1405/01/30
بسم الله الرحمن الرحیم
/ تفصیل محقق خویی در فرض ضرری یا حرجی بودن وضو / طهارت
موضوع: طهارت/ تفصیل محقق خویی در فرض ضرری یا حرجی بودن وضو /
قال السید فی العروه: السابع: أن لا يكون مانع من استعمال الماء من مرض أو خوف عطش[1] أو نحو ذلك و إلّا فهو مأمور بالتيمّم، و لو توضّأ و الحال هذه بطل[2] و لو كان جاهلًا بالضرر صحّ[3] و إن كان متحقّقاً في الواقع، و الأحوط[4] الإعادة أو التيمّم.
هفتمین شرطی که مرحوم صاحب عروه برای صحت وضو ذکر نموده، آن است که مانعی از استعمال آب برای وضو نباشد. اگر مانعی از استعمال آب به جهت ضیق وقت یا مریضی یا خوف عطش یا احتمال ضرر وجود داشته باشد در تمام صور مساله مرحوم صاحب عروه حکم به سقوط وضو و انتقال وظیفه به تیمم نموده است و معتقد است که اگر وضو بگيرد وضوی او باطل است.
بیان مرحوم استاد خویی: در مساله سه صورت متصور است:
صورت اول: تارة مستند حکم به تیمم نص شرعی است همانطور که در موارد خوف عطش یا خوف مرض و یا خوف تشدید مریضی و مانند آن، در روایات امر به تیمم شده است مثل صحیحه حلبی که امام صادق در جواب از سوال راوی: «الْجُنُبُ يَكُونُ مَعَهُ الْمَاءُ الْقَلِيلُ فَإِنْ هُوَ اغْتَسَلَ بِهِ خَافَ الْعَطَشَ أَ يَغْتَسِلُ بِهِ أَوْ يَتَيَمَّمُ؟» فرمود: «يَتَيَمَّمُ وَ كَذَلِكَ إِذَا أَرَادَ الْوُضُوءَ.»[5] در چنین مواردی وظیفه متعین در تیمم است و وضو گرفتن مشروع نیست. امر به تیمم در این موارد موجب تخصیص ادله وضو میشود زیرا فرض آن است که فرد در این موارد تکوینا تمکن از استعمال آب دارد ولی استفاده از آب برای او حرجی است در این موارد امر به تیمم در واقع مخصص آیه شریفه است که تنها در فرض فقدان آب، امر به تیمم نموده است. ضمن این که مقتضای اطلاق روایاتی که امر به تیمم نموده آن است که وجوب تیمم تعیینی است نه این که مکلف مخیر بین وضو و تیمم است.
صورت دوم: و اخری مستند تیمم حکم عقل است و دلیل لفظی بر تیمم وارد نشده است مثل دوران امر بین صرف آب در
وضو و صرف آب در ازاله نجاست از مسجد در فرضی که آب تنها برای یکی از آن دو کفایت است. در اینجا چون فرد تمکن از اتیان هر دو تکلیف ندارد و تکلیف به هر دو، تکلیف به ما لا یطاق است. عقل حکم میکند که باید یکی از دو تکلیف یعنی واجب بیبدل را مقدم بدارد. در این فرض مرحوم استاد خویی از راه ترتب حکم به صحت وضو نموده است به این صورت که با عصیان واجب اهم که وجوب ازاله نجاست از مسجد باشد، امر مهم که وضو باشد فعلیت پیدا میکند و امکان قصد قربت وجود دارد. در اینجا چون مخصص ما «حکم عقل به لزوم تیمم» دلیل لبی است به قدر متیقین از آن اکتفا میشود که فرض عدم عصیان واجب اهم باشد.
صورت سوم: ثالثة دلیل شرعی یا عقلی بالخصوص بر تیمم نداریم و مستند حکم به تیمم قاعده لا حرج و لا ضرر است، در فرض مساله مرحوم سید عروه در بحث تیمم، تفصیل داده بین مورد ضرر و حرج و تنها در فرض حرجی بودن حکم به صحت وضو کرده است از این جهت که قاعده لا حرج در مقام رفع الزام و وجوب وضو است نه نفی مشروعیت و عدم جواز وضو. در فرض حرجی بودن اگر وضو بگیرد وضو صحیح است ولی اگر وضو ضرری باشد چون اضرار به نفس حرام است و وضو مصداق ضرر است، وضو متصف به حرمت شده و فعل حرام نمیتواند مصداق برای واجب عبادی واقع شود. فلا محالة يتصف الوضوء بالحرمة فيبطل من هذه الناحية.
مرحوم حکیم نیز همین تفصیل را ذکر نموده و میفرماید: اگر وضو ضرری باشد طبق قاعده لا ضرر به جهت مفسده ملزمهای که در وضوی ضرری است وجوب وضو و ملاک آن، هر دو رفع میشود. وضوی ضرری نه امر دارد و نه ملاک. لا محاله در فرض ضرر وظیفه منتقل به تیمم شده و وضو گرفتن صحیح نیست ولی اگر وضو حرجی باشد چون حرج حکم امتنانی است و خداوند متعال منّتاً علی العباد وجوب وضو را رفع نموده است از طرفی آنچه حرجی است لزوم وضوست تنها امر به وضو رفع میشود ولی ملاک آن که نورانیت قلب باشد «أنَّ الْوُضُوءَ عَلَى الْوُضُوءِ نُورٌ عَلَى نُورٍ»[6] به حال خود باقی است. «لأن الحرج إنما يلزم من لزوم الوضوء، لا من وجود ملاكه، فأدلة نفي الحرج إنما تنفي اللزوم لا غير و يبقى ملاكه بحاله غير منفي»
لکن مرحوم استاد خویی در مساله تفصیل داده و میفرماید: در مساله سه صورت متصور است:
صورت اول: اگر مستند حکم به تیمم نص شرعی باشد وظیفه متعین در تیمم است و وضو خالی از امر و نیز خالی از ملاک است. چنانکه در روایات در فرض خوف عطش حکم به تیمم شده است.
صورت دوم: اگر دلیل لفظی بر تیمم وارد نشده باشد و مستند تیمم حکم عقل باشد در این فرض میتوان از راه ترتّب حکم به صحت وضو نمود مثل این که امر دائر باشد بین صرف آب در وضو و بین صرف آب در ازاله نجاست از مسجد در فرضی که آب تنها برای یکی از آن دو کفایت میکند. در تزاحم بین این تکلیف عقل حکم میکند به صرف آب در ازاله نجاست از مسجد که واجب بلا بدل است.
صورت سوم: اگر دلیل شرعی و عقلی بالخصوص بر تیمم نداشته باشیم و مستند حکم به تیمم قاعده لاحرج و لاضرر باشد، در این فرض مرحوم استاد خویی حکم به وجوب تیمم و بطلان وضو نموده در اشکال به مرحوم حکیم میفرماید: ما راهی برای کشف ملاک به جز امر مولی نداریم اگر به جهت حرجی بودن امر به وضو رفع شود نمیتوان کشف از مصلحت یا مفسده در متعلق حکم نمود تا به داعی مصلحت قصد قربت کنیم و قائل به صحت وضو شویم.[7]