1405/01/04
بسم الله الرحمن الرحیم
/ حکم تصرف در زمینهای حیازت شده و رودهای شخصی/طهارت
موضوع: طهارت/ حکم تصرف در زمینهای حیازت شده و رودهای شخصی /
المسألة السابعه: يجوز الوضوء و الشرب من الأنهار الكبارسواء كانت قنوات أو منشقة من شط و إن لم يعلم رضا المالكين بل و إن كان فيهم الصغار و المجانين. نعم مع نهيهم يشكل الجواز و إذا غصبها غاصب أيضا يبقى جواز التصرف لغيره ما دامت جارية في مجراها الأول. بل يمكن بقاؤه مطلقا و أما للغاصب فلا يجوز و كذا لأتباعه من زوجته و أولاده و ضيوفه و كل من يتصرف فيها بتبعيته.
از درگاه خداوند متعال عاجزانه درخواست میکنم که به برکت ائمه اثنی عشر و به برکت وجود مقدس حضرت ولی عصر شرّ دشمنان شیعه را به خودشان بازگرداند و کشور عزیزمان ایران را در پناه حضرت ولی عصر از همه خطرات و بلاها محفوظ بدارد. ایران تنها کشوری است که ندای «اشهد ان علی ولیّ الله» از مأذنههای آن بلند است و شیعیان دنیا همگی چشم به ایران دوختهاند.
مسالهای که مرحوم سید مطرح نموده این بود که آیا وضو گرفتن از نهرهای بزرگِ عمومی مثل دجله و فرات که مالک معینی ندارد و نیز قناتی که برخی از مردم آنها ایجاد کرده و نسبت به آن حق پیدا کردهاند، جائز است یا خیر؟ در حدیثی از رسول خدا نقل شده که فرمود: «ثَلَاثَةُ أَشْيَاءَ النَّاسُ فِيهَا شَرَعٌ سَوَاءٌ الْمَاءُ وَ الْكَلَاءُ وَ النَّارُ.»[1] مردم در آب و آتش و چراهگاهها مساوی و مشترک هستند یعنی در این امور عام المنفعه همه مردم میتواند تصرف کنند.
مرحوم استاد خویی و مرحوم حکیم اصرار دارند بر این که روایت مزبور حمل میشود بر جواز تصرف در نهرهای بزرگی که مالک شخصی ندارد و نیز زمینهایی که کسی آنها را احیاء نکرده است. این دو بزرگوار روایت مزبور را ضعیف السند دانسته و عمده دلیل بر جواز تصرف در زمینهای حیازت نشده و رودهای عمومی را سیره متشرعه دانسته و گفتهاند: سیره دلیل لبی است. قدرمتیقن از آن رودها و زمینهایی است که کسی آنها را حیازت نکرده باشد. در غیر این دو مورد مرجع اطلاق ادله حرمت تصرف در مال غیر یا حق غیر است.
بیان استاد اشرفی
شکی نیست در این که تمام عالم هستی مِلک خداوند متعال است و همه امور تحت ارادة الله است. در حدیث قدسی خداوند میفرماید: کسی حق اعتراض به من را ندارد هر کس را بخواهم اهل جهنم قرار داده و هر کس را بخواهم اهل بهشت قرار میدهیم «طبق اختیاری که به انسانها در انتخاب راه هدایت و ضلالت داده است» هیچ کسی حق اعتراض ندارد. این انسان است که در مقابل خداوند مسؤل اعمال خود است.
خداوند متعال آنچه را در آسمانها و زمین آفریده برای استفاده عموم انسانها به عنوان عبید خود قرار داده است. چنان که فرمود: ﴿سَخَّرَ لَكُمْ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً﴾[2] خداوند حکیم بر اساس مصالح و مفاسد قوانینی را جعل نموده است مثلاً انفال را اختصاص به پیامبر اکرم و آل پیغمبر داده است. اسبابی را برای تملیک قرار داده است مثل بیع و شراء و اسبابی را به عنوان حق اولویت قرار داده است مثل حیازت. اگر کسی زمین یا قناتی را احیاء کند آن زمین یا آب متعلق به خود اوست و کسی حق تصرف در آن را ندارد. چنان که در روایات آمده است: «مَنْ غَرَسَ شَجَراً أَوْ حَفَرَ وَادِياً بَدِيّاً لَمْ يَسْبِقْهُ إِلَيْهِ أَحَدٌ أَوْ أَحْيَا أَرْضاً مَيْتَةً فَهِيَ لَهُ قَضَاءً مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَسُولِهِ»[3] «أَيُّمَا قَوْمٍ أَحْيَوْا شَيْئاً مِنَ الْأَرْضِ وَ عَمَرُوهَا فَهُمْ أَحَقُّ بِهَا وَ هِيَ لَهُمْ.» [4]
ذات اقدس الهی انتفاع از برخی امور را برای عموم مردم جائز شمرده و همه انسانها را در استفاده از آنها مساوی و مشترک قرار داده است. این امور اختصاص به فرد خاصی ندارد. حدیث نبوی مشهور که فرمود: «ثَلَاثَةُ أَشْيَاءَ النَّاسُ فِيهَا شَرَعٌ سَوَاءٌ الْمَاءُ وَ الْكَلَاءُ وَ النَّارُ»[5] ناظر به این امور است. بعید نیست که شامل تصرفات متعارف در نهرهای شخصی شود که دیگران آنها را احیاء کرده و راهی از آن به باغ یا منزل خود احداث کردهاند و نیز شامل زمینهایی شود که دیگران آنها را حیازت کردهاند.
کسی که با زحمت و تلاش زمین یا قناتی را احیاء کرده این فرد نسبت به دیگرانی که در این جهت تلاشی نکردهاند حق اولویت در تصرف دارد. خداوند متعال میفرماید: ﴿لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلاَّ مَا سَعَى وَ أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَی﴾[6] و یا میفرماید: ﴿لَيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَ لاَ أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَ لاَ يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيّاً وَ لاَ نَصِيراً * وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولٰئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لاَ يُظْلَمُونَ نَقِيراً﴾[7] به صرف آرزو و آمال، بدون تلاش و کوشش به کسی چیزی داده نمیشود. به مقام قرب الهی و نعمتهای دنیوی و اخروی هم نمیرسد مگر با تلاش و کوشش.
این اصل امری پذیرفته شده است ولی این طور نیست که اگر کسی زمین یا قناتی را احیاء کرد همه آن زمین و قنات به انواع و اقسام تصرفات متعلق به او باشد به طوری که کوچکترین تصرفی برای دیگران در آن جائز نباشد حتی به صورت عبوری هم مردم نتوانند از آن قنات یا زمین استفاده کنند چنین چیزی از لطف و حکمت الهی به دور است. حدیث نبوی ظاهراً اشاره دارد به یک امر طبیعی و پذیرفته شده در بین همه ادیان و مذاهب که در چنین زمینهایی بدون اجازه صاحب حق، تصرفات متعارف میکنند.
پیامبر اکرم به همراه اصحاب بارها از مسیر مکه به مدینه سفر میکردند و در آن شدت گرمای عربستان در نهرهای تو راهی تصرف میکردند، آب میخورند و وضو میگرفتند. ابداً از کسی نقل نشده که پیامبر اکرم از صاحب آنها اجازه گرفته باشد. درست است که با احیاء زمین یا قنات فرد صاحب حق میشود ولی این ملکیت ممکن است در حد خاصی مانع تصرف از غیر شود احداث حق به نحوی نیست که اگر کسانی در مسیر راه با این زمین یا قتات برخورد کنند حق هیچگونه تصرفی را نداشته نباشند حتی برای خوردن آب یا وضو گرفتن همچنان که در قضیه ثمره بن جندب که درخت خرمایی در منزل انصاری داشت، ملکیت او مطلق نبود به نحوی که حتی موجب مزاحمت دیگران و مانع از حق دیگران گردد. پیامبر اکرم چون دیدند که استفاده از حق او موجب مزاحمت فرد انصاری شده، دستور قطع درخت را داده و به مرد انصاری فرمودند: «اذْهَبْ فَاقْلَعْهَا وَ ارْمِ بِهَا إِلَيْهِ فَإِنَّهُ لَا ضَرَرَ وَ لَا ضِرَارَ.» حال کسی هم که قنات یا زمینی را احیاء کرده است درست است که او حق اولویت در آن را دارد ولی این امر موجب نمیشود که بگویم: برای کسانی که از آنجا عبور میکنند حتی به اندازه آب خوردن و وضو گرفتن هم تصرف در آن جائز نیست و چنین تصرفاتی مشمول ادله حرمت تصرف در مال غیر است ولو این که رد نشدن از زمین حیازت شده توسط دیگران موجب شود چند فرسخ راه آنها دور شود. آیا میتوان گفت: قناتی که فردی احیاء کرده یا زمینی که دیگری آن را حیازت کرده، دیگران حق آب خوردن از آن و وضو گرفتن در آن را ندارند!؟
به نظر بنده سیره متشرعه در این زمینها و رودهای حیازت شده نیز جاری است. شاهد بر این امر آن است که در مسیر نجف به کربلا عموم مردم خصوصا علماء از چنین زمینهایی عبور میکردند و از همین رودها وضو میگیرند و آب میخوردند. هرگز کسی سوال نمیکند که آیا صاحب این زمینها یا رودها، راضی است یا خیر، کسی سوال نمیکند که این رودها یا زمینها متعلق به صغیر یا مجنون است یا خیر.
آری اگر فردی خانهای را در زمینی ساخته و یا قناتی را بوسیله لوله کشی یا احداث رود به خانه خود منتقل کرده است تصرف در آن خانه و آب داخل خانه ساخته شده برای دیگران قطعا جائز نیست و ادله حرمت تصرف در مال غیر شامل این موارد میشود.
بنابراین کلام مرحوم سید صحیح است که فرمود: وضو گرفتن و خوردن آب از نهرهاى بزرگ چه از قنات باشد و چه جدا كرده از رودخانهها جايز است اگر چه رضاى مالكين آنها معلوم نباشد بلكه هر چند در بین مالكين صغير و مجنونی باشد. البته منوط به این که اولا تصرف به مقدار متعارف باشد مثل نوشیدن آب و وضو گرفتن و استراحت کردن. ثانیا مزاحمتی با حق صاحب حق نداشته باشد ولی تصرفاتی که مزاحمت با حق احداث کننده رود یا زمینِ حیازت شده داشته باشد، چنین تصرفاتی قطعاً جائز نیست.
خاطره: مرحوم پدرم نقل میکرد که پدر مرحوم طبسیِ معروف، خطیب فوق العاده متبحرّی بود و بدون توقف و بدون لکنت زبان صحبت میکرد. ایشان روزی در بیابانی در مسیر راه یزد به شدت تشنه شد تا جایی که نزدیک بود هلاک شود. در آن بیابان برخورد کرد به نهری و از آن قدری آب خورد و بعد از خوردن آن آب، قدرت تکلم برای ایشان حاصل شد.