1404/11/07
بسم الله الرحمن الرحیم
کذب وضع/علل اختلاف حدیث /تعادل و تراجیح
موضوع: تعادل و تراجیح/علل اختلاف حدیث /کذب وضع
عامل هشتم : خطا و اشتباه روات
یکی دیگر از مناشی مختلف شدن احادیث که به راویان و ناقلین روایات برمیگردد، خطا و اشتباه در فهم و نقل و نشر روایات میباشد. این خطا و اشتباه عموما به چند جهت رخ داده که به شرح ذیل است:
• نقل به معنا — اگرچه بسیاری از اجلاء اصحاب و روات شناخته شده تحفظ بر نقل الفاظ امام داشتهاند و دائما در تلاش بودهاند که کلمهای از گفتار امام را تغییر ندهند (به همین منظور خیلی از روات شناخته شده روایات را مینوشتند)، اما بدون شک راویان از سوی معصومین علیهمالسلام مجاز به نقل به معنا بوده و این اختیار را داشتهاند که فهم خود از کلام امام را با الفاظ مد نظر خود به دیگران منتقل کنند[1] ، کما اینکه به حسب سیره عقلائیه نیز نقل به معنای خبر مسموع جایز است و کذب و قبیح قلمداد نمیشود.
بدیهی است که چون توان فهم و درک تمام روایان یکسان نبوده و همه قدرت تفکیک حقیقت از مجاز و کنایه و استعاره تلقی صحیح ظرایف کلامی را نداشتهاند، طبعا روایاتی که آنان نقل به معنای کردهاند هم مختلف گردیده است و صرف ضابط بودن روات نیز این احتمال را به صورت کلّی مرتفع نمیکند. بر همین اساس بعضی از فقهاء (مانند حضرت آیت الله سیستانی[2] ) روایات مشابه یک راوی را در عین اینکه اختلاف جزئی متن دارد، حمل بر روایت واحد کردهاند ؛ و برخی از محدثین (مانند مرحوم شیخ حرّ عاملی) نیز از روایات منقول در چند کتب روایی نظیر کافی و تهذیب تعبیر به «روی مثله» یا «ذکر نحوه» نمودهاند، درحالی که متن آن روایات اختلافات یسیری و گاهی تأثیرگذاری دارد.
• ادراج — در مواردی فراوانی راوی اول یا ناقلین بعد و یا حتی صاحبان کتب توضیح یا تفسیری ذیل کلام امام علیهالسلام داشتهاند که آن نکته به مرور زمان و ازبین رفتن مرزبندیها در نقل یا نسخههای بعد جزء کلام امام قلمداد شده است. مثلا کتاب صلاة حریز اگرچه مجموعه روایات شناخته شدهای در میان اصحاب ائمه علیهمالسلام بوده است، ولی شواهدی وجود دارد که این کتاب صرفا مشتمل بر احادیث نبوده بلکه حاوی آراء زرارة هم بوده که به تدریج و گذشت زمان آن انظار بخشی از کلام معصوم بشمار آمده است (مانند روایت جواز عدول از نماز عصر به نماز ظهر فراموش شده بعد از اتمام نماز که ظاهرا این فقره کلام زرارة بوده نه امام باقر علیهالسلام[3] ).
• تشابه حروف و کلمات — در برخی از موارد منشأ اشتباه روات در نقل، مشتبه شدن برخی از حروف و کلمات أسناد و متن روایات است، مثلا بین «حدّد» و «جدّد» یا «هاشم» و «هشام» یا «بُرید» و «یزید» خلط شده و دو نقل مختلف پدید آمده است.
• تصحیح حدسی — گویا در برخی از موارد وقتی راویان یا صاحبان کتب با سند یا متن روایت مبهمی مواجه میشدند، بدون مراجعه کردن به مصادر اصلی یا نسخههای دیگر آن روایت و نقل، براساس حدس و گمان و ذهنیت خود اقدام به تصحیح و رفع ابهام آن مینمودند و همین رویه سبب بروز اختلاف حدیث شده است. گفتنی است که به اعتقاد حضرت آیت الله سیستانی اگرچه مراسیل ابن أبی عمیر معتبر میباشد، اما چون بخشی از روایات مکتوب او به جهت اصابت باران ازبین رفته و ناخوانا شده و دیگران با حدس و گمان خود درصدد تصحیح آن برآمدهاند، متن روایات ابن أبی عمیر نیاز به دقت و بررسی بیشتری برای قبول دارد. [4]
• تقطیع روایات — ظاهرا به جهت اسباب مختلفی بعضا بخشی از کلام سائل و یا فرمایش امامان علیهم السلام تقطیع شده است. از مهمترین اسباب تقطیع روایات میتوان به امور ذیل اشاره کرد:
- توهم اینکه بخشی از کلام سائل یا امام دخالتی در مطلب و دلالت روایت ندارد؛
- توهم اینکه بخشی از سؤال پرسشکننده از پاسخ امام فهمیده میشود (مثلا در سؤال از کیفیت قرار دادن میت در حال احتضار، حال احتضار به قرینهی جواب امام حذف شده است[5] )؛
- توهم اینکه بخشی از روایت کلام معصوم نیست (مثلا اگرچه مرحوم شیخ صدوق رسالة فضل بن شاذان را در کتاب عیون الأخبار الرضا نقل نموده، اما بخشی از قسمتهای آن را به گمان اینکه کلام فضل بن شاذان بوده حذف کرده است)؛
- توهم اینکه جملات روایات هیچ ارتباطی به یکدیگر ندارد؛
- توهم اینکه قسمت محذوف از عنوان باب فهمیده میشود (مثلا روایت کیفیت عدة زن در متعة در کتاب شریف کافی فقط از عنوان باب معلوم میشود مربوط به مسأله عدة متعة است[6] )؛
- توهم اینکه قسمت محذوف بسیار روشن و بدیهی است؛
- توهم اینکه نقل کامل یک روایت مشتمل بر موضوعات متنوع در ضمن چند باب ضرورتی ندارد؛
- توهم اینکه نقل بخشی از روایت که شاهد بحث است، کافیست.