1404/07/14
بسم الله الرحمن الرحیم
معیارهای انتخاب استاد درس خارج/سیر تحصیلی درس خارج /مقدمات اصول
موضوع: مقدمات اصول/سیر تحصیلی درس خارج /معیارهای انتخاب استاد درس خارج
خلاصه جلسه قبل
در جلسات گذشته در رابطه با نحوه استفاده صحیح از درس خارج نکات مهمی بیان شد. عرض شد که درس خارج دارای سه رکن اصلی می باشد که عبارتند از پیش مطالعه، فعالیت در کلاس درس استاد و فعالیت بعد از درس و تقریر نویسی. لذا یک طلبه درس خارج بایستی همواره به آنها توجه داشته باشد.
ادامه بحث
یکی از نکات مهم در رابطه با درس خارج، انتخاب استاد مناسب و کلاس درس فعال می باشد که برای انتخاب آن معیارهایی را میتوان بیان کرد.
معیارهای انتخاب درس خارج
عمیق بودن درس
از نکات مهم در انتخاب درس خارج، توجه به عمق و جدیت مطالب است. یک کلاس استاندارد باید به تحقیق و تحلیل عمیق، تبیین دقیق و بیان زوایای مختلف بحث توجه داشته باشد. نه این که یک کلاس سطحی و بدون عمق باشد.
مثلا درسی که صرفاً سبک و روان بوده و بدون درگیر کردن ذهن، بهصورت سطحی مباحث به شاگردان منتقل میشود، انسان بالوجدان میفهمد که تعمیق وجود ندارد و در جایی که مطلب نیاز به عمق دارد خوب تبیین نمیشود و نمیتواند نیاز علمی را برآورده کند، گاهی درسی دارای جذابیت های ظاهری میباشد و طلبه ها نیز به آن اقبال دارند به طورمثال استاد درس را قبل از کلاس منظم و خوشبیان به صورت جزوه تدوین کرده یا ساعت برگزاری درس برای طلبه ها نسبت به سایر برنامه های زندگی، کاری و درسی مناسب است چراکه طلبه به سایر امورات خود میرسد. یا گاهی مدتزمان درس کوتاه مثلا به مدت بیست دقیقه میباشد. یا استاد مباحث را بسیار جمعبندی و خلاصه بیان می کند و زمان ارائه خیلی طول نمی کشد. و یا این که درس یک استاد به جهت جو کلاس یا همراهی دوستان انتخاب شود ویا معروف شدن یک درس در بین طلبه ها؛ امّا این موارد نباید معیار اصلی انتخاب درس باشند بلکه معیار اصلی عمق درس است؛ نباید عمق درس فدای مسائل جانبی شود. البته معیار خود طلبه و میزان درک و فهم او میباشد. مهم این است که طلبه خودش ارزش و عمق کلاس را درک کند. درصورت مشورت با افراد آگاه نیز باز خود طلبه باید بسنجد که آیا این درس توانمندی علمی را ارتقا میدهد یا خیر؟ آیا درس استاد مورد نظر قابل درک میباشد؟ آیا تمام زوایای بحث بیان میشود یا خیر؟
فعال بودن فضای کلاس
مسئله دیگری که در انتخاب کلاس مهم است، فعال بودن فضای آن کلاس است. کلاسی که شاگردان آن منفعل بوده و به عبارت دیگر اصحاب الجدار هستند و صرفاً حضور دارند، نه پرسش و پاسخی و تقریر جدی وجود دارد و درس همانند مجلس منبر برگزار میشود دراین کلاس طلبه نیز به مرور زمان شبیه دیگران میشود. و تأثیر مطلوبی بر رشد علمی فرد نمیگذارد
اما اگر یک کلاس فعال بوده و دارای طراوت خاصی میباشد، کلاسی که پرسش، گفتوگو و فعالیت فکری در آن جریان دارد، جمع زیادی به دنبال یادگیری و نوشتن مباحث هستند اگر در درس استاد خلل یا نکته مبهمی باشد آن را سوال می کنند و رفت و برگشت علمی بین طلبه ها و استاد در کلاس درس جریان دارد. و در کلاس درس تعدادی از طلبه های قوی حضور دارند و مباحث را جدی پیگیری می کنند. این کلاس درس کمک میکند هم خود طلبه فعال شود و هم از سوال و جواب دیگران استفاده می کند و اشکالات را یاد میگیرد، انگیزه و توان علمی را افزایش میدهد.
میزان تعامل و فعالیت فرد در کلاس
معیار سوم این است که میزان تعامل و فعالیت فرد در کلاس درس به چه میزان میباشد. گاهی پیش میآید که فرد به کلاسی وارد میشود که استاد آن، یک مرجع تقلید میباشد. در چنین مواردی، ممکن است طلبه حتی با گذشت سالها، فرصت کافی برای گفتگو و تعامل با استاد نداشته باشد. این عدم تعامل ممکن است ناشی از مقام علمی بالا و وقار استاد باشد که اجازه پرسش یا بحث مستقیم را کمتر فراهم میکند. یا کسانی در کلاس درس حاضر هستند که طلبه به خود اجازه نمیدهد که سوال نماید. و یا این که در کلاسهای پرجمعیت نیز وضعیت مشابهی پیش میآید؛ مثلاً وقتی تعداد شاگردان بسیار زیاد است، شرایطی پیش میآید که فرد فرصت پرسش قبل یا بعد از کلاس را از دست میدهد و ابهاماتی بیجواب باقی میماند. اما در کلاسی با جمعیت کمتر و محیطی صمیمیتر، فضای گفتگو سادهتر و امکان تعامل بیشتر فراهم است.
روحیه شاگرد پروری استاد
علاوه بر فضای کلاس، موضوع شاگرد پروری استاد نیز اهمیت زیادی دارد. برخی اساتید روحیه شاگرد پروری بالایی دارند. حتی زمانهای مستقلی خارج از کلاس برای پرسش و پاسخ اختصاص میدهند، یعنی برای فهم نیازها و مشکلات علمی شاگردان وقت میگذارند، به سوالات اهمیت میدهند و حتی در مواردی مسائل اخلاقی و زندگی شاگردان را مورد توجه قرار میدهند. این نوع تعامل، نهتنها طلبه را از نظر علمی تقویت میکند، بلکه زمینههای تربیتی اخلاقی و معنوی نیز فراهم میآورد. برخی اساتید حتی وقتی متوجه تلاش و قابلیت در شاگردانشان شوند، زمان اضافهای برای ارتباط اختصاص میدهند و فرصتهای بیشتری برای رفع اشکالات علمی فراهم میکنند. در مقابل اساتیدی هم هستند که صرفاً درس را ارائه دهند و هیچ ارتباط یا تعامل موثری با شاگردان برقرار نمیکنند.
جامعیت استاد
یک نکتهای که مهم است در انتخاب استاد و مباحث علمی، توجه به تجربه، پختگی و جامعیت استاد است، بهویژه در فقه. این تجربه و جامعیت وقتی خود را بیشتر نشان میدهد که استاد سالها به تدریس مداوم و عمیق پرداخته باشد. چنین استادی که مدتها پژوهش و تدریس کرده، میتواند دید وسیعتر و نگاه پختهتری به مسائل داشته باشد و به همین دلیل مباحث او جامعتر خواهد بود. وقتی فردی به کلاس درس استادی میرود که علاوه بر تسلط بر قواعد اصولی، در مسائل لغوی، شناخت احادیث و رجال، شناخت قرائن عرفی و اصول عقلا نیز مهارت ویژهای دارد، این جامعیت باعث میشود که طلبه بتواند جوانب مختلف یک موضوع را درک کند. چنین کلاسی نهتنها تجارب علمی استاد را منتقل میکند، بلکه شیوه تحلیل، تعمیق مسائل، و شیوههای بررسی اسناد، احادیث و نظرات علما را نیز به طلبه آموزش میدهد.
یکی از نقاط قوت چنین استادی این است که مسائل را در سطوح مختلف بررسی میکند. مثلا ممکن است موضوعی مطرح شود که برای تکمیل مباحث آن نیاز به بررسی رجال، تطبیق قواعد اصولی یا تحلیل احادیث باشد. این دقتها و عمقبخشیها نشاندهنده پختگی و جامعیت استاد است و به طلبه کمک میکند روش مواجهه با موضوعات پیچیده را بیاموزد.
ملاک در گزینش استاد هم رتبه
گاهی در انتخاب استاد در وضعیتی که معیارهای مختلفی مورد نظر میباشد دچار تزاحم میشویم. مثلا ممکن است یک استاد توانایی تعمیق بیشتری داشته باشد، اما استاد دیگر کلاس فعالی با حضور طلبههای پرانرژی برگزار کند. در چنین تزاحمهایی باید اولویتها را سنجید؛ و اهم و مهم را بررسی کرد. مثلا آیا جامعیت و پختگی استاد در فقه برای شما اولویت دارد یا پویایی کلاس؟ به نظر میرسد بهترین رویکرد این است که تعمیق و پختگی مطالب فقهی را در اولویت قرار دهیم. چرا که هدف اصلی از شرکت در این کلاسها یادگیری مبانی جامع و دقیق فقهی است که نیازمند دیدهبانی گسترده مسائل توسط استاد است. لذا توصیه میشود در این مسیر همیشه اولویتهای علمی را بر حواشی ترجیح دهید و از حضوری که بیشتر از نظرعلمی برایتان مفید است بهرهمند شوید.
مدت زمان شاگردی نزد استاد
در فرآیند انتخاب درس و استاد در دورههای تخصصی مانند درس خارج، ثبات و دوام در مسیر آموزشی اهمیت بسیار زیادی دارد. طلبه برای رسیدن به مرحلهی پختگی و استنباط اجتهادی نیازمند حضور پایدار در کنار یک استاد مشخص است. اگر کسی هر سال بین چند استاد مختلف جابهجا شود، این پراکندگی فرصت دستیابی به عمق مطالب و اصول دقیق اجتهادی را از او میگیرد. ابتدا باید معیارهای انتخاب استاد مشخص شود، سپس بر اساس این معیارها تصمیمی جدی گرفته شود. طبیعی است که هر استادی کامل و بدون نقص نیست، اما باید توجه کرد که نقدهای کماهمیت نباید دلیل تغییر مکرر شود.
برخی افراد ممکن است تحت تأثیر حرفها یا توصیههای دیگران به طور دائم استاد خود را عوض کنند. این کار باعث از دست دادن انسجام آموزشی و نرسیدن به اهداف بلندمدتی مانند فهم اصول استنباط میشود. برای انتخاب درس، پیشنهاد میشود ابتدا از چند جلسه درس استفاده شود تا با شیوه تدریس و سبک کار استاد آشنایی کافی حاصل گردد. اگر مشخص شد درس مورد نظر مناسب نیست، میتوان پس از مدت کوتاهی و بررسی دقیق، جستجوی دیگری انجام داد. اما زمانی که این انتخاب قطعی شد، باید با استاد مورد نظر به طور منظم و طولانیمدت همراه شد تا فرصتی برای یادگیری عمیق اصول و ابزارهای اجتهادی فراهم شود.
همچنین باید توجه داشت که در مراحل اولیه حضور، اصطلاحاً تقلید محض اتفاق میافتد و فرد ابتدا تنها ساختار بحث و روشهای استاد را مشاهده میکند. اما با گذشت زمان و افزایش مطالعه، توانایی پیشمطالعه پیدا کرده و میتواند خود به اجتهاد برسد. این فرآیند زمانی کاملتر میشود که طلبه بتواند قبل از درس استاد مباحث اجتهادی خاص خود را انجام داده و آنها را با دیدگاههای استاد تطبیق دهد. در این مسیر، کسب مهارتهای ریزتر اجتهادی چیزی نیست که در کوتاهمدت حاصل شود. نکاتی مانند درک ارتباط بین منابع، تحلیل قرائن عرفی، نوع استظهارات و بررسی دقیق اقوال، روایات و سایر جنبهها نیازمند همراهی طولانیمدت با یک استاد ماهر است. حتی تکنیکها و فوتهای دقیق استنباطی گاهی به طور کامل قابل انتقال نیست و تنها با مشاهده مکرر و حضور مستمر در کلاس قابل فراگیری است.
در نهایت، طلبه پس از سالها همراهی با یک استاد ممکن است تصمیم بگیرد به دلیل رشد علمی یا دلایل دیگر از مسیر آموزشی جدیدی بهرهمند شود. اما مهم این است که این تغییر پس از کسب توانایی کافی و درک اصول کامل استاد اولیه صورت گیرد تا تزلزلی در روند علمی فرد ایجاد نشود.
هدف از تحصیل درس خارج
درباره ضرورت شرکت در درس خارج نیز باید به اهداف اصلی پرداخته شود. هدف اصلی از تحصیل در درس خارج تربیت متخصصانی است که توان استنباط از منابع اصیل دینی را داشته باشند. فرد باید بتواند با اتکا به مهارتهایی چون تحلیل اسناد، بررسی رجال، و غور در متون روایی، نکات دقیق و ظرائف آنها را استخراج کرده و نگاه جامعی نسبت به معارف اهل بیت علیهم السلام به دست آورد. چنین توانمندیها نه تنها مبنای کارهای علمی و فقهی هستند، بلکه امکان تولید علم و نوآوری در موضوعات جدید را فراهم میآورند.
نکته مهم دیگر در این مسیر، تمرکز بر مباحث بنیادین مانند بررسی خانواده روایات و رفع تعارضها میان آنهاست. یک دانشآموخته درس خارج باید قادر به ارائه تفسیری اصولی از منابع باشد؛ به گونهای که نه تنها ظرائف معنایی روایات را حفظ کند، بلکه ارتباط منطقی میان آنها را برقرار سازد. این امر مستلزم تمرکز بر قواعد علمی است تا از برداشتهای سطحی و غیرمستند جلوگیری شود. در مجموع، مسیر آموزشی در حوزه علوم دینی مستلزم توجه دقیق به سلامت علمی و اخلاقی در تصمیمگیریها است. فروگذاری معیارهای علمی به دلیل سلایق شخصی یا نگرشهای اجتماعی ممکن است مانعی برای دستیابی به اهداف اصلی دانشآموزی و تخصصی ایجاد کند. شاگردان باید با رجوع به منابع اصیل و بهرهگیری صحیح از توان اساتید برجسته، عرصهای برای رشد علمی فراهم آورند که هم پاسخگوی نیازهای فردی باشد و هم بتواند در عرصههای مختلف اجتماعی نقشآفرینی کند.
هدف از شرکت در درس خارج، این نیست که همه حتماً فقیه یا مجتهد شوند. درس خارج به این محدود نمیشود که فرد فقط برای رسیدن به سطح فقاهت تلاش کند. هدف اصلی از ورود به چنین دورههایی، فراگیری روشهای عمیقتر در علوم دینی و رسیدن به مرتبه تخصص در دین است. کسی که مسیر طلبگی را انتخاب میکند، از ابتدا با نیت متخصص دین شدن وارد این مسیر میشود. این تخصص در علوم دینی نیازمند طی کردن یک مسیری تدریجی و بلندمدت است که با یادگیری عمیق اصول استنباط و تفکر مستقل همراه باشد.
درس خارج، شروع واقعی کار برای کسی است که میخواهد متخصص دین شود. بتواند در همه زمینه ها مثل اخلاق تفسیر کلام و غیره تتبع کند و در این مرحله، طلبه باید مهارتهایی همچون تحقیق مستقل، تتبع در منابع روایی و کسب توانایی استنباط مسائل جدید را در کنار استاد، مرحلهبهمرحله تقویت کند. مثلاً بسیار اهمیت دارد که فرد بتواند روایات را بررسی و اعتبارسنجی کند، همچنین مبانی منطقی و اصولی را در استنتاجات خود به کار گیرد تا با شیوهای صحیح و ساختارمند به نتایج برسد. متخصص دین کسی است که توانایی استنتاج و اجتهاد مستقل داشته باشد، نه اینکه صرفاً مقلد باشد. این تخصص نیازمند مدتی وقتگذاری دقیق و مستمر بر روی مباحث علمی است.
مدت زمان تحصیل در خارج
عرض شد که هدف از طلبگی و درس خارج متخصص دین شدن است و مدت زمانی که افراد برای رسیدن به این مرحله نیاز دارند، به عوامل مختلفی مثل میزان تلاش، استعداد، نحوه آموزش اساتید و کیفیت مطالعات فرد بستگی دارد. برای برخی ممکن است هفت، هشت سال کافی باشد؛ در حالی که دیگران ممکن است بیست سال برای رسیدن به این جایگاه زمان نیاز داشته باشند. ازسوی دیگر، دانشپژوهی که در درس خارج شرکت میکند، باید اصول خاصی را رعایت کند؛ مثل پیشمطالعه، تحقیق مستقل، یادداشت برداری استاندارد و مرور مطالب. همچنین نباید فعالیتهای خارج از درس، او را از اهداف اصلیاش بازدارد. اگر مشغلههای جانبی فرد مانع از تمرکز بر مطالعه مؤثر شوند، او از مسیر اصلی منحرف خواهد شد و عملاً پیشرفت جدی حاصل نمیشود. البته کسی که در مسیر درس خارج قرار دارد، میتواند کنار آن، فعالیتهای مرتبط دیگری نیز انجام دهد؛ اما تنها زمانی که این فعالیتها او را از کیفیت و عمق مطالعهاش باز ندارد.
اگر شخصی بخش اعظم نیازهای علمی خود را از درس خارج تأمین کند، میتواند همزمان در حوزههای دیگر غیر از درسی که شرکت میکند؛ مثل فقه سیاسی، فقه اجتماعی، فقه اخلاقی یا حتی زمینههایی مثل اقتصاد و روانشناسی پژوهش نماید. در واقع دانشآموخته درس خارج، از آموختههای خود در حیطههای تخصصی علاقهمندیاش استفاده میکند و بین آموزههای فقهی و نیازهای عملی خود ارتباط برقرار میکند.
به طور کلی، نباید در مسیر آموزش علمی عجله کرد. طلبهای که با دقت و استمرار روی درسهای خود کار کند و با تکیه بر اصول صحیح آموزشی پیش رود، به مرور به بینش و عمق موردنیاز برای استنباط مسائل دینی دست پیدا خواهد کرد. چنین فرآیندی زمینهساز ترکیب دانش نظری فقهی با دیگر دانشهای مرتبط است و همین نکته ارزشمندترین دستاورد برای طالب علم خواهد بود.