1405/07/25
بسم الله الرحمن الرحیم
دخول وقت در اثناء وضوی تهیّئی/ احکام وضو/طهارت
ویرایش اولیه:
موضوع: طهارت/ احکام وضو/ دخول وقت در اثناء وضوی تهیّئی
قبل از بررسی مساله دو نکته به عنوان مقدمه به عرض میرسد:
نکته اول؛ در ضمن مباحث قبل، مکرّراً گذشت که وضو فقط مقدمه برای غیر نیست اعم از این که وضو مقدمه برای امر مستحب باشد مثل قرائت قرآن یا مقدمه برای امر واجب باشد مثل نماز یا مس کتابت قرآن... بلکه وضو استحباب نفسی هم دارد به استناد آیه شریفه که خداوند میفرماید: ﴿إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ﴾ بر این اساس میتوان قصد استحباب نفسی وضو را کرد و در نیت وضو بگوییم: خدایا تو امر فرمودی به وضو گرفتن و دوست داری این عمل را، اطاعت فرمان تو را میکنم.
نکته دوم: اعمال عبادی و از جمله آنها وضو مشروط به قصد قربت است و باید به قصد اطاعه امر الله و این که محبوب عند الله است اتیان شود و اگر در اعمال عبادی قصد قربت نشود امتثال حاصل نمیشود. وضو با قطع نظر از این که استحباب نفسی دارد اگر مقدمه برای غیر واقع شود سوال این است که آیا متصف به وجوب غیری شرعی میشود یا خیر؟ در اینجا مبانی مختلف است:
مبنای اول: مقدمه متصف به وجوب شرعی غیری میشود مطلقا. «در مقابل تفصیل در مبنای سوم و چهارم»
مبنای دوم: مقدمه وجوب شرعی ندارد بلکه وجوب عقلی «لابدیّت عقلی» دارد به استناد اشتراط ذیالمقدمه به مقدمه، عقل حکم میکند به این که برای تحقق ذیالمقدمه اتیان مقدمه لازم است.
مبنای سوم: قول مرحوم شیخ انصاری است که اگر مقدمه به قصد توصل به ذیالمقدمه اتیان شود وجوب غیری دارد در غیر این صورت وجوب غیری ندارد.
مبنای چهارم: قول صاحب فصول است. ایشان میگویند: فقط مقدمه موصوله وجوب غیری دارد نه مقدمه غیر موصله. با ذکر این مقدمات مساله 21 واضح میشود و به جهت اختصار دیگر مساله را تکرار نمیکنیم.
مسألة 32: إذا شرع في الوضوء قبل دخول الوقت و في أثنائه دخل لا إشكال في صحّته، و أنّه متّصف بالوجوب[1] باعتبار ما كان بعد الوقت من أجزائه، و بالاستحباب[2] بالنسبة[3] إلى ما كان قبل الوقت، فلو أراد نيّة الوجوب و الندب نوى الأوّل[4] بعد الوقت و الثاني قبله.
مرحوم سید میفرماید: اگر قبل از دخول وقت «به قصد تهیأ للصلوه یا به قصد یکی از غایات مستحبی مثل قرائت قرآن» وضو بگیرد و در اثناء وضو وقت داخل شود، وضو صحیح است و آن وضو هم متصف به وجوب میشود به اعتبار اینکه بخشی از آن بعد از وقت اتیان شده است و هم متصف استحباب میشود به اعتبار اینکه بخشی از آن قبل از وقت اتیان شده است.
صحبت در این است که اگر کسی قبل از دخول وقت وضو بگیرد و در اثناء وضو، وقت داخل شود آیا چنین وضویی از اصل صحیح است یا خیر؟ به این صورت که قبل از اذان دست راست را بشوید و در اثناء وضو و هنگام شستن دست چپ وقت نماز داخل شود. در اینجا نصف وضو به قصد استحباب اتیان شده است بعد از داخل وقت هم چون وضو واجب شده نصف دیگر آن نیز به نحو وجوب اتیان شده است. مرحوم علامه معتقد است که وضو در این فرض باطل است. از این جهت که نمیشود نصف وضو واجب و نصف دیگرش مستحب باشد. این وضو نه مصداق واجب میتواند واقع شود و نه مصداق مستحب.
توضیح ذلک: ایشان میگوید: آنچه قصد کرده که وضوی تهیّئی استحبابی باشد محقق نشده است زیرا فرض آن است که مقداری از وضو بعد از دخول وقت اتیان شده است و وضوی تهیّئی وقت آن قبل از دخول وقت است و بعد از وقت وضو واجب میشود و استحباب ندارد از طرفی قصد وجوب هم ممکن نیست زیرا فرض آن است که بخشی از وضو قبل از وقت واقع شده و نمیتواند قبل از وقت قصد وجوب کند.
بیان مرحوم استاد خویی
وضو در این صورت بنابر احتمالات و مبانی مختلف در مساله صحیح است و نیازی به اعاده وضو نیست. اگر قائل شویم که مقدمه متصف به وجوب غیری نمیشود کما هو المختار، طبق این مبنی وضو متصف به وجوب غیری نشده تا بگویید لازمه آن این است که مامور به هم متصف به وجوب شود و هم متصف به استحباب. طبعا وضو به استحباب خود باقی است و اشکال رأسا مرتفع میشود.
ولی اگر قائل شویم که مقدمه موصله فقط متصف به وجوب غیری شرعی میشود، طبق این مبنی در فرضی که مقدمه موصله به وضو نباشد اشکالی در صحت وضو نیست. مثل این که بعد از وضو قرائت قرآن کند و بعد نماز بخواند.
همچنین اگر قائل شویم که وجوب شرعی وضو در فرضی است که قصد توصل به ذیالمقدمه را داشته باشد كما ذهب إليه شيخنا الأنصاري طبق این مبنی نیز اگر قصد توصل به ذیالمقدمه را نداشته باشد اشکالی در صحت وضو نیست و میتواند به قصد استحباب، وضوی خود را ادامه دهد و وضو وجوب ندارد تا اشکال اجتماع وجوب و استحباب مطرح شود.
اما اگر مطلقا قائل به وجوب مقدمه شویم در مقابل دو قول دیگر «مقدمه موصله و قصد مقدمه موصله» یا فقط مقدمه موصله را واجب شرعی بدانیم در فرضی که مقدمه موصله واقع شود یا فقط مقدمهای را واحب بدانیم که قصد توصل به ذی المقدمه شده باشد در فرضی که قصد توصل به ذی المقدمه را داشته باشد طبق مبنای اول و دو فرض دوم از دو تفصیل در مساله نیز مانعی از صحت وضو نیست.
زیرا وضو امر ندبی مستقل دارد. اگر کسی قبل از دخول وقت نماز وضو بگیرد به قصد امر ندبی استقلالی یا به قصد یکی از غایات مستحبی مثل قرائت قرآن..... و در بین وضو، وقت نماز داخل شود میتواند به قصد استحباب نفسی وضو یا به قصد همان غایتی که قصد کرده وضو را ادامه بدهد. لازم نیست در اثناء وضو که وقت داخل شده حتما نیت وجوب غیری بکند چنانکه بعد از دخول وقت مانعی نیست که به داعی امر ندبی استقلالی یا به قصد غایات غیری مستحبی مثل قرائت قرآن وضو بگیرد. کسی نگفته که بعد از دخول وقت قصد وضوی استحبابی صحیح نیست. اگر به قصد یکی از غایات مستحب یا واجب وضو بگیرد میتواند همه اعمال مشروط به طهارت را بجا آورد. هذا اولاً.
ثانیاً: اجتماع امر مستحبی و امر واجب در عمل واحد عقلا مانعی ندارد این دو در هم مندک میشوند زیرا مستحب طلب ضعیف است و واجب طلب قوی است. اگر این دو در یک چیز اجتماع کنند طلب ضعیف در قوی مندک میشود.
بنابراین صحت وضو در فرض مساله محذوری ندارد و به یکی از این دو طریق میتوان قائل به صحت وضو شد: یا بگوییم وضوی مستحبی بعد از وقت به استحباب خود باقی است یا بگوییم استحباب که طلب ضعیف است مندک در طلب قوی یعنی وجوب میشود.
ثالثا: موارد نقضی هم در شرع مقدس زیاد دارد که در عمل واحد وجوب و استحباب جمع شده است. «لقد وقع ذلك في غير مورد في الشريعة المقدّسة و هذا كما في الحج المندوب، لأنه بعد الدخول و الشروع فيه يجب إتمامه و كذا في نذر إتمام المستحب بعد الدخول فيه و في عبادات الصبي إذا بلغ في أثنائها، لأنها حين دخوله فيها مستحبة و في الأثناء تتصف بالوجوب، فهل يمكن الإشكال في صحّة هذه الأُمور حينئذ؟ كلّا.»[5]
رابعاً: برخی از فقهاء از جمله مرحوم استاد خویی معتقدند که وضو امر شرعی غیری ندارد طبق این مبنا اشکال فوق از اساس مرتفع میشود. تفصیل و تکمیل بحث در جلسه بعد به عرض میرسد.