« فهرست دروس
درس خارج اصول استاد علیرضا اصغری

1404/07/15

بسم الله الرحمن الرحیم

کاربرد هوش مصنوعی در تحصیل/سیر تحصیلی درس خارج /مقدمات اصول

موضوع: مقدمات اصول/سیر تحصیلی درس خارج /کاربرد هوش مصنوعی در تحصیل

 

خلاصه جلسه گرشته

در جلسه گذشته در مورد معیارهای انتحاب استاد درس خارج و نکات مهمی مثل هدف از شرکت در درس خارج، مدت زمان حضور در درس و تلمذ در محضر استاد نکات مهمی بیان شد. عرض کردیم که از مهمترین معیارهای انتخاب درس مواردی چون عمیق بودن درس، جامعیت استاد، فعال بودن کلاس می‌باشد. و هدف از تحصیل درس خارج این است که طلبه متخصص در دین گردد و مدت زمان تحصیل هم به همین نکته بستگی دارد.

ادامه بحث

طرق استفاده از هوش مصنوعی

در این جلسه به یکی از مسائل جدید و مهم در عرصه تحصیل اشاره می‌کنیم و آن نقش و کارکرد هوش مصنوعی در فرآیند یادگیری، تحقیق و نگارش علمی است.

این بحث نه یک مسأله حاشیه‌ای، بلکه به‌لحاظ تأثیر گسترده‌اش در آینده‌ی تحصیل حوزوی بسیار کلیدی است. چنان‌که پیداست، ابزارهای هوش مصنوعی ـ با همه نقص‌ها و قوّت‌هایش ـ موقعیت خود را در کنار قلم و کتاب تثبیت کرده است و آینده پژوهش بدون توجه به آن ممکن نیست.

دررابطه با استفاده از هوش مصنوعی در مطلق تحصیل و هم چنین درس خارج دو رویکرد وجود دارد که عبارتند از:

رویکرد واگذاری(سپردن کار علمی به هوش مصنوعی)

استفاده از هوش مصنوعی در مسیر تحصیل دو سنخ دارد؛ گاهی انسان ترجیح می‌دهد کار علمی را به‌طور کامل یا به طور عمده به هوش مصنوعی واگذار کند و خود تنها دریافت‌کننده نتیجه باشد، و گاهی نه، بلکه از هوش مصنوعی به‌عنوان ابزار کمک‌آموزشی برای افزایش توان یادگیری و ارتقای مهارت‌های علمیِ خویش بهره می‌گیرد. روشن است که این دو مسیر، دو سنخ کاملاً متفاوت از بهره‌گیری‌اند.

برای تقریب، فرض کنید طلبه قصد نگارش متن تقریر دارد. می‌تواند متن خام را در اختیار هوش مصنوعی قرار دهد تا آن را تنظیم، تنقیح و بازنویسی کند، یا حتی از او بخواهد بخش‌هایی را تدوین و مستندسازی نماید. لکن چنین شیوه‌ای خالی از اشکال نیست.

اشکال اول: تضعیف قوای ذهنی و اجتهادی

اگر طالب علم، کارهای خویش را به‌صورت مستمر به هوش مصنوعی واگذار کند، این امر به تضعیف قدرت یادگیری و مهارت‌های علمی او می‌انجامد؛ زیرا در فرض فقدان دسترسی ـ مثلاً هنگام قطع اینترنت یا هر مانع دیگری ـ ادامه مسیر علمی برای او دشوار خواهد شد و اتکای بیش از حد، موجب رکود قوای فهم و اجتهاد می‌گردد؛ مثلاً طلبه متن درس استاد را به‌صورت خام وارد می‌کند و خروجی منقّح می‌گیرد. ظاهر متن عالی است، اما ذهن او هیچ تمرینی در تحلیل مفاهیم، انتخاب اصطلاح، و تنظیم منطقی نکرده است. نتیجه این می‌شود که قدرت تقریرنویسی در او ضعیف می‌شود.

اشکال دوم: استنادناپذیر بودن محتوا

اعتماد کامل به هوش مصنوعی از جهت دقت محتوا و حتی شکل نیز خالی از محذور نیست؛ چه‌بسا هوش مصنوعی در داده‌ها، تفسیر مفاهیم، به‌کارگیری اصطلاحات، چینش مباحث، یا مستندسازی دچار خطا شود. ممکن است آیه را غلط نقل کند؛ روایت را با سند اشتباه بیاورد؛ أصلا روایتی را بسازد؛ قول فقیه را با دیگری خلط کند؛ عبارت عربی را تغییر دهد؛ لذا ممکن است ظاهر متن بازنویسی‌شده منقّح و جذاب باشد، ولی از حیث محتوا مبتلا به اشکالات اساسی باشد. و اساساً چه تضمینی وجود دارد که هوش مصنوعی در تشخیص مفاهیم و نقل مطالب علمی مصون از خطا باشد؟

بنابراین، بهره‌گیری از این ابزار هرچند مفید است، لکن باید با مراقبت و نظارت علمی همراه باشد و جایگزین نقش فعّالِ متعلم و تلاش مستقیم او نگردد.

اشکال سوم: بی‌هویتی علمی

کسی که کار علمی را واگذار می‌کند، هرچند خروجی خوب باشد، اما کارِ خودش نیست؛ مثل طلبه‌ای که به‌جای خواندن مکاسب، فقط شرح‌ها را حفظ کند؛ یا به‌جای نوشتن تقریر، تقریر دیگران را بازنویسی کند؛ این مسیر، نهایتاً انسان را از تولید فکر علمی بازمی‌دارد.

رویکرد آموزشی(ابزار برای تقویت مهارت)

در مقابل رویکردی که تمام کار علمی را به هوش مصنوعی واگذار می‌کند، رویکرد دیگری وجود دارد که می‌توان آن را «رویکرد آموزشی» در بهره‌گیری از هوش مصنوعی نامید. مراد از این رویکرد آن است که طالب علم، نخست از این ابزار برای ارتقای مهارت نویسندگی خویش استفاده کند؛ چه از حیث قلم و سبک نگارش، و چه از جهت ساختاردهی متن علمی و تنظیم مقاله. در این رویکرد طالب علم با تفکر و قلم خود پیش‌نویس می‌نویسد، سپس آن را به هوش مصنوعی می‌دهد تا بازنویسی کند. آنگاه مقایسه می‌کند چه ساختاری بهتر شد؟ چه اصطلاحاتی دقیق‌تر شد؟ چه چینشی علمی‌تر است؟ ورودی و خروجی متن چگونه تنظیم شد؟ این مقایسه و سنجش، کلاس درس است.

گاه نیز می‌توان از هوش مصنوعی به‌عنوان محرّک ذهنی برای دست‌یابی به ایده‌های اولیه بهره برد تا ذهن نسبت به موضوع کاملاً خالی نباشد.

لکن باید توجه داشت که محصول هوش مصنوعی در این رویکرد، در حدّ «فرضیه» یا «پیش‌نویس قابل بررسی» تلقّی می‌شود؛ نه آنکه بدون تحقیق و ارزیابی به آن اعتماد شود. صحت و سقم مطالب، محتاج مراجعه به منابع معتبر و داوری شخصیِ طالب علم است.

بر اساس این رویکرد، استفاده از هوش مصنوعی جنبه دوگانه پیدا می‌کند: انسان هم از آن کار می‌کشد و هم از آن کار یاد می‌گیرد. تبیین ذلک: در مقام نگارش، ابتدا طالب علم با قلم و تفکر خود یک پیش‌نویس فراهم می‌سازد؛ سپس همان متن را به هوش مصنوعی می‌سپارد تا بازنویسی و تنقیح کند. پس از آن، نسخه بازنویسی‌شده را با نوشته اولیه مقایسه می‌کند تا ببیند هوش مصنوعی چگونه ساختار جمله را تغییر داده، چگونه واژگان دقیق‌تر و استانداردتر به کار برده، چگونه ترتیب بخش‌ها را سامان داده و نحوه ورود و خروج او در متن چگونه بوده است. این مقایسه، خود منشأ یک سلسله آموزش‌های عملی می‌شود و نویسنده به تدریج می‌آموزد چگونه متنی شیواتر، دقیق‌تر و حرفه‌ای‌تر بنویسد. استمرار این تمرین، موجب می‌شود که مهارت نگارشیِ فرد به تدریج به استانداردهای مطلوب نزدیک شود؛ بلکه چه‌بسا در مواردی فراتر از خروجی هوش مصنوعی قرار گیرد؛ زیرا در اینجا نقش اصلی را «فکر و قلم» خودِ نویسنده ایفا می‌کند و هوش مصنوعی تنها به‌سان دستیار عمل می‌کند.

این رویکرد علاوه بر ارتقای مهارت، زمینه رفع کاستی‌های فکری و نگارشی خودِ نویسنده را نیز فراهم می‌آورد. چه‌بسا در پاره‌ای موارد، هوش مصنوعی نتواند دقیقاً مراد انسان را منتقل کند یا گاه، بر اثر انتخاب نادرست تعابیر، بخشی از مقصود تغییر یابد. در چنین مواردی، انسان ناچار می‌شود در متن دخالت کرده و عیب را برطرف سازد؛ و این همان چیزی است که به نویسنده می‌آموزد چگونه دقت مفهومی بیشتری در نوشته‌های خود اِعمال کند. زیرا الفاظ و جملات حامل بارهای معنایی متفاوت‌اند و انتقال مقصود صحیح، محتاج مراقبت است.

پس هدف این فرآیند صرفاً زیباسازی متن نیست؛ بلکه هدف، تولید متنی است که هم از حیث ساختار و نگارش استاندارد و روان باشد و هم از جهت محتوا، نگاه و نیت نویسنده را حفظ کند. به تعبیر دیگر، اینجا هوش مصنوعی در خدمت اندیشه نویسنده است، نه بالعکس.

همچنان‌که اشاره شد، گاه پیش می‌آید که ذهن انسان نسبت به مسئله‌ای کاملاً خالی است و تنها برای تشکیل «تصور اولیه» به سراغ هوش مصنوعی می‌رود. در این موارد نیز نباید محصول هوش مصنوعی را به‌عنوان «قول معتبر» تلقّی کرد؛ زیرا در مقام ارائه اطلاعات، موارد بسیاری رخ می‌دهد که منابع نادرست را در قالبی آراسته ارائه می‌کند. چه‌بسا آیه و روایت نقل کند و ظاهر امر نیز مستند باشد، اما در جزئیاتی اساسی خطا کرده باشد؛ مانند موردی که در آیه مبارکه به‌جای «مَن یشاء»، «مَن یُرید» نقل کرده بود، یا مواردی که اطلاعات را جابه‌جا بیان کرده است. بنابراین، اعتماد ابتدایی به چنین مطالبی روا نیست. بله، در فرضی که دست انسان از منابع خالی است، می‌توان از آن برای یافتن سرنخ استفاده کرد، لکن تحقیق نهایی و مراجعه به منبع اصلی بر عهده خود طالب علم است.

بنابراین نتایج و فوائد رویکرد آموزشی، تقویت مهارت نگارش، رشد فهم دقیق عبارات و مفاهیم، کمک به ساختاردهی علمی، استفاده برای ایجاد تصور اولیه، سرعت در پیداکردن سرنخ مباحث، به‌دست آوردن مثال‌های عرفی، کمک در تبیین و تحلیل عبارات و مطالب پیچیده و... می‌باشد. البته همانطور که گفته شد سه مطلب را باید توجه کرد: یک: هوش مصنوعی جایگزین فکر نیست. دو: اعتماد کامل چه در شکل و چه در محتوا ممنوع است. سه: تلاش بر تقویت قلم شخصی و نویسندگی باشد که هرچه مهارت فرد بیشتر شود، استفاده از هوش مصنوعی سنجیده‌تر و موثرتر خواهد شد.

 

logo