1404/10/17
بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر سوره «بقره»/ تفسیر آیه 114
تفسیر آیه 114: ﴿«وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ وَ سَعى في خَرابِها أُولئِكَ ما كانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوها إِلاَّ خائِفينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ»؛﴾ كيست ستمكارتر از آن كس كه از بردن نام خدا در مساجد او جلوگيرى كرد و سعى در ويرانى آنها نمود؟! شايسته نيست آنان، جز با ترس و وحشت، وارد اين (كانونهاى عبادت) شوند. بهره آنها در دنيا (فقط) رسوايى است و در سراى ديگر، عذاب عظيم (الهى)!!
محور بحث در آیات قبلی، درباره سه گروه بود که عبارتند از؛ مشرکان، یهودیان و مسیحیان. به بعضی از عقاید و رفتارهای این سه گروه اشاره شد و مورد نقد قرار گرفت.
در آیه مذکور، به یکی دیگر از مصادیق رفتاری هر یک از سه گروه مذکور (مشرکان، یهودیان و مسیحیان)، اشاره شده است و آن، اینکه اینها از بردن نام خدا در مساجد جلوگیری میکردند و در خراب کردن و ویرانی خانه خدا سعی و تلاش میکردند. البته منع از بردن نام خدا در مساجد و ویرانی مساجد، همیشه به یک شکل نیست، بلکه ممکن است که در طول زمان به شکلهای متنوعی ظهور و بروز پیدا کند.
خداوند متعال، سرانجام این عمل زشت (منع از نام بردن اسم خدا در مساجد و ویرانی مساجد) را خواری در دنیا و عذاب در آخرت معرفی کرده است.
ظلم به خداوند متعال، بالاترین ظلمهاست.
واژه «أظلم»، أفعل تفضیلِ از کلمه «ظلم» است و بیشترین حدّ ظلم و ستم را بیان میکند. «ظلم» گاهی در مقابل «نور» قرار میگیرد و گاهی در مقابل «عدل» است، اما مراد از آن در آیه مورد بحث، «ظلم» در مقابل «عدل» و به معنای قرار دادن چیزی در غیر جایگاه خودش است، کما اینکه «عدل» به معنای قرار دادن چیزی در جایگاه خودش میباشد. پس، «ظلم» قرار دادن چیزی در غیر جایگاه خودش است که میتواند با کاستی و نقصان یا فزونی همراه باشد. اگر کسی در مسیر دست یافتن انسانها به حقوقشان مانعِ ناصوابی ایجاد کند و موجب محرومیت انسانها از دستیابی به حقوقشان گردد، ظالم میباشد و کاری که او انجام داده است از مصادیق «ظلم» شمرده میشود.
«ظلم» نیز مانند «حق» مصادیق و مراتب متعددی دارد؛ گاهی افرادی، دیگران را از حقوق فردیشان محروم میکنند و گاهی آنان را از حقوق اجتماعیشان محروم میکنند و گاهی مانع رسیدشان به حقوقشان میشوند.
در قرآن کریم در آیات متعددی، واژه «ظلم» در ارتباط با زیر پا گذاشتن و رعایت نکردن حقوق و حدود خداوند متعال مطرح میشود که آیه مورد بحث (آیه 114 سوره بقره)، یکی از آن مصادیق است.
آیات ذیل نیز از آن مواردی است که به زیر پا گذاشتنِ حقوق و حدود الهی اشاره کردهاند؛
﴿- «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ»؛﴾ چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه بر خدا دروغ بسته [همتايى براى او قائل شده]، و يا آيات او را تكذيب كرده است؟! مسلماً ظالمان، رستگار نخواهند شد!
- «... فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَّبَ بِآياتِ اللَّهِ...»[1] ؛ ... پس، چه كسى ستمكارتر است از كسى كه آيات خدا را تكذيب كرده است... .
- «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُكِّرَ بِآياتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْها...»[2] ؛ چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه آيات پروردگارش به او تذكّر داده شده، و از آن روى گرداند... .
با توجه به آیات مذکور، نتیجه گرفته میشود که هرگونه کوتاهی و ظلمی که در ارتباط با خداوند متعال صورت بگیرد، سنگینترین ظلمها محسوب میشود زیرا ذات کبریائی حقتعالی در وجود و هستی، والاترین جایگاه را دارد، یعنی وقتی گفته میشود که «وجود»، کلّی مشکّک و ذو مراتب است، مرتبه أعلای وجود را ذات کبریائی حقتعالی دارد لذا اگر نسبت به کسی که در والاترین جایگاه وجود دارد، ظلم شود، ظلم نسبت به او، نسبت به ظلم به دیگران از شدّت بیشتری برخوردار است و کوتاهی در حق او بر شدّت ظلم میافزاید.
خداوند متعال از همگان بینیاز است و نسبت به همه مهربان است و بر همه وجود و هستی، صاحب حق است و صاحب اصلیِ تمام عالَم هستی، میباشد و اوست که مالک حقیقی همه هستی است.
شاعر نیز گفته است:
«در حقیقت، مالک اصلی خداست این امانت، چند روزی دست ماست»
بنابراین، وجود و هستی، حقِّ ابتدایی و ذاتی بر خداوند متعال ندارند و موجودات، آنچه دارند لطف الهی است که شامل حالشان شده است وگرنه از خودشان چیزی ندارند.