1404/10/17
بسم الله الرحمن الرحیم
تقیه/علل اختلاف حدیث /تعادل و تراجیح
موضوع: تعادل و تراجیح/علل اختلاف حدیث /تقیه
گفتار دوم ← متأثر شدن روایات از تقیه
هرچند با توجه به شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی عصر ائمه اطهار علیهم السلام تقیه نمودن آنها امر غیر قابل انکاری است، اما نسبت به اینکه تا چه حد میتوان اختلاف احادیث را حمل بر این تقیه کرد، اختلاف نظر وجود دارد.
برخی از بزرگان مانند مرحوم محدث بحرانی[1] در یک نگاه افراطی معتقدند که تمام اختلاف احادیث ناشی از تقیه است و بعضی دیگر نظیر مرحوم شیخ مفید[2] در یک نگاه نسبتا تفریطی معتقدند که هیچ اختلاف حدیثی ناشی از تقیه نیست.
عده زیادی نظیر حضرت آیت الله سیستانی[3] هم بر این باورند که هرچند ممکن است روایاتی به صورت تقیهای از معصومین علیهمالسلام صادر شده باشد و آن روایات در مجامع حدیثی ما وجود داشته باشد، اما منشأ عمدهی احادیث مختلف را نمیتوان تقیه دانست، زیرا:
• فقهای اصحاب و صاحبان کتب براساس مجالست زیادی که با اهل البیت علیهمالسلام و ممارست زیادی که با احادیث و منقولات آنها داشتهاند و دقت نظری که از این طریق کسب کرده بودند، اصولا با ادبیات و لحن و رویکرد امام آشنا بوده و روایات تقیهای را تشخیص میدادند و دیگر آن را برای دیگران نقل نمیکردند و در مؤلفات و اصول خود نمیآورند.
• از آنجا که روات شناخته شده توجه به تقیهای بودن برخی از روایات داشتهاند، عموما روایات شنیده شده خود را به امامان بعد عرضه میکردند و صحت و سقم آن را جویا میشدند و بعد از پالایش و تهذیب احادیث اقدام به ضبط آن در مجامع حدیثی نموده و آن را نشر میدانند.
• بخشی از اسباب تقیه امور شخصی بوده و جنبهی عمومی نداشته، و بخش زیاد دیگری نیز امور دورهای و موقت بوده و امر مستمری نبوده تا در صدور روایات فراوانی تأثیرگذار باشد و آن روایات سالها سینه به سینه نقل شود.
• اختناق ائمه علیهم السلام همیشگی و نسبت به بیان تمام معارف و احکام نبوده بلکه اختصاص به بیان برخی از مفاهیم دینی داشته است. از همین رو میبینم که روایات فراوانی پیرامون مطاعن خلفاء به ما رسیده درحالی که سخن گفتن پیرامون نمادهای اعتقادی اهل سنت به مراتب سزاوارتر به رعایت تقیه بوده است. همچنین علی القاعده امامان نسبت به بیان مناقب و فضائل اهل البیت علیهمالسلام بیشتر از بیان احکام فرعی و جزئی در تنگناه بودهاند، درحالی که امروزه حجم زیادی از روایات منقبتی در مجامع حدیثی ما وجود دارد.