« فهرست دروس
درس کفایة الاصول استاد حمیدرضا آلوستانی
کفایه

1405/01/29

بسم الله الرحمن الرحیم

حجیّت و عدم حجیّت اجماع منقول «11»/طرق موصله /مقصد ششم: حجج و امارات

 

موضوع: مقصد ششم: حجج و امارات/طرق موصله /حجیّت و عدم حجیّت اجماع منقول «11»

 

فتلخّص بما ذكرنا: أنّ الإجماع المنقول بخبر الواحد من جهة حكايته رأيَ الإمام؟ع؟ -بالتضمّن أو الالتزام- كخبر الواحد في الاعتبار -إذا كان مَن نُقل إليه ممّن يرى الملازمة بين رأيه؟ع؟ و ما نقله من الأقوال بنحو الجملة و الإجمال- و تعمّه أدلّة اعتباره، و ينقسم بأقسامه، و يشاركه(یشارك الإجماع المنقول بخبر الواحد) في أحكامه(أحکام خبر الواحد)، و إلّا(و إن لم یری الملازمة) لم يكن مثله(مثل خبر الواحد) في الاعتبار من جهة الحكاية.

و أمّا من جهة نقل السبب فهو -في الاعتبار- بالنسبة إلى مقدارٍ من الأقوال الّتي نقلت إليه على الإجمال بألفاظ نقلِ الإجماع مثل ما إذا نقلت على التفصيل، فلو ضُمّ إليه -ممّا حصّله، أو نُقِل له من أقوال السائرين‌ أو سائر الأمارات- مقدارٌ كان المجموع منه و ما نُقل -بلفظ الإجمابمقدار السبب التامّ كان المجموع كالمحصّل، و يكون حاله كما إذا كان كلّه منقولاً.

و لا تفاوت في اعتبار الخبر بين ما إذا كان المخبَر به تمامَه، أو ما له دخل فيه و به قوامه، كما يشهد به(عدم التفاوت) حجّيّته بلا ريب في تعيين حال السائل، و خصوصيّةِ القضيّة الواقعة المسؤول عنها، و غير ذلك ممّا له دخل في تعيين مرامه؟ع؟ من كلامه.

خلاصهٔ بحث

قوله: «فتلخّص بما ذكرنا...».

مصنّف در پایان مطلب دوم خلاصه‌ای از صور مذکور را با لحاظ نقل مسبّب یا نقل سبب ذکر می‌نمایند.

ایشان می‌فرمایند اجماع منقول به لحاظ نقل مسبّب یعنی رأی و نظر امام معصوم؟ع؟ اگر به صورت ضمنی یا التزامی (حسّی) دلالت بر قول امام معصوم؟ع؟ داشته باشد و بین تحصیل‌کنندهٔ اجماع و منقول إلیه در وجه کاشفیّت توافق وجود داشته باشد، ادلّهٔ حجیّت خبر واحد شامل آن می‌شود و در نتیجه چنین اجماع منقولی از حجیّت و اعتبار برخوردار می‌باشد و آثار و احکام اخبار واحد و همچنین تقسیمات خبر واحد نیز در مورد آن جاری می‌شود ولی اگر بین ناقل اجماع و منقول إلیه در وجه کاشفیّت به صورت تضمّنی یا التزامی توافق نباشد بلکه به صورت حدسی دلالت بر رأی و نظر امام؟ع؟ داشته باشد از حجیّت و اعتبار برخوردار نمی‌باشد.

و اما اجماع منقول به لحاظ سبب یعنی اتّفاق نظر علما و فقها؛ اگر سبب مذکور در کاشفیّت از قول امام؟ع؟ تامّ باشد، قطعاً داخل در ادلّهٔ حجیّت خبر واحد می‌شود ولی اگر تامّ نباشد، در این صورت اگر قرائن دیگر در جهت تمامیّت آن سبب ضمیمه شوند، مثلاً ما هم مقداری دیگر از اقوال فقها را تحصیل کردیم و به آن اجماع منقول که سببیّت تامّ نداشت، ضمیمه کردیم، از حجیّت و اعتبار برخوردار می‌شود، زیرا ادلّهٔ حجیّت خبر واحد اختصاصی به خبر واحدی ندارند که در دلالت بر حکم شرعی تامّ بوده و به صورت مستقیم و بدون ضمیمه دلالت بر حکم شرعی دارند، بلکه اگر به صورت جزء دلیل و به صورت واسطه هم در رسیدن به حکم شرعی کمک کند، ادلّهٔ حجیّت خبر واحد شامل آن می‌شود لذا اگر خبر واحدی وجود داشته باشد که در بین روات فرد مشترک بین ثقه و غیر ثقه وجود داشته باشد و راوی دیگری بگوید مراد از آن شخص مردّد، فرد ثقه می‌باشد خبر او از حجیّت و اعتبار برخوردار بوده و باعث حجیّت و اعتبار خبر مذکور می‌شود یا اگر حکم از امام؟ع؟در خبر واحد وارد شده باشد که مورد آن به صورت معیّن و مشخّص بیان نشده باشد ولی خبر واحد دیگری مورد آن را بیان کرده باشد، از حجیّت و اعتبار برخوردار می‌باشد.

بنابراین اگر سببی که تحصیل‌کنندهٔ اجماع نقل می‌کند در جهت کاشفیّت از قول امام؟ع؟ تمامیّت نداشته باشد و منقل‌إلیه هم نتواند امارات و قرائن دیگر در جهت تمامیّت آن ضمیمه کند، داخل در ادلّهٔ حجیّت خبر واحد نبوده و چنین اجماعی از حجیّت و اعتبار برخوردار نمی‌باشد.

 

logo