« فهرست دروس
درس خارج فقه استاد مصطفی اشرفی شاهرودی

1405/02/02

بسم الله الرحمن الرحیم

/ بررسی ادله سقوط وضو و لزوم تیمم در ضیق وقت/شرط هشتم: وسعت وقت

موضوع: شرط هشتم: وسعت وقت/ بررسی ادله سقوط وضو و لزوم تیمم در ضیق وقت/

قال السید فی العروه: الثامن: أن يكون الوقت واسعاً للوضوء و الصلاة، بحيث لم يلزم من التوضّؤ وقوع صلاته و لو ركعة[1] منها خارج الوقت، و إلّا وجب التيمّم إلّا أن يكون التيمّم أيضاً كذلك، بأن يكون زمانه بقدر زمان الوضوء أو أكثر، إذ حينئذٍ يتعيّن الوضوء. و لو توضّأ في الصورة الأُولى بطل[2] إن كان قصده امتثال الأمر المتعلّق به من حيث هذه الصلاة على نحو التقييد[3] نعم لو توضّأ لغاية أُخرى أو بقصد القربة صحّ، و كذا لو قصد ذلك الأمر بنحو الداعي[4] لا التقييد.

در بحث دیروز روشن شد که در دوران امر بین طهارت مائیه و درک وقت نماز و بلکه درک یک رکعت و حتی درک یک جزء از اجزای نماز، درک وقت مقدم است در این فرض وظیفه تیمم کردن است چه آنکه تراب احد الطهورین است طبق آیه شریفه که خداوند می‌فرماید: ﴿فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً﴾

حال اگر طهارت مائیه موجب شود که کل نماز در خارج وقت خوانده شود در این صورت یقیناً وظیفه منتقل به طهارت ترابیه می‌شود همچنین اگر وضو گرفتن موجب شود که برخی از رکعات نماز و بلکه برخی از اجزای نماز در خارج وقت واقع خوانده شود باز هم به منزله فاقد الماء محسوب شده و وظیفه منتقل به تیمم می‌شود.

سوال این است که در فرض مساله، دلیل بر سقوط وضو و لزوم تیمم چیست؟ قدماء در فرض مساله حکم به صحت تیمم و بلکه لزوم تیمم نموده‌اند. برخی هم مثل مرحوم صاحب مدارک و مرحوم محقق در معتبر علی ما نسب الیه[5] معتقدند که ضیق وقت از مجوزات تیمم نیست بلکه مرحوم شیخ حسین آل عصفور معتقد است که تیمم در این فرض مشروع نیست.

بررسی ادله سقوط وضو در مساله

دلیل اول: تعمیم در آیه شریفه

مراد از از وجدان الماء در آیه شریفه: ﴿فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً﴾ تمکن از استعمال آب است اعم از تمکن عقلی و شرعی نه صرفاً وجدان خارجی آب، به قرینه ذکر مریض در آیه شریفه، زیرا فرض آن است که آب برای مریض وجود دارد ولی استعمال آب برای او به جهت ضرری بودن شرعاً جائز نیست. بنابراین اگر فرد تمکن از استعمال آب شرعا یا عقلا نداشته باشد وظیفه او تیمم کردن است. در فرض مساله که ضیق وقت باشد در تزاحم بین درک وقت که واجب بلا بدل است و بین درک وضو که واجب مع البدل است با این که آب وجود دارد، وضو ساقط شده و وظیفه منتقل به تیمم می‌شود.

دلیل دوم: تمسک به روایات من ادرک

سوال این است که آیا می‌توان به استناد روایات «من ادرک» حکم به صحت وضو در ضیق وقت کرد یعنی در جایی که وضو گرفتن موجب می‌شود که تمام نماز یا بخشی از آن خارج از وقت خوانده شود ولی اگر تیمم کند می‌تواند نمازش را در وقت بخواند. ابتدا روایات باب را به عرض می‌رسانم:

1.موثقه عمار: مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فِي حَدِيثٍ قَالَ: فَإِنْ صَلَّى رَكْعَةً مِنَ الْغَدَاةِ ثُمَّ طَلَعَتِ الشَّمْسُ فَلْيُتِمَّ وَ قَدْ جَازَتْ صَلَاتُهُ.[6]

2. صحیحه اصبغ بن نباته: وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى جَمِيعاً عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ مَنْ أَدْرَكَ مِنَ الْغَدَاةِ رَكْعَةً قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ فَقَدْ أَدْرَكَ الْغَدَاةَ تَامَّةً.[7]

3. موثقه عمار: وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فِي حَدِيثٍ قَالَ: فَإِنْ صَلَّى مِنَ الْغَدَاةِ رَكْعَةً ثُمَّ طَلَعَتِ الشَّمْسُ فَلْيُتِمَّ الصَّلَاةَ وَ قَدْ جَازَتْ صَلَاتُهُ وَ إِنْ طَلَعَتِ الشَّمْسُ قَبْلَ أَنْ يُصَلِّيَ رَكْعَةً فَلْيَقْطَعِ الصَّلَاةَ وَ لَا يُصَلِّ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ وَ يَذْهَبَ شُعَاعُهَا.[8]

نکته: سه روایت فوق در خصوص نماز صبح وارد شده است ولی نماز صبح خصوصیت ندارد و با القاء خصوصیت شامل همه نمازهای یومیه می‌شود.

4. مُحَمَّدُ بْنُ مَكِّيٍّ الشَّهِيدُ فِي الذِّكْرَى قَالَ رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّأَنَّهُ قَالَ: مَنْ أَدْرَكَ رَكْعَةً مِنَ الصَّلَاةِ فَقَدْ أَدْرَكَ الصَّلَاةَ.[9]

5. قَالَ: عَنْهُ مَنْ أَدْرَكَ رَكْعَةً مِنَ الْعَصْرِ قَبْلَ أَنْ يَغْرُبَ الشَّمْسُ فَقَدْ أَدْرَكَ الْعَصْرَ.[10]

مرحوم استاد خویی در روایت دوم و سوم خدشه سندی نموده ولی روایت اول را معتبر دانسته است. مفاد روایات «من ادرک» آن است که اگر کسی یک رکعت از نمار را درک کند به منزله درک همه رکعات نماز است «این روایات شامل اجزای نماز نمی‌شود و مورد آن رکعات نماز است» اگر وضو گرفتن موجب فوت یک رکعت از نماز ‌شود ولی اگر تیمم کند می‌تواند آن یک رکعت را درک کند سوال این است که آیا به استناد روایات «من ادرک» و از باب حکومت می‌توان حکم به لزوم وضو نمود یا خیر؟

فرق بین حکومت و ورود

حکومت آن است که یک دلیل حکم موضوع دیگر را توسعه دهد یا ضیق کند بوسیله اثبات یا نفی موضوع مثلا اگر در یک دلیل وارد شده است: «حرم الله الربا» و در دلیل دیگر آمده است: «لا ربا بین الوالد و الولد» در اینجا دلیل دوم حاکم بر دلیل اول است زیرا ربا و زیادی اگر چه بین پدر و فرزند تکویناً وجود دارد ولی نفی حرمت ربا را در دلیل دوم می‌کند به لسان نفی موضوع. به عبارت دیگر دلیل دوم حاکم بر دلیل اول است و با نفی موضوع، حکم حرمت را برمی دارد و با تصرّف در موضوع ربا، دایره آن را ضیق می‌کند. در برخی موارد حکم را توسعه می‌دهد به لسان توسعه در موضوع مثل این که در دلیل، طواف خانه خدا به منزله نماز شمرده شده است: « الطواف بالبیت صلوة» در این دلیل موضوع نماز توسعه داده شده است به طواف طبق این دلیل احکام نماز از جمله آنها طهارت برای طواف نیز ثابت است. دلیل حاکم گاهی ناظر به عقد الوضع است و گاهی ناظر به عقد الحمل. در نحن فیه روایات من ادرک ناظر به عقد الوضع است و می‌گوید: درک یک رکعت از نماز در وقت به منزله درک تمام رکعات نماز است.

ورود آن است که دلیل وارد موضوع دلیل مورود را وجداناً بر دارد نه تعبّداً مثلا طبق دلیل «رفع ما لا یعلمون» اگر علم به حکم نباشد حکم حرمت و وجوب منتفی است لکن اگر در روایتی امام قول زراره را بیان و حجت شرعی قرار دهد و زراره خبر به حرمت یا وجوب عملی دهد ولو این که از قول زراره علم به تکلیف حاصل نشود قول زراره بیان محسوب شده و موضوع ما لا یعلمون برداشته می‌شود و قول زراره وارد بر حدیث رفع است.

تطبیق حکومت در ما نحن فیه: مقتضای اطلاق روایاتی که در تعیین وقت نماز در باب دهم از ابواب الصلوة «باب اوقات الصلوات الخمس» وارد شده آن است که مکلف باید تمام رکعات نماز را در وقت مقرر بخواند. جائز نیست حتی یک رکعت از نماز و بلکه یک جزء از اجزای نماز را در خارج از وقت بخواند. لکن روایات «من ادرک» حاکم بر روایات تعیین وقت است. مفاد روایات من ادرک آن است که درک یک رکعت از نماز به منزله درک تمام رکعات نماز در وقت است. طبعا با امکان درک همه رکعات در وقت ولو تنزیلاً متمکن از وضوست و وظیفه فرد وضو گرفتن است و نوبت به تیمم نمی‌رسد. «فكأنه متمكن من أن يتوضأ و يأتي بجميع أجزاء الصلاة في وقتها»

جواب مرحوم استاد خویی

روایات من ادرک ناظر به توسعه در وقت نماز است بدین معنی که اگر کسی بتواند یک رکعت از نماز را درک کند به منزله کسی است که تمام نمازش را در وقت خوانده است طبعا اگر تنها یک رکعت از وقت نماز باقی مانده باشد جائز نیست به اتکاء این که بخشی از وقت گذشته نماز را رها کند و بعد از وقت قضاء آن را بجا آورد بلکه باید نماز را به قصد اداء و با درک همان یک رکعت بخواند و این به منزله درک تمام رکعات نماز است.

این روایت ناظر به این نیست که اگر کسی تمکن از نماز با وضو دارد و می‌تواند یک رکعت از نماز را درک کند باید با طهارت مائیه وضو بگیرد و تیمم مشروع نیست ولو این که با تیمم می‌تواند تمام رکعات نماز را درک کند. این روایت دخلی به جایگزین شدن طهارت مائیه از طهارت ترابیه ندارد. «و على الجملة أن الحديث غير ناظر الى تغيير الوظيفة و التكليف من التيمم الى الوضوء و بيان ان شرط الصلاة حينئذ أي شي‌ء و انما نظره الى التوسعة في الوقت في طبيعي الصلاة سواء أ كانت مقيدة بالوضوء أم مشروطة بالتيمم حسب اختلاف المكلفين.»

با این حال برخی از فقهاء گفته‌اند: اگر یک رکعت از نماز را با وضو درک کند می‌تواند وضو بگیرد البته به نظر ما این کلام خیلی هم دور از آبادی نیست شاید بتوان در مساله به روایات من ادرک نیز تمسک نمود.

قال السید فی العروه: الثامن: أن يكون الوقت واسعاً للوضوء و الصلاة، بحيث لم يلزم من التوضّؤ وقوع صلاته و لو ركعة[11] منها خارج الوقت، و إلّا وجب التيمّم إلّا أن يكون التيمّم أيضاً كذلك، بأن يكون زمانه بقدر زمان الوضوء أو أكثر، إذ حينئذٍ يتعيّن الوضوء. و لو توضّأ في الصورة الأُولى بطل[12] إن كان قصده امتثال الأمر المتعلّق به من حيث هذه الصلاة على نحو التقييد[13] نعم لو توضّأ لغاية أُخرى أو بقصد القربة صحّ، و كذا لو قصد ذلك الأمر بنحو الداعي[14] لا التقييد. شرط هشتم از شرائط وضو آن است که وقت نماز وسعت داشته باشد بدين معنی که اگر وضو بگیرد تمام نماز در وقت واقع شود طبق این بیان اگر وضو گرفتن موجب شود که تمام نماز یا بخشی از نماز در خارج وقت خوانده شود تيمم کردن واجب است مگر این که از نظر زمانی، زمان تيمم کردن با وضو گرفتن یکی باشد و یا صرف وقت برای تیمم بیش از زمان وضو گرفتن باشد. در اين صورت وضو گرفتن متعين است. در فرض اول كه تيمم مأمور به است، اگر به قصد طهارت مطلق يا غايت ديگری، وضو بگيرد وضو صحيح است همچنین است اگر وضو به قصد داعى باشد نه تقييد. تنها در یک فرض وضو باطل است و آن این که وضو به عنوان قید نماز اتیان شود یعنی به قصد خصوص نمازى كه وقت آن تنگ شده وضو بگیرد. در این فرض وضو باطل است.

توضیح ذلک: در برخی از روایات اگر چه وضو به عنوان واجب غیری و شرط برای نماز ذکر شده است ولی وضو مطلوبیت نفسی هم دارد. «إِنَّ اللّٰهَ يُحِبُّ التَّوّٰابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ» «أَنَّ الْوُضُوءَ عَلَى الْوُضُوءِ نُورٌ عَلَى نُورٍ وَ مَنْ جَدَّدَ وُضُوءَهُ مِنْ غَيْرِ حَدَثٍ آخَرَ جَدَّدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ تَوْبَتَهُ مِنْ غَيْرِ اسْتِغْفَارٍ‌» حال اگر در فرض مساله که ضیق وقت باشد و وظیفه او تیمم است به قصد امتثال امر مستحبی یعنی مطلق طهارت یا به داعی غیر نماز وضو بگیرد مانعی از صحت وضو نیست. ولی اگر به قصد تقیید وضو بگیرد وضو باطل است.

فرق است بین داعی و تقیید در اولی وضو صحیح است دون الثانی. داعی یعنی چیزی که موجب تحریک انسان نحو العمل می‌شود تقیید آن است که عمل را مقیدا به عمل خاص دیگری انجام دهد بحیث لو لم یکن هذا العمل لم یقدم علی ذلک. بنابراین اگر در ضیق وقت به عنوان قید نماز وضو بگیرد یعنی به قصد خصوص نمازى كه وقت آن تنگ شده است. در این فرض وضو باطل است زیرا در ضیق وقت وظیفه تیمم است و وضو امر ندارد. طبق توضیحی که قبلا گذشت و گفتیم: مراد از عدم وجدان الماء در آیه شریفه اعم از عدم وجدان تکوینی و تشریعی است. زیرا درک وقت به عنوان واجب بلا بدل عقلا مقدم بر وضوست پس کأن قدرت بر وضو ندارد و وظیفه او تیمم کردن است.

ولی در فرض مساله اگر به قصد طهارت مطلق يا غايت ديگری مثل قرائت قرآن، وضو بگيرد در این صورت علی القاعده وضو صحيح است. مرحوم استاد خویی می‌گوید: در واجب عبادی عمل باید به قصد اطاعة امر الله اتیان شود. لازم نیست حتما قصد قربت کند بلکه همین که عمل به طریقی اضافه الی الله شود در تحقق نیت کافی است. حال اگر وضو گرفتن موجب شود که بخشی از نماز خارج از وقت خوانده شود، وظیفه تیمم است و اگر در عوض تیمم وضو بگیرد و قصد او از وضو گرفتن خصوص نماز نباشد بلکه به قصد مطلق طهارت وضو بگیرد وضو صحیح است. ولی اگر به قصد نماز وضو بگیرد باطل است هکذا اگر وضو ضرری باشد و مع ذلک خوش مقدسی کند و در عوض تیمم وضو بگیرد وضو باطل است ولی بعد از آن اگر دوباره وضو بگیرد در فرضی که در بار دوم که دست مرطوب است ضرر مازادی متوجه او نشود وضوی دوم صحیح خواهد بود.

 


[1] أو جزءً منها. (الحكيم).أو أقلّ منها. (الإمام الخميني، الگلپايگاني).أو أقلّ من ركعة. (البروجردي).بل و لو بأقلّ من ركعة. (الخوئي).
[2] بل صحّ مطلقاً، و تعليله غير وجيه، و لا يتعلّق أمر من قبل الصلاة بالوضوء مطلقاً، و لو تعلّق لم يكن ذلك الأمر ملاك عباديّته، بل ملاكها هو محبوبيّته و رجحانه أو أمره الاستحبابي، و هو بعباديّته شرط للصلاة و غيرها، و لو قصد التقرّب به و لو بتوهّم أمر آخر عليه يقع صحيحاً، و التقييد لغو إلّا إذا فرض عدم قصد الامتثال و التقرّب رأساً. (الإمام الخميني).
[3] لا أثر للتقييد في أمثال المقام، فالأظهر هو الصحّة في غير موارد التشريع. (الخوئي).
[4] ) الأقوى هو البطلان و إن كان بنحو الداعي. (البروجردي).فيه إشكال إلّا أن يكون من باب الخطأ في التطبيق. (الشيرازي).هذا إذا قصد الكون على الطهارة، و كان داعيه على ذلك امتثال أمر الصلاة، و إلّا فالأقوى هو البطلان و إن كان بنحو الداعي. (الگلپايگاني).لا فرق في البطلان بقصد ذلك الأمر بين النحوين. (النائيني).
[5] المعتبر، ج1، ص366.
[11] أو جزءً منها. (الحكيم).أو أقلّ منها. (الإمام الخميني، الگلپايگاني).أو أقلّ من ركعة. (البروجردي).بل و لو بأقلّ من ركعة. (الخوئي).
[12] بل صحّ مطلقاً، و تعليله غير وجيه، و لا يتعلّق أمر من قبل الصلاة بالوضوء مطلقاً، و لو تعلّق لم يكن ذلك الأمر ملاك عباديّته، بل ملاكها هو محبوبيّته و رجحانه أو أمره الاستحبابي، و هو بعباديّته شرط للصلاة و غيرها، و لو قصد التقرّب به و لو بتوهّم أمر آخر عليه يقع صحيحاً، و التقييد لغو إلّا إذا فرض عدم قصد الامتثال و التقرّب رأساً. (الإمام الخميني).
[13] لا أثر للتقييد في أمثال المقام، فالأظهر هو الصحّة في غير موارد التشريع. (الخوئي).
[14] ) الأقوى هو البطلان و إن كان بنحو الداعي. (البروجردي).فيه إشكال إلّا أن يكون من باب الخطأ في التطبيق. (الشيرازي).هذا إذا قصد الكون على الطهارة، و كان داعيه على ذلك امتثال أمر الصلاة، و إلّا فالأقوى هو البطلان و إن كان بنحو الداعي. (الگلپايگاني).لا فرق في البطلان بقصد ذلك الأمر بين النحوين. (النائيني).
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo