر دلیل خاص نمیتواند مخصص دلیل عام باشد، اما در غیر این صورت دلیل خاص و اخص در عرض واحد و همزمان دلیل عام را تخصیص خواهند زد.
به اعتقاد مرحوم آیت الله خوئی چون در این صورت دو دلیل خاص و اخص از یک سو متوافقین هستند و وصف و لقب مفهوم ندارد، و از سوی دیگر هیچ تنافی و تعارضی در مدلول آنها وجود ندارد، طبعا یکدیگر را تخصیص نخواهند زد هرچند نسبت آنها عموم و خصوص مطلق است، بلکه هردو در عرض واحد و همزمان دلیل عام را تخصیص میزنند (تخصیص به اخص بیشتر جنبه تأکیدی خواهد داشت) و چون این تخصیص همزمان اتفاق میافتد (نه در طول هم و با تقدیم و تأخیر)، با محذور لغویت تخصیص عام با دلیل اخص بعد از تخصیص عام با دلیل خاص مواجه نخواهد بود (مثلا بعد از تخصیص وجوب اکرام علماء به عالم عاصی دیگر عالم فاسقی تحت عام باقی نمیماند تا با عالم مرتکب کبیره تخصیص بخورد).
آری اگر در همین صورت دلیل اخص به صورت متصل باشد (مانند: اکرم العلماء الا العالم المرتکب الکبائر + لاتکرم العالم العاصی)، علی القاعده نسبت بین عام تخصیص خورده با اخص متصل و بین دلیل خاص منفصل عموم و خصوص من وجه میگردد و بین آنها تعارض مستقر وجود خواهد داشت، لکن به این تغییر نسبت انقلاب نسبت گفته نمیشود، چرا که دلیل اخص مانع از انعقاد ظهور برای عام بوده، نه اینکه ظهور دلیل عام را از حجیت بیاندازد. لازم به ذکر است که اگر در همین فرضیه یک دلیل عام دیگری هم در مسأله وجود داشته باشد که فاقد مخصص متصل باشد (مانند: اکرم العلماء + اکرم العلماء الا العالم المرتکب الکبائر + لاتکرم العالم العاصی)، نسبت به اینکه آیا ابتدا آن دلیل عام فوقانی با عام تؤام با مخصص متصل اخص تخصیص میخورد و سپس نتیجهی آن با دلیل خاص منفصل سنجیده میشود (کما ادعی المحقق النائینی)، یا آن دلیل عام توأم با مخصص متصل اخص و آن دلیل خاص منفصل همزمان و در عرض واحد دلیل عام فوقانی را تخصیص خواهند زد (کما ادعی السید الخوئی)، در میان اصولیین اختلاف نظر وجود دارد[3] .
به اعتقاد مرحوم نائینی چون از یک طرف خاص منفصل مبتلا به معارض است و با دلیل عام مخصَّص نسبت عموم و خصوص من وجه داشته و در نقطه اجتماع تعارض مستقر دارند (اکرم العلماء العدول و المرتکب الصغائر + لاتکرم العالم العاصی)، و از طرف دیگر خروج اخص متصل از تحت عام فوقانی قدرمتیقن از دو دلیل خاص منفصل و اخص متصل است، طبیعتا فقط باید دلیل عام فوقانی را با دلیل عام مخصَّص تخصیص زد، زیرا نسبت عام فوقانی بعد از تخصیص آن به عام مخصَّص (اخص متصل) با دلیل خاص منفصل عموم و خصوص من وجه میگردد و برای اخذ به آن عام یا دلیل خاص منفصل نسبت به نقطه اجتماع باید به مرجحات بابت تعارض رجوع کرد.