1404/09/24
بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی ادله روایی بر مبدأیت سقوط شفق برای عشاء و وجوه جمع با روایات مقابل/ تحلیل روایات دال بر مبدأیت سقوط شفق و اقوال در جمع بین روایات/بررسی روایات و کیفیت جمع بین اقوال درباره مبدأ وقت نماز عشاء
« ا لحمدلله رب العالمين و صليالله علي محمد و آله الطاهرين و اللعن علي اعدائهم اجمعين»
موضوع: بررسی روایات و کیفیت جمع بین اقوال درباره مبدأ وقت نماز عشاء/ تحلیل روایات دال بر مبدأیت سقوط شفق و اقوال در جمع بین روایات/ بررسی ادله روایی بر مبدأیت سقوط شفق برای عشاء و وجوه جمع با روایات مقابل
خلاصه جلسه گذشته
بحث در روایاتی بود که در رابطه با ابتدای وقت نماز عشاء وارد شده است. در جلسه گذشته به دسته اول از روایات، یعنی روایات دال بر اینکه ابتدای وقت نماز عشاء، غروب خورشید است اشاره شد.
دسته دوم، روایاتی است که بر این دلالت دارند که ابتداء وقت نماز عشاء، سقوط شفق است که روایات ذیل از جمله آن روایات میباشند؛
روایت اول: صحیحه حلبی: مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ عَلِيٍّ الْحَلَبِيِّ؛ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مَتَى تَجِبُ الْعَتَمَةُ؟ قَالَ: «إِذَا غَابَ الشَّفَقُ وَ الشَّفَقُ الْحُمْرَةُ»، فَقَالَ عُبَيْدُ اللَّهِ: أَصْلَحَكَ اللَّهُ إِنَّهُ يَبْقَى بَعْدَ ذَهَابِ الْحُمْرَةِ ضَوْءٌ شَدِيدٌ مُعْتَرِضٌ، فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: «إِنَّ الشَّفَقَ إِنَّمَا هُوَ الْحُمْرَةُ وَ لَيْسَ الضَّوْءُ مِنَ الشَّفَقِ»[1] .
حلبی گفته است که از امام صادق (ع) پرسیدم که نماز عشاء چه زمانی واجب میشود؟ آن حضرت (ع) در پاسخ فرمود که هنگامی که شفق پنهان میشود و شفق، حمره مغربیه است. پس، عبیدالله گفت که خدا کار شما را اصلاح کند و به شما عزّت عنایت کند، بعد از ذهاب حمره مغربیه، روشنایی شدیدی که گسترده شده، باقی میماند [آیا صبر کنیم که آن روشنایی نیز برطرف شود و سپس نماز عشاء را بخوانیم؟] امام صادق (ع) فرمود: شفق، همان حمره است و روشنایی، از شفق نیست.
گفتهاند که از این روایت استفاده میشود که ابتدای وقت نماز عشاء، سقوط شفق (حمره مغربیه) است.
سند و دلالت این روایت تمام است و مشکلی ندارد.
روایت دوم: صحیحه بکر بن محمد: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ؛ أَنَّهُ سَأَلَهُ سَائِلٌ عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ، فَقَالَ: «إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ لِإِبْرَاهِيمَ ﴿فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي﴾[2] ، فَهَذَا أَوَّلُ الْوَقْتِ وَ آخِرُ ذَلِكَ غَيْبُوبَةُ الشَّفَقِ وَ أَوَّلُ وَقْتِ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ ذَهَابُ الْحُمْرَةِ وَ آخِرُ وَقْتِهَا إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ يَعْنِي نِصْفَ اللَّيْلِ»[3] .
شخصی از امام صادق (ع) درباره وقت نماز مغرب سؤال کرد، آن حضرت (ع) فرمود که خداوند متعال در کتابش میگوید که هنگامی که شب بر حضرت ابراهیم (ع) فرا رسید و ستارهای دید، گفت: این پروردگار من است، پس، آن زمان، اول وقت مغرب است و آخر مغرب، پنهان شدن شفق است و اول وقت نماز عشاء، ذهاب حمره و شفق است و آخر وقت عشاء، اوج تاریکی شب، یعنی نصف شب است.
روایت سوم: صحیحه بکر بن محمد: عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِي قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ؛ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ وَقْتِ صَلاَةِ الْمَغْرِبِ، فَقَالَ: «إِذَا غَابَ الْقُرْصُ» ثُمَّ سَأَلْتُهُ عَنْ وَقْتِ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ، فَقَالَ: «إِذَا غَابَ الشَّفَقُ» قَالَ: «وَ آيَةُ الشَّفَقِ الْحُمْرَةُ»[4] .
راوی گفته است که از امام صادق (ع) درباره وقت نماز مغرب سؤال کردم، آن حضرت (ع) فرمود: زمانی است که قرص خورشید غروب کند، سپس از وقت نماز عشاء سؤال کردم، آن حضرت (ع) فرمود: زمانی است که شفق پنهان شود و فرمود: نشانه شفق، حمره مغربیه است.
سه روایت مذکور، بر این دلالت دارند که ابتدای وقت نماز عشاء، سقوط شفق است.
کیفیت جمع بین دو دسته روایت مذکو
در جمع بین روایات مذکور، وجوه مختلفی ذکر شده است که به آنها اشاره میشود؛
وجه اول، وجه جمعی است که از طرف آیت الله خویی (ره)، آیت الله حکیم (ره)، صاحب جواهر (ره) و آقا رضا همدانی (ره) مطرح شده است.
آیت الله خویی (ره) فرموده است که بعضی از روایاتی که مستند قولِ مشهور است [که ابتدای وقت نماز عشاء را غیبوبت شمس دانسته است]، در جواز خواندن نماز عشاء قبل از سقوط شفق و به محض غروب خورشید و دخول وقت و بعد از گذشت به اندازه سه رکعت نماز مغرب، صراحت دارند و بعضی دیگر از آن روایات، در اینکه مبدأ وقت نماز عشاء، غروب خورشید است صراحت دارند [مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ؛ قَالَ: «... فَإِذَا غَابَتِ الشَّمْسُ دَخَلَ الْوَقْتَانِ الْمَغْرِبُ وَ الْعِشَاءُ الْآخِرَةُ»[5] ] بنابراین، با توجه به این روایات که در مبدأیّتِ غروب خورشید، برای نماز عشاء صراحت دارند از دسته دوم از روایات که در مبدأیّت غیبوبت شفق، برای نماز عشاء ظهور دارند رفع ید میشود و این روایات بر أفضلیّت حمل میشوند به این معنا که أفضل این است که نماز عشاء بعد از سقوط شفق خوانده شود، اما مانعی ندارد که بعد از غروب خورشید و بعد از گذشتن زمان به اندازه خواندن سه رکعت نماز مغرب، نماز عشاء خوانده شود.
آیت الله حکیم (ره) نیز فرموده است که مقتضای جمع عرفی بین دو دسته روایت مذکور، این است که دسته دوم (روایات دال بر مبدأیّت غیبوبت شفق، برای نماز عشاء) بر فضیلت خواندن نماز عشاء بعد از سقوط شفق حمل میشوند.
صاحب جواهر (ره) [6] و محقق همدانی (ره) [7] نیز فرمودهاند که اولی این است که در بین دو دسته روایت مذکور، روایات دسته دوم که مبدأ نماز عشاء را غیبوبت شفق قرار دادهاند بر وقت فضیلت حمل شوند.
وجه دوم: وجه جمعی است که از طرف شیخ طوسی (ره) مطرح شده است و آن، اینکه ایشان روایات دسته دوم [که سقوط شفق را مبدأ وقت نماز عشاء دانستهاند] را بر روایات دسته اول ترجیح داده است. ایشان فرموده است: «أوّل وقت العشاء الآخرة سقوط الشّفق»[8] ؛ اول وقت برای خواندن نماز عشاء، سقوط شفق است. معنای این عبارت این است که خواندن نماز عشاء قبل از آن جایز نیست مگر اینکه شخص، معذور باشد، مثلاً در سفر باشد یا حیض باشد که مجبور باشد که بین نماز مغرب و عشاء جمع کند. از کلام شیخ طوسی (ره) استفاده میشود که ایشان بین مختار و معذور، فرق قائل شده است و معتقد است که برای شخص مختار جایز نیست که قبل از سقوط شفق نماز عشاء را بخواند.
پاسخ از وجه جمع دوم
تفصیلی که در کلام شیخ طوسی (ره) آمده است که بین شخص مختار و معذور تفصیل داده است و گفته است که برای شخص مختار جایز نیست که قبل از سقوط شفق، نماز عشاء را بخواند مگر اینکه عذر داشته باشد که در این صورت میتواند قبل از سقوط شفق نماز عشاء را بخواند، صحیح نیست زیرا این تفصیل با روایاتی که در جواز خواندن نماز عشاء، قبل از ذهاب شفق و بدون عذر، صراحت دارند، منافات دارد و اخذ به این تفصیل، مستلزم طرح روایات دال بر جواز خواندن نماز عشاء، قبل از ذهاب شفق، در حال اختیار است که روایات ذیل از جمله آن روایات میباشند؛
روایت اول: موثقه زراره: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ [بن عیس الأشعری] عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ؛ قَالَ: «صَلَّى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بِالنَّاسِ الْمَغْرِبَ وَ الْعِشَاءَ الْآخِرَةَ قَبْلَ الشَّفَقِ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ فِي جَمَاعَةٍ وَ إِنَّمَا فَعَلَ ذَلِكَ لِيَتَّسِعَ الْوَقْتُ عَلَى أُمَّتِهِ»[9] .
این روایت، موثقه است چون عبدالله بن بکیر که فتحی مذهب است در سند این روایت واقع شده است.
روایت دوم: معتبره اسحاق بن عمار: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدٍ [بن عبدالله الأشعری] عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ [بن ابی الخطّاب] عَنْ مُوسَى بْنِ عُمَرَ [بن یزید الصیقل] عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ؛ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ نَجْمَعُ بَيْنَ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ فِي الْحَضَرِ قَبْلَ أَنْ يَغِيبَ الشَّفَقُ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ، قَالَ: «لاَ بَأْسَ»[10] .
وجه سوم، نیز وجه جمعی است که از طرف شیخ طوسی (ره) [11] مطرح شده است و آن، اینکه دسته دوم از روایات، حاکی از این است که مبدأ وقت نماز عشاء، سقوط شفق است لذا دسته اول از روایات که بر جواز خواندن نماز عشاء بعد از غروب خورشید و قبل از سقوط شفق دلالت دارند، ناظر به موردی است که شخص، علم یا ظن دارد که قبل از فراغ از نماز عشاء، سقوط شفق محقق شده است، یعنی علم یا ظن داشته باشد که اگر قبل از سقوط شفق، نماز عشاء را شروع کند مقداری از آن را بعد از سقوط شفق خواهد خواند.
شیخ طوسی (ره) برای کلام خود به روایت ذیل استناد کرده است؛
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ رَبَاحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ؛ قَالَ: «إِذَا صَلَّيْتَ وَ أَنْتَ تَرَى أَنَّكَ فِي وَقْتٍ وَ لَمْ يَدْخُلِ الْوَقْتُ فَدَخَلَ الْوَقْتُ وَ أَنْتَ فِي الصَّلاَةِ فَقَدْ أَجْزَأَتْ عَنْكَ»[12] .
امام صادق (ع) در این روایت فرموده است که اگر نماز بخوانی؛ در حالی که فکر میکنی وقت (نماز) فرا رسیده است، در صورتی که در حقیقت هنوز وقت وارد نشده باشد و در اثنای نماز، وقت [شرعی] فرا برسد، آن نماز از تو کفایت میکند [و صحیح است].
در رابطه با اسماعیل بن رباح که در سند روایت مذکور، وارد شده است توثیق خاصی در مجامع رجالی وارد نشده است اما چون ابن ابی عمیر که از ثقاث ثلاثه است که از غیر ثقه روایت نمیکنند (لا یروون و لا یرسلون الا عمن یوثق به) از او روایت کرده است، مشکلی ندارد.
در پاسخ از شیخ طوسی (ه) عرض میشود که استناد به روایت مذکور، برای اثبات مدعای شما تمام نیست و صحیح نیست زیرا روایت اسماعیل بن رباح که شیخ طوسی (ره) به آن استناد کرده است، به موردی مربوط میشود که شخص، یقین دارد که وقت داخل شده است و نمازش را شروع کرده است، هرچند که در واقع وقت داخل نشده باشد، در حالی که مدعا این است که شخص، علم یا ظن دارد که اگر نماز عشاء را شروع کند در اثناء نماز سقوط شفق محقق خواهد شد.
«الحمدلله رب العالمین»