1405/02/30
بسم الله الرحمن الرحیم
حجیّت و عدم حجیّت خبر واحد «15»/طرق موصله /مقصد ششم: حجج و امارات
موضوع: مقصد ششم: حجج و امارات/طرق موصله /حجیّت و عدم حجیّت خبر واحد «15»
ولكنّه(ولکنّ الاستدلال) يشكل: بأنّه(ضمیر شأن) ليس لها(للقضیّة الشرطیّة) هاهنا(في الآیة النبأ) مفهوم، ولو سلّم أنّ أمثالها(أمثال القضیّة الشرطیّة) ظاهرة في المفهوم؛ لأنّ التعليل بإصابة القوم بالجهالة -المشتركَ بين المفهوم و المنطوق- يكون قرينةً على أنّه(ضمیر شأن) ليس لها(للآیة النبأ) مفهوم.
و لا يخفى: أنّ الإشكال إنّما يبتني على كون الجهالة بمعنى عدم العلم، مع أنّ دعوى أنّها(أنّ الجهالة) بمعنى السفاهة، وفعلِ ما لا ينبغي صدوره عن العاقل، غيرُ بعيدة.
نقد استدلال به آیهٔ نبأ
استدلال به آیهٔ نبأ بر حجیّت خبر واحد عادل از جهات مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفته است که مصنّف به ذکر سه ایراد مهم و پاسخ از آنها میپردازند.
قوله: «ولکنّه یشکل...».
ایراد این است که اگر هم پذیرفته شود جملات شرطیّه دلالت بر مفهوم دارند، قضیّهٔ شرطیّهٔ مذکور در آیهٔ نبأ یعنی ﴿إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا﴾[1] مانع داشته و دلالت بر مفهوم ندارد زیرا علّت مذکور در این آیه برای وجوب تبیّن، یعنی ﴿أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا لَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ﴾ [2] اختصاص به خبر واحد فاسق (منطوق) نداشته و در خبر واحد عادل (مفهوم) نیز جاری میگردد لذا به مقتضای قاعدهٔ «العلّة یعمّم و یخصّص»، موجب تعمیم حکم وجوب تبیّن به خبر واحد عادل شده و منطوق آیه شریفه دلالت بر وجوب تبیّن نسبت به مطلق خبر خواهد داشت، چه خبر فاسق باشد و چه خبر عادل، در نتیجه مفهوم آیهٔ شریفه دلالت بر عدم وجوب تبیّن نسبت به خبر واحد عادل نخواهد داشت.
قوله: «و لا یخفی...».
مصنّف در پاسخ میفرمایند: مانعیّت تعلیل مذکور از دلالت آیهٔ نبأ بر مفهوم و اثبات حجیّت خبر واحد عادل تنها در صورتی است که مقصود از جهالت در این تعلیل، عدم علم باشد که هم شامل خبر واحد فاسق میشود و هم شامل خبر واحد عادل، اما اگر مقصود از جهالت، سفاهت و عمل غیر عقلایی باشد که بعید نیست، در این صورت مانعی از دلالت آیهٔ شریفه بر حجیّت خبر واحد عادل وجود ندارد، زیرا سفیهانه بودن عمل به خبر واحد، مختصّ به عمل به خبر واحد فاسق بدون تبیّن از صحّت آن بوده و عمل به خبر واحد عادل بدون تبیّن از صحّت آن، سفیهانه نیست تا تعلیل مذکور، مانع از دلالت آیهٔ نبأ بر حجیّت خبر واحد عادل و عدم وجوب تبیّن از آن گردد.
فائدة: محقّق نائینی؟ره؟ نیز احتمال مذکور را مطرح نموده و در صدد تقویت آن بر آمده است. ایشان میفرمایند:
أنّ اشتراك العلة فرع أن يكون المراد بالجهالة في الآية عدم العلم و للمنع عنه مجال واسع (بل) الظاهر أنّ المراد منها السفاهة و فعل ما لا يصدر من العقلاء فإن التعليل لا بد و ان يكون بأمر ارتكازي لا تعبدي و حيث أنّ العمل باخبار العادل و ترتيب الأثر على قوله مما جرت عليه بناء العقلاء فلا يعمه العلة المذكورة فیها فلا يكون مانع عن ظهورها في المفهوم... .[3]
خلاصه آن که چون از طرفی علّت ظهور در یک امر ارتکازی و نهفتهٔ در اذهان عقلا دارد نه یک امر تعبّدی و از طرفی هم عمل به خبر واحد عادل امر غیر عقلایی نبوده و بلکه سیرهٔ جاری در بین عقلا است، مراد از جهالت در تعلیل مذکور سفاهت است که اختصاص دارد به عمل به خبر واحد فاسق بدون تبیّن از صحّت آن، نه عدم علم که شامل خبر واحد عادل نیز میشود.