1404/06/23
بسم الله الرحمن الرحیم
ضرورت مکتب شناسی/مکاتب فقهی-اصولی /مقدمات اصول
موضوع: مقدمات اصول/مکاتب فقهی-اصولی /ضرورت مکتب شناسی
خلاصه جلسه قبل
در جلسه گذشته، در ادامه مقدمهٔ دوم از مقدمات علم اصول ـ که به تبیین مکاتب فقهی و اصولی اختصاص داشت ـ به بررسی مکتب قم پرداختیم و پس از معرفی اجمالی این مکتب، ویژگیهای برجسته و شاخص آن را به صورت مختصر تبیین کردیم.
ادامه بحث
ضرورت مکتب شناسی
در ابتدا لازم است بیان شود علت آنکه این بحث پس از معرفی مکاتب مطرح میشود آن است که ذهن طلاب نسبت به ویژگیهای مکاتب مختلف آماده و مهیا گردد و بحث ضرورت، بهتر استقرار یابد. بحث از مکاتب فقهی-اصولی نقش تعیینکنندهای در فهم عمیق مبانی، کشف روششناسی فقها و تحلیل دقیق کلمات آنان دارد. اهمیت این بحث را میتوان در سه محور اساسی بررسی کرد: بعد علمی و معرفتی، بعد روشی و کارکردی، و بعد تمدنی و آیندهساز.
بعد علمی و معرفتی
آشنایی با مبانی مکاتب موجب فهم عمیقتر کلمات فقها میشود. زیرا هر فقیه یا اصولی بر اساس یک دستگاه فکری، مبانی نظری و روششناسی خاص خود سخن میگوید.
وقتی آثار آخوند خراسانی را میخوانیم، میبینیم تحلیلهای عمیق عقلی و مباحث فلسفی در آن کم نیست؛ در مقابل، در آثار مرحوم آیتالله بروجردی، تکیهی خاص بر شواهد روایی، تتبع سندی و نظام رجالی و قرائن عرفی دیده میشود. مکتبشناسی باعث میشود بدانیم این کلام بر چه مبنای معرفتی شکل گرفته؛ چرا فقیه به فلان دلیل استدلال کرده یا نکرده؛ چرا در موضوعی به قرائن عرفی تمسک کرده و دیگری تمسّک نکرده و اساساً سخن، ریشه در کدام تفکر و مبنا دارد.
بنابراین، مکتبشناسی فهم ما را از اقوال و مبانی فقها ژرفتر و دقیقتر میسازد.
بعد روشی و کارکردی
بعد دوم، بعد روشی و کارکردی است؛ یعنی تأثیر مکتبشناسی در ساماندهی مسیر اجتهاد؛ وقتی طالب علم مکتب را بشناسد، مسیر اجتهادی او هدفمند میشود؛ از پراکندهکاری و آشفتگی روش نجات مییابد؛ میداند در مسیر کدام مکتب حرکت میکند؛ آیا مسیر او مسیر نجف است؟ مسیر قم است؟ مسیر مرحوم شیخ، مسیر مرحوم آخوند، یا مسیر مرحوم بروجردی است؟ این شناخت موجب میشود که بداند:
• آیا بنای مکتب بر رجوع دقیق به روایات است یا بر تحلیل عقلی؟
• آیا در این روش باید اقوال فقها و شهرتها را پیگیری کرد یا خیر؟
• آیا قرائن عرفی نقش محوری دارند یا در حدّ مؤید هستند؟
• رجال، فهرست و تتبع سندی چه جایگاهی در این مسیر دارند؟
در نتیجه، اجتهاد از حالت تجربی، پراکنده و بیسامان بیرون میآید و در قالب یک ساختار روشمند پیش میرود.
بعد تمدنی و آیندهساز
بعد سوم، بُعد تمدنی، آیندهساز و افقگشای مکتبشناسی است؛ در دنیای امروز که فقه با مسائل جدیدی چون فقه پزشکی، فقه حکمرانی، فقه فناوریهای نو، فقه محیط زیست، فقه هستهای و... روبروست، اجتهاد به طریق اولی باید مصون از سطحینگری و بیقاعدگی باشد.
شناخت مکاتب گذشته سبب میشود:
1. بدانیم پیشینیان چه مسیرهایی پیمودهاند؛
2. نقاط قوت و ضعف هر مکتب را بشناسیم؛
3. بدانیم راه صحیح توسعهی اجتهاد چیست؛
4. از تکرار اشتباهات و دوبارهکاریهای بیثمر جلوگیری شود؛
5. فقه و اصول در برابر آفتهای تقلیدگرایی، سطحیکاری و بینظمی روششناختی مصون بماند.
وقتی کسی قواعد راه را میداند، همان قواعد را در مسائل جدید پیاده میکند و فقه را توسعه میدهد؛ نه اینکه از صفر آغاز کند و مسیرهای آزموده را تکرار نماید.
تقریب ضرورت مکتب شناسی به طریق بیان نقش ایجابی و سلبی
نقش ایجابی:
فهم عمیق مبانی فقها؛ هدفمند کردن مسیر اجتهاد؛ مصونسازی فقه و اصول از آسیبها؛ گشودن افقهای نو و توسعه ظرفیت تطبیقی استنباط.
نقش سلبی:
جلوگیری از اجتهاد تقلیدی؛ پراکندهکاری و بیقاعدگی؛ کارهای تکراری و موازی؛ اتخاذ روش بدون فهم مبانی آن. بنابراین، مکتبشناسی کمک میکند که طالب علم بداند استاد چرا به روایات رجوع کرده؛ بر چه مبنایی به اقوال اعتماد کرده؛ چرا در جایی به قرائن عرفی تمسک کرده؛ و آیا من نیز همان مبنا را میپذیرم یا باید مسیر دیگری انتخاب کنم.
این شناخت، اجتهاد را از تقلید میرهاند؛ زیرا اجتهاد تقلیدی یعنی رفتار کردن بدون آگاهی از مبانی، اما اجتهاد مبتنی بر مکتب یعنی حرکت با آگاهی مبنایی.
نتیجه
بحث مکتبشناسی تنها معرفی چند مکتب تاریخی نیست؛ بلکه روح اجتهاد را روشن میکند، مسیر فقیه را منظم و هدفمند میسازد، اجتهاد را در برابر آسیبها مصون میدارد، و افقهای تازهای برای توسعه فقه و اصول میگشاید.
مقدمه سوم: شیوه تحصیل در درس خارج
بحث «درس خارج» از بنیادیترین مراحل آموزش علوم دینی است؛ مرحلهای که تحقق اهداف علمی آن نیازمند رویکردی دقیق و نظاممند است. بر همین اساس، سه رکن اساسی برای بهرهگیری مطلوب از درس خارج مورد تأکید قرار میگیرد: تحقیق در منابع، نقد و اظهار نظر، و تقریرنویسی دقیق. این ارکان نهتنها مسیر رشد علمی را برای طالب علم هموار میسازد، بلکه زمینه تربیت پژوهشگران و فقیهان برجسته را فراهم میکند.
۱. رکن اول: تحقیق در منابع
اولین رکن اساسی درس خارج، تحقیق گسترده و عمیق در منابع است. معنای درس خارج نیز همین است؛ یعنی خروج از چارچوب یک متن مشخص و حرکت در میان منابع متعدد فقهی و اصولی.
در درس سطح، محور، یک کتاب خاص است که طلبه آن را میآموزد؛ اما در درس خارج، استاد تحقیقات و مباحث ابداعی را مطرح میکند و طلبه باید پس از شنیدن آن، با رجوع گسترده به منابع، تحقیق را تکمیل کند. درس خارج بدون تتبع منظم و متعدد در کتب، به درس سطح تنزل پیدا میکند. طلبه باید پس از چند سال درس خارج با منابع مختلف اصولی و فقهی رفاقت علمی پیدا کند؛ مقایسه اقوال، تتبع در منابع، بررسی مستندات مطالب، جزو متن درس خارج است نه حاشیه آن.
رکن دوم: نقد، اظهار نظر و قضاوت علمی
رکن دوم، نقد و اظهارنظر دائمی نسبت به اقوال، ادله و مبانی است؛ طلبه باید دائماً این سؤال را از خود بپرسد «این ادعا را میپذیرم یا نمیپذیرم؟ دلیل پذیرش یا ردّ چیست؟».
طلبه باید فعالانه ارزیابی کند: آیا ادلّه استاد تمام است؟آیا اشکالی وجود دارد؟آیا مبنای دیگری قابل طرح است؟ حتی هنگام مطالعه اقوال دیگران نیز همین روحیه باید حاکم باشد؛ نگاه او نباید فقط ناظر به «نقل» باشد، بلکه باید ناظر به «تحلیل و قضاوت» باشد.
این فرآیند موجب تقویت مهارتهایی چون استدلالورزی، سنجش ادعاها و تربیت ذهن نقاد و تحلیلگر میشود و به تدریج ذهن را تربیت میکند. این مهارت، اساس شکلگیری شخصیت علمی یک فقیه است. قضاوت نکردن یعنی تعطیلی بخشی از فرآیند اجتهاد.
رکن سوم: تقریرنویسی دقیق و منقّح
سومین رکن، تقریرنویسی علمی، دقیق و منظم است؛ نه صرفاً یادداشتبرداری یا خلاصهنویسی.
تاریخ فقه و اصول، سرشار از آثار ارزشمندی است که در حقیقت تقریرات شاگردان برجسته از درس استادان بزرگ بوده است.مثل فوائد الأصول که تقریرات مرحوم کاظمی از درس مرحوم نائینی است یا بحوث فی علم الأصول که تقریرات مرحوم آقای شاهرودی از درس شهید صدر است و ....
تقریر دقیق، علاوه بر حفظ میراث علمی، قدرت جمعبندی، تحلیل و بیان علمی را در طالب تقویت میکند و او را به سمت استقلال فکری سوق میدهد.
اوصاف تقریر صحیح:
1. جامعیت: تقریر باید تمام اقوال، ادله، تحلیلها، اشکالات و مختار استاد را روشن بیان کند.
2. نظم و انسجام: تقریر باید بهصورت موضوعبندی شده و با ساختار منطقی نوشته شود.
3. درج قضاوت شخصی: طلبه باید پس از بیان تحلیل استاد، موضع خود را نیز مشخص کند؛حتی اگر قضاوتی ندارد، بنویسد: «در این بخش قضاوتی ندارم»؛ این کار برای تربیت ذهن در قضاوت علمی ضروری است.
4. مستندسازی دقیق: ذکر منابع، جلد، صفحه، و حتی آوردن متن عربی مناسب و گاه لازم است و پس از آن انطباق مستند با مطلب استاد را بررسی شود.
جمع بندی
تحقیق عمیق، نقد و اظهار نظر علمی، و تقریرنویسی دقیق، سه رکن اساسی بهرهگیری از درس خارجاند. اهتمام به این ارکان، زمینهساز ارتقای فهم، شکلگیری تفکر مستقل، و تربیت محققانی است که بتوانند در آینده بر غنای فقه و اصول بیفزایند. بیتوجهی به این ارکان، درس خارج را به سطحی از یادداشتبرداری و نقل قول کاهش میدهد و هدف اجتهادی آن را مخدوش میسازد.