« فهرست دروس
درس تفسیر استاد سیدهاشم حسینی‌بوشهری

1404/07/09

بسم الله الرحمن الرحیم



تفسیر سوره «بقره»/ تفسیر آیه 112

ادامه تفسیر آیه 112: ﴿«بَلى‌ مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُون»؛﴾ آرى، هر كس كه خود را با تمام وجود، به خدا تسليم كند و نيكوكار باشد، پس مُزد وى پيش پروردگار اوست و بيمى بر آنان نيست و غمگين نخواهند شد.

در جلسه گذشته عرض شد که واژه «أسلم» دو معنا دارد؛ یکی به معنای صلح و آشتی است و دیگری اینکه، انسان با تمام وجود خود را در خدمت ذات کبریایی حق قرار دهد.

تفاوت بین اسلام و ایمان

آنچه در معنای تسلیمِ وجه بیان شد در واقع بیان کننده تفاوت مقام اسلام و ایمان است.

مراد از معنای اولِ تسلیمِ وجه، یعنی صلح و دوستی با خداوند متعال، همان مقام اسلام است، به این معنا که کسانی که اسلام می‌آورند با خداوند متعال ارتباط برقرار می‌کنند و حالت صلح و آشتی دارند. خداوند متعال فرموده است: ﴿«قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإيمانُ في‌ قُلُوبِكُم‌...»؛﴾ عرب‌هاى باديه‌نشين گفتند: «ايمان آورده‌ايم»، بگو: «شما ايمان نياورده‌ايد، ولى بگوييد اسلام آورده‌ايم، امّا هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است‌.

پس، یکی از معانی تسلیم وجه، صلح و آشتی با خداوند متعال است لذا گفته‌اند که کسی که کلمه شهادتین را بر زبان جاری کند، مال و جانش در امان است.

اما مراد از معنای دومِ تسلیم وجه، تسلیم با تمام وجود در مقابل حضرت حق است. واژه «أخبتوا» نیز که در قرآن آمده است به معنای تسلیم محض در برابر خداوند متعال است، خداوند متعال فرموده است: ﴿«إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَخْبَتُوا إِلى‌ رَبِّهِمْ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فيها خالِدُونَ»‌؛﴾ كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادند و در برابر پروردگارشان خضوع و خشوع كردند، آنها اهل بهشت‌ند و جاودانه در آن خواهند ماند!

پس، تسلیم به معنای دوم، درجه بالای ایمان انسان است که فاصله زیادی با تسلیم به معنای صلح و آشتی دارد و در حقیقت، اسلام ابتدایی به معنای آشتی و مسالمت با خداوند متعال است، اما اسلام به معنای دوم، اوج ایمان و مرتبه تسلیمِ تمام وجود نسبت به ذات کبریایی خداوند متعال و مجرد ساختن عقل، دل و احساس از غیر خداوند متعال است، یعنی چیزی جز خداوند متعال بر عقل، دل و احساس انسانِ مؤمن حاکم نیست.

رسول گرامی اسلام (ص) [از باب امتحان و آزمایش] به فرزند یکی از اصحابش فرمود: من را بیشتر دوست داری یا پدرت را؟ عرض کرد که یا رسول الله (ص) شما را بیشتر از پدرم دوست دارد، آن حضرت (ص) فرمود: من را بیشتر دوست داری یا مادرت را؟ عرض کرد که یا رسول الله (ص) شما را بیشتر از مادرم دوست دارم، آن حضرت (ص) فرمود: من را بیشتر دوست داری یا خدا را؟ آن بچه در پاسخ دادن، تأمّل کرد، آن حضرت (ص) فرمود چرا پاسخ نمی‌دهی؟ عرض کرد که یا رسول الله (ص) اگر در پاسخ از سؤال اول و دوم، گفتم که شما را بیشتر از پدر و مادرم دوست دارم به این خاطر بود که شما در مسیر خداوند متعال قرار داری، ولی اکنون که امر بین دوست داشتن شما و خداوند متعال دایر است، قطعاً دوستی خدا را بر دوستی شما مقدم می‌دارم. بنابراین، انسان مؤمن خودش را تسلیم محض خداوند متعال می‌داند و هیچ کس را بر خداوند متعال مقدم نمی‌کند و همه وجودش تسلیم خداوند است و اگر به دیگران نیز احترام می‌گذارد به خاطر خداوند متعال است، کما اینکه وقتی به مقام انبیاء الهی نظر می‌شود، مشاهده می‌شود که فقط و فقط در برابر خداوند متعال تسلیم محض بوده‌اند و پیش غیر خدا سر تعظیم فرود نیاورده‌اند. کما اینکه خداوند متعال در رابطه با ایمان و تسلیم محض بودنِ حضرت ابراهیم (ع) فرموده است: ﴿«إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمينَ»؛﴾ در آن هنگام كه پروردگارش به او گفت: اسلام بياور! [و در برابر حق، تسليم باش! او فرمان پروردگار را، از جان و دل پذيرفت و] گفت: «در برابر پروردگار جهانيان، تسليم شدم».

همچنین، حضرت یوسف (ع) چون از ایمان واقعی برخوردار بود و در برابر خداوند متعال تسلیم محض بود، تمام مصیبت‌ها و بلاها را به جان خرید ولی در برابر غیر خدا سر خم نکرد. صائب تبریزی نیز گفته است:

«بی گناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق یوسف از دامان پاک خود به زندان می‌شود».

خداوند متعال فرموده است: ﴿«رَبِّ قَدْ آتَيْتَني‌ مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَني‌ مِنْ تَأْويلِ الْأَحاديثِ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّني‌ مُسْلِماً وَ أَلْحِقْني‌ بِالصَّالِحينَ»‌؛﴾ [یوسف (ع) گفت:] «پروردگارا! بخشى [عظيم] از حكومت به من بخشيدى و مرا از علم تعبير خواب‌ها آگاه ساختى! اى آفريننده آسمان‌ها و زمين! تو ولىّ و سرپرست من در دنيا و آخرت هستى، مرا مسلمان بميران و به صالحان ملحق فرما!».

منظور از تعبیر «توفَّنی مُسلِماً» این است که در حالی از دنیا بروم که تمام وجودم تسلیمِ محض خداوند متعال باشد.

خلاصه اینکه، تفاوت اسلام و ایمان این است که ایمان، توجه محض به ذات کبریایی و عدم توجه به غیر اوست، ولی اسلام، به معنای صلح و آشتی با خداوند متعال است که به صرف گفتن شهادتین حاصل می‌شود و لذا اسلام، غیر از ایمان است که تسلیم محض در برابر خداوند متعال بودن است.

logo