1405/03/18
بسم الله الرحمن الرحیم
حجیّت و عدم حجیّت خبر واحد «26»/طرق موصله /مقصد ششم: حجج و امارات
موضوع: مقصد ششم: حجج و امارات/طرق موصله /حجیّت و عدم حجیّت خبر واحد «26»
و منها: آية الأُذن: «وَمِنهُم الّذينَ يُؤذُونَ النَبِيَّ وَيَقُولونَ هُوَ اذُنٌ قُل أُذُنُ خَيرٍ لَكُم يُؤمِنُ باللَّه ويُؤمِنُ لِلمؤمنينَ». فإنّه -تبارك وتعالى- مَدَحَ نبيَّه بأنّه يصدِّق المؤمنين، وقَرنَه بتصديقه -تعالى-.
وفيه أوّلا: أنّه إنّما مدحَه بأنّه أُذُن، وهو سريع القطع، لا الآخذُ بقول الغير تعبّداً.
وثانياً: أ نّه إنّما المراد بتصديقه المؤمنين هو ترتيب خصوص الآثار الّتي تنفعهم ولا تضرّ غيرَهم، لا التصديق بترتيب جميع الآثار، كما هو المطلوب في باب حجّيّة الخبر.
ويظهر ذلك من تصديقه صلى الله عليه و آله للنّمام بأ نّه ما نمّه، وتصديقه للَّه- تعالى- بأ نّه نمّه، كما هو المراد من التصديق في قوله عليه السلام: «فصدِّقه وكذِّبهم» حيث قال- على ما في الخبر-: «يا محمَّد، كذِّب سمعَك وبصرَك عن أخيك، فإن شهدَ عِندك خمسون قسامة أ نّه قال قولًا، وقال: لم أقله، فصدّقه وكذّبهم»، فيكون مراده تصديقَه بما ينفعه ولا يضرّهم، وتكذيبَهم في ما يضرّه ولا ينفعهم، وإلّا فكيف يحكم بتصديق الواحد وتكذيب خمسين؟
وهكذا المراد بتصديق المؤمنين في قصّة إسماعيل، فتأمّل جيّداً.
استدلال به آیهٔ اذن
قوله: «منها آیة الأذن...».
یکی دیگر از آیاتی که اصولیّون برای اثبات حجیّت خبر واحد مورد استناد قرار دادهاند، آیهٔ ۶۱ سورهٔ توبه ﴿وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾[1] میباشد که به آیهٔ اذن و آیهٔ تصدیق معروف است.
تقریب استدلال به این آیه بر حجیّت خبر واحد عادل این است که آیهٔ مذکور در مورد منافقی است که پشت سر پیامبر نمامی و سخنچینی کرده بود. جبرییل به رسول خدا خبر داد، پیامبر آن شخص را احضار کردند و از او سوال کردند تو نمامی کردی؟ او گفت نه من این کار را نکردم، پیامبر هم قبول کرد. آن نمام پیش منافقین رفت و گفت هر چه به او میگویی قبول میکند! گفت نمامی کردی گفتم نه و قبول کرد و هر کسی هر چه بگوید قبول میکند لذا این آیهٔ شریفه نازل شد و شاهد در این آیه آن است که خداوند متعال این عمل رسول خدا؟صل؟ یعنی تصدیق مؤمنین را مدح کرده و فرموده است: ﴿یؤمن بالله و یؤمن بالمؤمنین﴾ لذا اگر مؤمنی آمد خبر داد ما باید تصدیقش کنیم و تصدیق آنها مستلزم پذیرش خبر آنها میباشد، چون تصدیق آنها بدون پذیرش خبر آنها معنا ندارد و این به معنای حجیّت خبر مؤمنین است، خواه از خبر آنها برای ما علم حاصل شود و خواه علم حاصل نشود و این به معنای حجیّت خبر واحد عادل میباشد.
قوله: «و فیه...».
استدلال به آیهٔ اذن بر حجیّت خبر واحد عادل نیز از جهات مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. مصنّف در ما نحن فیه به بیان دو ایراد میپردازند. البته این ایردات در فرائد الأصول، ج۱، ص۲۹۲ تا ۲۹۵ به صورت مفصّل بیان شده است.[2]
ایراد اول این است که در آیهٔ مذکور اذن بودن و سریع القطع بودن رسول خدا؟ص؟ به جهت ابراز اعتماد به مؤمنین و عدم اتهام آنها مورد مدح خداوند متعال قرار گرفته و این ربطی به پذیرش قول و خبر آنها به صورت تعبّدی ندارد تا دلیلی بر حجیّت خبر واحد عادل باشد.
ایراد دوم این است که تصدیق در آیات و روایات به دو معنا استعمال شده است. یک معنا این است که هر چه مؤمنین به پیامبر خبر میدهند ایشان میپذیرد و به آن ترتیب اثر میدهد؛ اگر این معنا مراد باشد، آیه شریفه دلالت بر حجیّت خبر واحد عادل دارد.
معنای دوم این است که اگر کسی خبر بیاورد تکذیبش نمیکنند و شخص گمان میکند پیامبر قبول کرده است ولی ترتیب اثر نداده و بر ضرر شخصی کاری انجام نمیدادند کما این که در روایات وارد شد، اگر پنجاه نفر شهادت دهند که فلانی بر ضرر تو فلان حرف را زده ولی خودش میگوید، نگفتم، او را تصدیق کن و آنها را تکذیب کن، چون قطعاً مراد امام؟ع؟ این است که حرف آنها را نپذیر و بر ضرر آن شخص کاری انجام نده. همچنین در داستان اسماعیل فرزند امام صادق؟ع؟ که علّامه مجلسی؟ره؟ در بحار الانوار، ج۴ ص۲۶۷ نقل کرده است، تصدیق به همین معنا میباشد. توضیح روایت این است که اسماعیل فرزند بزرگ امام صادق؟ع؟ مقداری پول داشت، اطّلاع پیدا کرد که مردی قریشی از اهل مدینه عازم سفر به کشور یمن است، خواست مقداری پول به او بدهد تا اجناسی برایش خریداری کند، با پدرش امام صادق؟ع؟ مشورت کرد حضرت فرمودند آیا او شرابخوار است؟ گفت: مردم میگویند اما از کجا که حرف مردم درست باشد!
حضرت فرمودند: صلاح نیست به او پول بدهی، اما اسماعیل تمام پول را به آن مرد داد تا برایش از یمن جنس بخرد.
مردم قریشی به مسافرت رفت و تمام پول او را از بین برد. ایّام حجّ اسماعیل و امام صادق؟ع؟ هر دو به حجّ رفتند، اسماعیل در طواف بود که حضرت متوجّه شدند که پیوسته از خدا مسألت میکند در مقابل از دست دادن پولها به عوض بدهد. امام صادق؟ع؟ از وسط جمعیّت خود را به اسماعیل رسانیدند و با دست بر شانه او زدند و گفتند: فرزندم، بی جهت از خدا چیزی مخواه تو بر خدا حقّی نداری، نباید به آن شخص اعتماد میکردی.
اسماعیل گفت: مردم میگفتند او شراب میخورد من که ندیده بودم، امام؟ع؟ فرمودند گفتار مؤمنین را به راستی تلقّی کنید و بر شرابخوار اعتماد نکنید.
در هر صورت اگر این معنا مراد باشد، آیهٔ شریفه دلالت بر حجیّت خبر واحد عادل ندارد، بلکه مربوط به حمل فعل مؤمن بر صحّت است.
قطعاً تصدیق در آیهٔ مذکور به معنای اول نمیباشد، چون مثلاً اگر کسی میگفت فلانی شراب خورده است، رسول خدا ترتیب اثر نمیدادند و بر او حدّ جاری نمیکردند لذا این آیه هیچ ربطی به مسأله حجیّت خبر واحد عادل ندارد و نهایتاً مربوط به حمل فعل مومن بر صحّت و سعی و تلاش در جهت ایجاد اعتماد عمومی در جامعه میباشد.