« فهرست دروس
درس اصول استاد حمید درایتی

1404/09/23

بسم الله الرحمن الرحیم

منشا حدیث/علل اختلاف حدیث /تعادل و تراجیح

 

موضوع: تعادل و تراجیح/علل اختلاف حدیث /منشا حدیث

 

ویژگی چهارم در روایات افتایی در نظر گرفتن عرف حاکم بر شخص پرسش‌کننده و پاسخ دادن امام علیه‌السلام به مقتضای فضای حاکم بر او بسیار امر محتمل و نزدیک به ذهنی است، کما اینکه بعید نیست تحدید آب کر برای برخی پرسش‌کنندگان به ششصد رطل[1] و برای برخی دیگر به هزار و دویست رطل[2] از سوی امام صادق علیه‌السلام بدین جهت باشد که چون شخص اول اهل مکه بوده حضرت براساس رطل مکّی و چون شخص دوم اهل عراق بوده حضرت با رطل عراقی پاسخ مخاطب خود را داده‌اند. همچنین اختلاف روایاتی که پیرامون مقدار «جزء» در وصیت متوفی بین یک هفتم[3] و یک دهم وجود دارد[4] نیز می‌تواند براساس مختلف بودن عرف حاکم بر شخص وصیت کننده صادر شده باشد.

شاهد دیگری که بر این مسأله وجود دارد آن است که اگرچه به حسب روایات در هر معامله‌ای خیار غبن وجود دارد و منشأ ثبوت خیار غبن در معاملات نیز وجود یک شرط ارتکازی بر خرید و فروش به قیمت متعادل و متوازن است، اما با این حال چون اتباع مدرسه أبی‌حنیفه منکر وجود خیار غبن بوده‌اند، طبعا چنین شرط ارتکازی در معاملات حنفی‌ها وجود نداشته و بر همین اساس امام علیه‌السلام در مقام پاسخ‌دهی به سؤالات برخی از مخاطبین خود منکر وجود خیار غبن شده‌اند.

ویژگی پنجم در روایات افتایی این احتمال وجود دارد که امام علیه‌السلام نسبت به کاری که ذاتا جایز است، مخاطب خود را به حسب خصائص فردی و ویژگی‌هایی که شخص او دارد از آن کار نهی نمایند و درصدد ترتیب و ترقی او برآیند، همچنان که به حسب ادله شرعی اگرچه بوسیدن همسر یا کنیز در ماه رمضان از سوی روزه‌دار ضرری به صحت روزه او نمی‌رساند[5] ، اما با این حال حضرت خصوص شخص جوانی که ممکن است اکتفا به بوسیدن همسر خود نکند را از این اقدام نهی کردند[6] .

ویژگی ششم ← گاهی اگرچه حکم شرعی به طبیعت تعلق گرفته است، ولی امام علیه‌السلام براساس شرایط شخص سوال‌کننده و منحصر بودن آن طبیعت برای آن شخص به خصوص یک فرد، متعلق حکم شرعی را به صورت منحصر در یک فرد بیان کرده‌اند. بدیهی است که در مثل این موارد چون حضرت در مقام تعلیم حکم شرعی برای همگان نبوده‌ ضرورتی به بیان آن طبیعت ندیده‌اند .

ویژگی هفتم ← در روایات افتایی امام علیه‌السلام می‌تواند با در نظر گرفتن تمایلات شخصی مخاطب خود و اغراضی که دارد، یک واجب تخییری را به صورت ترتیبی و یا با اختلاف در افضلیت بیان نماید، کما اینکه احتمال دارد روایاتی که جواز سجده بر برف را اختصاص به حالتی داده‌اند که سجده بر زمین ممکن نباشد[7] ، در حقیقت همان واجب تخییری باشد که به جهت طبع انسانی و ترجیح دادن خاک بر برف برای سجده کردنشان این روایت به صورتی ترتیبی بیان شده است.

ویژگی هشتم← از آنجا که بیان یک حکم مطلق با مقید نمودن آن به قیود نادر استهجان عرفی دارد، ممکن است حکمی که معصومین علیهم‌السلام در روایات افتایی به صورت مطلق عنوان نموده‌اند، حقیقتا مطلق نباشد و عدم تذکر قیود آن به جهت نادر بودن آن‌ها برای شخص مخاطب و خارج بودن آن‌ها از محل ابتلای او بوده باشد.

ویژگی نهم← با توجه به اینکه امام علیه‌السلام در روایات افتایی صرفا در مقام بیان تکلیف فعلی مخاطب هستند، احتمال دارد براساس شرایط او صرفا حکم شرعی ثانوی بیان کرده باشند (مانند دستور حضرت کاظم علیه السلام به علی بن یقطین برای وضوء گرفتن به شکل اهل سنت[8] ) و لذا فرمایشات معصومین علیهم‌السلام در روایات افتایی را به راحتی نمی‌توان ناظر بر حکم شرعی اولی دانست.

 


logo