1404/10/23
بسم الله الرحمن الرحیم
جمع بین روایات نصف شب و روایات امتداد وقت تا فجر بر اساس تفکیک حکم تکلیفی و وضعی/ امتداد وقت مغرب و عشاء تا طلوع فجر برای عامد و مضطر/وقت نماز مغرب و عشاء
« ا لحمدلله رب العالمين و صليالله علي محمد و آله الطاهرين و اللعن علي اعدائهم اجمعين»
موضوع: وقت نماز مغرب و عشاء/ امتداد وقت مغرب و عشاء تا طلوع فجر برای عامد و مضطر/ جمع بین روایات نصف شب و روایات امتداد وقت تا فجر بر اساس تفکیک حکم تکلیفی و وضعی
خلاصه جلسه گذشته
عرض شد که به نظر مرحوم سید (ره)، أقوی این است که کسی که عمداً نماز مغرب و عشاء را تا نصف شب به تأخیر انداخته است نیز همانند مضطر، تا طلوع فجر فرصت دارد که نماز مغرب و عشاء را بخواند، هرچند که در تأخیر انداختن نماز، گناه کرده است، لکن احتیاط [مستحب] این است که نیّت ادا و قضا نکند، بلکه اولی این است که شخصی که از روی اضطرار نماز مغرب و عشاء را تا نصف شب به تأخیر انداخته است نیز در هنگام خواندن نماز، نیّت ادا و قضا نکند.
در ادامه عرض شد که تأخیر عمدی نماز مغرب و عشاء تا طلوع فجر جایز نیست و معصیت است و صاحب جواهر (ره) گفته است که بر این مطلب، اجماع قائم شده است.
موثقه ابی بصیر نیز بر این دلالت میکند که تأخیر عمدی نماز مغرب و عشاء از نیمه شب، جایز نیست.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع)؛ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): "لَوْ لَا أَنِّي أَخَافُ أَنْ أَشُقَّ عَلَى أُمَّتِي لَأَخَّرْتُ الْعَتَمَةَ إِلَى ثُلُثِ اللَّيْلِ وَ أَنْتَ فِي رُخْصَةٍ إِلَى نِصْفِ اللَّيْلِ وَ هُوَ غَسَقُ اللَّيْلِ، فَإِذَا مَضَى الْغَسَقُ نَادَى مَلَكَانِ مَنْ رَقَدَ عَنْ صَلَاةِ الْمَكْتُوبَةِ بَعْدَ نِصْفِ اللَّيْلِ فَلَا رَقَدَتْ عَيْنَاهُ"».[1]
ابوبصیر از امام باقر (ع) نقل کرده است که آن حضرت (ع) فرموده است که رسول اکرم (ص) فرموده است: اگر بیم آن را نداشتم که بر امتم سخت بگیرم، نماز عشاء را تا یک سوم شب به تأخیر میانداختم و شما برای ادای آن تا نیمه شب که «غَسَقُ اللَّیل» (تاریکی و اوج شب) است، فرصت داری. پس هنگامی که نیمهشب سپری شود، دو فرشته ندا میدهند: هر کس که پس از نیمهشب، از نماز واجب بخوابد [، یعنی نماز عشاء را تا نیمه شب نخواند و بخوابد]، چشمانش آرام نگیرد [و خواب خوش بر او حرام باد].
معنای «فلا رقدت عیناه»
در تاج العروس آمده است: «رَقَدَ عن الأَمر قَعَدَ و تَأخَّرَ»[2] ، رقد عن الأمر، تأخیر انداختن آن امر است.
در معنای «فلا رقدت عیناه» که در روایت مذکور آمده است و نوعی نفرین است، سه وجه متصور است؛
1- همان معنای ظاهری آن مراد است، یعنی خواب به چشمش نیاید.
2- منظور، این است که بمیرد، زیرا خواب از لوازم حیات است و وقتی کسی نتواند بخوابد، گویا مُرده است.
3- منظور، این است که شخصی که نماز مغرب و عشاء را تا نیمه شب نخواند و بخوابد مبتلا به درد و بیماریای شود که خواب از او گرفته شود و نتواند بخوابد.
علامه مجلسی (ره) در ملاذ الأخیار فی فهم تهذیب الأخبار که شرح کتاب تهذیب است، نوشته است: «قوله صلى الله عليه و آله: فلا رقدت عيناه لعله كناية عن الموت، فإن النوم من لوازم الحياة أو الوَجَع الذي يمنعه عن النوم»[3] ؛ قول رسول گرامی اسلام که فرموده است: شخصی که نمازش را از نصف شب به تأخیر اندازد، چشمانش به خواب نرود، شاید کنایه از مُردن باشد چون خواب از لوازم حیات است [و وقتی شخص نتواند بخوابد گویا مُرده است] یا اینکه منظور، بیماریای است که مانع از خوابیدن میشود.
مستفاد از مذمّت و سرزنشی که در روایت موثقه ابی بصیر آمده است، میتواند حرمت به تأخیر انداختن نماز مغرب و عشاء از نصف شب باشد. بنابراین، حرمت تأخیر انداختن نماز عشاء از نصف شب، امری مسلّم است.
سؤال: اگر شخص، عمداً نماز مغرب و عشاء را از نصف شب به تأخیر اندازد، آیا نماز او قضا میشود یا اینکه دلیلی بر توسعه وقت تا طلوع فجر برای شخص عامد وجود دارد که در نتیجه او بتواند نماز مغرب و عشاء را بعد از نصف شب، به نیّت ادا بخواند؟
پاسخ: مرحوم سید (ره) فرموده است که أقوی این است که کسی که عمداً نماز مغرب و عشاء را تا نصف شب به تأخیر انداخته است نیز همانند مضطر، تا طلوع فجر، فرصت دارد که نماز مغرب و عشاء را بخواند، هرچند که در تأخیر انداختن نماز، گناه کرده است، لکن احتیاط [مستحب] این است که نیّت ادا و قضا نکند، بلکه اولی این است که شخصی که از روی اضطرار نماز مغرب و عشاء را تا نصف شب به تأخیر انداخته است نیز در هنگام خواندن نماز، نیّت ادا و قضا نکند.
سه طایفه روایت
مرحوم سید (ره) با سه طایفه روایت مواجه شده است؛
از یک سو روایات کثیرهای وجود دارند که در این ظهور دارند که منتهای وقت نماز مغرب و عشاء تا نصف شب است مطلقا، چه شخص، مختار باشد و چه مضطر باشد. صحیحه بکر بن محمد ازدی از جمله آن روایات است؛
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ؛ أَنَّهُ سَأَلَهُ سَائِلٌ عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ، فَقَالَ: «إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ لِإِبْرَاهِيمَ ﴿فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي﴾ [4] ، فَهَذَا أَوَّلُ الْوَقْتِ وَ آخِرُ ذَلِكَ غَيْبُوبَةُ الشَّفَقِ وَ أَوَّلُ وَقْتِ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ ذَهَابُ الْحُمْرَةِ وَ آخِرُ وَقْتِهَا إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ يَعْنِي نِصْفَ اللَّيْلِ»[5] .
شخصی از امام صادق (ع) درباره وقت نماز مغرب سؤال کرد، آن حضرت (ع) فرمود: خداوند متعال در کتابش میگوید که هنگامی که شب بر حضرت ابراهیم (ع) فرا رسید و ستارهای دید، گفت: این پروردگار من است، پس، آن زمان، اول وقت مغرب است و آخر مغرب، پنهان شدن شفق است و اول وقتِ نماز عشاء، ذهاب حمره و شفق است و آخر وقت عشاء، اوج تاریکی شب، یعنی نصف شب است.
از سوی دیگر روایاتی وجود دارند که در این ظهور دارند که وقت نماز مغرب و عشاء برای شخص مضطر تا طلوع فجر امتداد دارد؛
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: «إِنْ نَامَ رَجُلٌ وَ لَمْ يُصَلِّ صَلاَةَ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ أَوْ نَسِيَ فَإِنِ اسْتَيْقَظَ قَبْلَ الْفَجْرِ قَدْرَ مَا يُصَلِّيهِمَا كِلْتَيْهِمَا فَلْيُصَلِّهِمَا وَ إِنْ خَشِيَ أَنْ تَفُوتَهُ إِحْدَاهُمَا فَلْيَبْدَأْ بِالْعِشَاءِ الْآخِرَةِ وَ إِنِ اسْتَيْقَظَ بَعْدَ الْفَجْرِ فَلْيَبْدَأْ فَلْيُصَلِّ الْفَجْرَ ثُمَّ الْمَغْرِبَ ثُمَّ الْعِشَاءَ الْآخِرَةَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ فَإِنْ خَافَ أَنْ تَطْلُعَ الشَّمْسُ فَتَفُوتَهُ إِحْدَى الصَّلاَتَيْنِ فَلْيُصَلِّ الْمَغْرِبَ وَ يَدَعُ الْعِشَاءَ الْآخِرَةَ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ وَ يَذْهَبَ شُعَاعُهَا ثُمَّ لْيُصَلِّهَا»[6] .
امام صادق علیهالسلام فرموده است: اگر مردی خوابیده باشد و نماز مغرب و عشاء را نخوانده باشد یا فراموش کرده باشد که آنها را بخواند، پس هرگاه پیش از طلوع فجر بیدار شود و به اندازهای وقت باشد که بتواند هر دو نماز مغرب و عشاء را بخواند باید هر دو نماز را بهجا آورد، اما اگر بیم دارد که یکی از این دو نماز از او فوت شود، در این صورت باید از نماز عشاء آغاز کند و اگر بعد از طلوع فجر بیدار شد، باید ابتدا نماز صبح را بخواند سپس نماز مغرب را بخواند و پس از آن نماز عشاء را قبل از طلوع آفتاب بخواند، ولی اگر بیم دارد که آفتاب طلوع کند و یکی از دو نماز مغرب و عشاء از او فوت شود باید تنها نماز مغرب را بخواند و نماز عشاء را تا پس از طلوع خورشید و از بین رفتن شعاع آن تأخیر بیندازد؛ آنگاه نماز عشاء را بهجا آورد.
و از سویی هم، روایاتی وجود دارند که منحصر به شخص مضطر نیستند، بلکه اطلاق دارند و عامد را نیز شامل میشوند.
در اصول بحثی مطرح شده است به این مضمون که اگر دو روایتِ مثبت وجود داشته باشد (مثتبین)، هرچند که یکی مطلق و دیگری مقید باشد، با هم تعارض ندارند.
جمع این سه طایفه از روایات
مرحوم سید (ره) در جمع بین سه طایفه مذکور، گفته است که چون طایفه دوم و سوم از روایات، مثبِتین میباشند، یعنی طایفه دوم بر این دلالت دارد که شخص مضطر، تا طلوع فجر فرصت دارد که نماز مغرب و عشاء را بخواند و طایفه سوم بر این دلالت دارد که شخص مضطر و عامد تا طلوع فجر فرصت دارد که نماز مغرب و عشاء را تا طلوع فجر بخواند و این دو طایفه از روایت هیچ تنافی و تعارضی با هم ندارند، بلکه طایفه سوم، اطلاق دارد که هم مضطر و هم عامد را شامل میشود و بر امتداد وقت نماز مغرب و عشاء، برای عامد و مضطر تا طلوع فجر دلالت دارد، اما طایفه دوم بر امتداد وقت نماز مغرب و عشاء تا طلوع فجر، برای خصوص مضطر دلالت دارد پس، این دو طایفه مثبتاند و با هم تعارض ندارند تا لازم باشد که مطلق بر مقید حمل شود و عامد از دایره حکم مورد نظر خارج شود، مثل اینکه مولا در یک خطاب بگوید: «أکرم العالِم» و در خطاب دیگر بگوید: «أکرم الفقیه» که در اینجا عالِم اطلاق دارد که شامل فقیه و غیر فقیه میشود ولی چون این دو خطاب، مثبت است نمیشود مطلق را بر مقید حمل کرد و عالِمِ غیر فقیه را از دایره حکم اکرام خارج کرد، بلکه علاوه بر اکرام عالِمِ فقیه، اکرام سایر علما نیز لازم است زیرا اگر «أکرم الفقیه» بخواهد مفهوم داشته باشد، یعنی بر عدم وجوب اکرام غیر فقیه کند، از سنخ مفهوم لقب خواهد بود و در اصول، ثابت شده است که لقب مفهوم ندارد بنابراین، دو خطاب مذکور با هم تنافی و تعارضی ندارند تا لازم باشد مطلق بر مقید حمل شود. در مانحنفیه نیز طایفه دوم و سوم از روایات، دو طایفه روایت مثبت میباشند که هیچ تعارضی با هم ندارند و لذا اطلاق طایفه سوم از روایات، به وسیله طایفه دوم، تقیید نمیخورد لذا مطلق بر مقید حمل نمیشود.
مرحوم سید (ره) در جمع بین طایفه دوم و سوم با طایفه اول روایات [که در این ظهور دارند که منتهای وقت نماز مغرب و عشاء تا نصف شب است مطلقا، چه شخص، مختار باشد و چه مضطر باشد]، طایفه اول را بر حکم تکلیفی حمل کرده است [، یعنی کسی که از روی عمد، نماز مغرب و عشاء را بعد از نصف شب بخواند معصیت کرده است و این حکم تکلیفی، مضطر را شامل نمیشود چون اضطرار باعث تأخیر شده است و عمدی در کار نبوده است] و طایفه دوم و سوم را بر حکم وضعی حمل کرده است [، یعنی کسی که نماز مغرب و عشاء را از نصف شب به تأخیر اندازد، چه مضطر باشد و چه عامد باشد، نماز مغرب و عشائی را که بعد از نصف شب تا قبل از طلوع فجر میخواند صحیح است و تا طلوع فجر وقت دارد که نماز مغرب و عشاء را به نیت ادا بخواند.
«الحمدلله رب العالمین»