1405/06/29
بسم الله الرحمن الرحیم
طهارت/احکام وضو/ نیت/ لزوم اخلاص در وضو/ صور متصورِ نیت در عمل عبادی
موضوع: طهارت/ احکام وضو/ نیت/ لزوم اخلاص در وضو/ صور متصورِ نیت در عمل عبادی
ویرایش اولیه: این درس را استاد تصحیح نفرمودند
الثالث عشر: الخلوص، فلو ضمّ إليه الرياء بطل، سواء كانت القربة مستقلّة و الرياء تبعاً أو بالعكس، أو كان كلاهما مستقلا و سواء كان الرياء في أصل العمل، أو في كيفيّاته أو في أجزائه[1] بل و لو كان جزءاً مستحبّاً على الأقوى و سواء نوى الرياء من أوّل العمل، أو نوى في الأثناء، و سواء تاب منه أم لا، فالرياء في العمل بأيّ وجه كان مبطل له؛ لقوله تعالى على ما في الأخبار «أنا خير شريك، من عمل لي و لغيري تركته لغيري»
قبل از بررسی مساله چند مطلب به عنوان مقدمه به عرض میرسد
مقدمه اول: تا زمانی که علت تامه افعال ارادی انسان محقق نشود فعل از او صادر نمیشود تحقق افعال ارادی در خارج منوط به تحقق علت تامه و نبود مانع است. از این جهت در فلسفه گفتهاند: «الشیء ما لم یجب لم یوجد» تا زمانی که علت تامه محقق نشود معلول در خارج تحقق پیدا نمیکند.
مقدمه دوم: در بعض روایات صراحتا حکم به بطلان عمل ریائی شده است در بعض روایات تصریح شده به این که شخص ریاکار مستحق سجین و آتش است. در حدیث قدسی هم آمده که اگر بخشی از عمل برای ریا و نمایش به مردم باشد عمل پذیرفته نمیشود. «أَنَا خَيْرُ شَرِيكٍ مَنْ أَشْرَكَ مَعِي غَيْرِي فِي عَمَلِهِ لَمْ أَقْبَلْهُ إِلَّا مَا كَانَ لِي خَالِصاً»[2] طبق اطلاق این روایت اگر بخشی از عمل ولو یک درصد آن به قصد ریا باشد عمل پذیرفته نمیشود. مرحوم برقی این روایت را از مرحوم پدرش با سند خود از امام صادق نقل کرده است. برخی در سند این روایت اشکال کردهاند از جهت پدر مرحوم برقی که توثیق رسمی نشده است. لکن مرحوم استاد خویی این روایت را موثق دانسته است از این جهت که اولا در اسناد کتاب کامل الزیارات واقع شده است. ثانیا مرحوم شیخ طوسی ایشان را توثیق کرده است بنابراین روایت از نظر سندی تام است.
مقدمه سوم: در مقدمه اول گفتیم: تحقق معلول به تحقق علت تامه آن است. اراده بر عمل جزء اخیر علت تامه است. حال انگیزه فرد در عمل عبادی تاره یک چیز است و فرد مثلا به انگیزه و قصد تقرب الی الله عمل را انجام میدهد و انگیزه دیگری مثل نمایش به دیگران ندارد و اخری انگیزه فرد تنها ریاء و نمایش به مردم است و قصد تقرب الی الله ندارد. ثالثه مرکب از هر دو هست یعنی هر دو به ضمیمه یکدیگر محرک فرد نحو العمل هستند مثل این که در صدقه دادن هم قصد قربت کند و هم قصد نمایش به مردم را داشته باشد از نظر عقلی هم مانعی نیست که دو چیز انگیزه برای عمل باشد. مثلا انگیزه و محرک نحو العمل برای شرکت در درس هم پول باشد و هم تقرب الی الله باشد، هر یک از دو انگیزه هم میتواند به عنوان جزء العله محرک فرد نحو العمل هستند. و هم تمام العله بدین معنی که هر دو را قصد کرده ولی یکی از آنها هم کفایت در قصد عمل است. بنابراین انگیزه فرد در عمل عبادی به چهار صورت متصور است:
صورت اول: اینکه عبادت خالصا لوجه الله اتیان شود و در آن قصد غیر خدا نباشد بدین معنی که محرک فرد نحو العمل فقط قصد قربت باشد در این صورت عمل قطعا مجزی است.
صورت دوم: اینکه انگیزه فرد برای عمل عبادی ۱۰۰ درصد ریا باشد در این فرض هم در حرمت و بطلان عمل شکی نیست و عمل ریایی نمیتواند مجزی از مامور به باشد.
صورت سوم: اینکه انگیزه فرد برای عمل عبادی مرکب از هر دو باشد یعنی قصد قربت و قصد ریاء، هر دو به ضمیمه هم، محرک فرد نحو العمل باشند، در این صورت عمل باطل است و روایت «مَنْ أَشْرَكَ مَعِي غَيْرِي فِي عَمَلِهِ لَمْ أَقْبَلْهُ إِلَّا مَا كَانَ لِي خَالِصاً»[3] شامل آن میشود. زیرا هر دو انگیزه قصد قربت و قصد ریا در انجام عمل موثر بوده است مثل این که سنگ ۱۵۰ کیلیویی را دو نفره با مشارکت یکدیگر بلند کنند.هر یک از آن دو نفر به تنهایی میتوانستند آن را بردارند ولی به کمک هم آن را بلند کردهاند در اینجا که سنگ را به کمک یکدیگر بلند شده نمیتوان برداشتن سنگ را به یکی از آنها اسناد داد دون الاخری. عین این مطلب در عمل ریایی هم متصور است که هم قصد قربت و هم قصد ریاء در عمل به صورت مشترک باشد و هر دو به عنوان جزء العله بودهاند بخشی از عمل به انگیزه ریاکاری و بخش دیگر آن به انگیزه قربت الی الله اتیان شده است.
صورت چهارم اینکه انگیزه فرد برای عمل عبادی و محرک او نحو العمل مستقلا قصد قربت باشد ولی قصد ریاء هم دارد به نحوی که اگر کسی هم مطلع بر عمل او نمیشد آن عمل را انجام میداد در این صورت هم عمل به استناد روایات باطل است و روایتِ «من عمل لغیری جعلته لغیری» به اطلاق شامل این نوع از شرکت میشود ولو این که محرک اصلی نحو العمل و علت تامه آن به نحو استقلال قصد قربت باشد ولی چون دیگری را در عمل شریک کرده ولو این که محرک او نحو العمل ارائه عمل به مردم نبوده است در این فرض هم ریا و شرکت غیر خدا در عمل صادق است.
این مورد خود دو صورت دارد تاره قصد ریاء به صورت مستقل وجود باشد یا به صورت تبعی. در دو فرض اخیر که عمل مستقلا برای خداوند اتیان شده و قصد غیر به نحو استقلال یا تبعی در عمل بوده است. سوال این است که در این دو فرض عمل باطل است یا خیر؟ از مرحوم سید مرتضی نقل شده که در هر دو فرض مساله، حکم به صحت عمل نموده است. مرحوم استاد خویی مساله را از دو منظر عقلی و شرع بررسی نموده است.
از نظر عقلی مانعی از صحت عمل در هر فرض اول نیست زیرا در فرض مساله عمل عبادی صد درصد به قصد قربت اتیان شده
است اگر چه به نحو استقلال قصد نمایش به مردم هم داشته است و انگیزه در عمل منحصر در قصد قربت نبوده است ولی عقلا مانعی از صحت عمل وجود ندارد با توجه به این که قصد قربت مستقلا محرک نحو العمل بوده است. دلیل عقلی نداریم که قصد قربت باید به صورت انحصار وجود داشته باشد و چیزی ضمیمه آن نشود.
از نظر عقلی مانعی از صحت عمل در هر فرض دوم هم نیست قصد که قصد نمایش به غیر به صورت تبعی بوده است. مثل این که فرد لامپ 100 واتی را برای مطالعه روشن کرده و آن لامپ علت تامه برای تحقق معلول و امکان مطالعه یا روشن کردن محل باشد اگر چه در کنار آن لامپ 5 واتی هم باشد ولی دخلی در تحقق معلول ندارد. بنابراین در هر دو صورت چه قصد نمایش به غیر به نحو استقلالی باشد چه به نجو تبعی، قصد قربت به نحو استقلال وجود دارد و مانعی عقلا برای صحت عمل نیست.
ولی بالنظر الی الروایات در هر دو صورت عمل باطل است در صورت اول که قصد ریاء و قصد قربت هر دو به نحو مستقل وجود دارد عمل باطل است طبق اطلاق آیات شریفه قرآن و روایاتی که صراحتا نهی از عمل ریایی و برای نمایش به مردم نموده است و عمل ریایی را به منزله شرک بالله شمرده است عملی که حرام است نمیتواند مصداق برای واجب واقع شود و موجب تقرب الی الله شود در بعض روایات صراحتا به نحو مطلق حکم به بطلان عمل در فرض شرکت غیر خدا شده است «يقول اللّٰه عزّ و جلّ: أنا خير شريك فمن عمل لي و لغيري فهو لمن عمله غيري» آری اگر شرکت در عمل مباحی باشد مثلا هم به قصد قربت وضو بگیرد و هم به قصد تبریع و خنک کردن بدن در اینجا ممکن است بگوییم عمل صحیح است.