1405/01/17
بسم الله الرحمن الرحیم
حجیّت و عدم حجیّت اجماع منقول «4»/طرق موصله /مقصد ششم: حجج و امارات
موضوع: مقصد ششم: حجج و امارات/طرق موصله /حجیّت و عدم حجیّت اجماع منقول «4»
الأوّل: أنّ وجه اعتبار الإجماع هو القطع برأي الإمام؟ع؟.
و مستند القطع به(برأي الإمام) لحاكيه(لحاکي الإجماع) -على ما يظهر من كلماتهم- هو علمُه(علم الحاکي) بدخوله(دخول الإمام)؟ع؟ في المجمعين شخصاً، و(واو حالیه) لم يُعرف عيناً.
بیان مطلب اول: وجه حجّیّت اجماع
قوله: «الأول...».
قبل از ورود در اصل مطلب توجّه به یک نکته لازم است و آن این که بیان شد علمای عامّه اجماع را به عنوان دلیل مستقلّ و به صورت تعبّدی حجّت میدانند ولی علمای امامیّه آن را در فرض کاشفیّت آن از قول، فعل و تقریر معصوم؟ع؟ و به عنوان طریقی از طرق موصله و امارهای از امارات حجّت میدانند لذا باید بحث شود وجه کاشفیّت و طریقیّت آن چیست.
قبل از ورود در اصل بحث توجّه به یک نکته لازم است و آن این که بیان شد قائلین به حجّیّت اجماع منقول به خبر واحد وجه حجّیّت آن را حجّیّت خبر واحد میدانند، زیرا اجماع منقول، نوعی از خبر واحد است لذا در صورتی که عمومیّت یا اطلاق ادلّهٔ حجّیّت خبر واحد شامل آن شود، حجّیّت آن همچون حجّیّت سایر اخبار آحاد ثابت خواهد شد. بنابراین وجوهی که در ما نحن فیه برای حجّیّت و طریقیّت اجماع ذکر میشود نسبت به ناقل و تحصیلکنندهٔ اجماع است، نه نسبت به منقول إلیه لذا مصنّف در ابتدای این مطلب میفرمایند:
أنّ وجه اعتبار الإجماع هو القطع برأي الإمام؟ع؟ و مستند القطع به لحاكيه -على ما يظهر من كلماتهم... .
و شهید صدر؟ره؟ در مقام بیان مبانی مختلف در وجه حجّیّت اجماع میفرمایند:
هنالك أحد مسالك ثلاثة في وجه حجيّة الإجماع المحصَّل... .[1]
در هر صورت در وجه حجّیّت اجماع محصّل، رویکردهای مختلفی در میان علمای امامیّه مطرح شده است که بیان همهٔ آن وجوه و نقد و بررسی آنها از مجال بحث ما خارج میباشد. مصنّف در ما نحن فیه به چهار وجه اشاره مینمایند: اجماع دخولی، لطفی، حدسی و تشرّفی.
اجماع دخولی (حسّی)
اجماع دخولی این است که برای تحصیلکنندهٔ اجماع بعد از تحقیق و تفحّص، قطع و یقین حاصل میگردد که اگر چه امام؟ع؟ را نمیشناسد ولی در جمع مجمعین حاضر است لذا قولی که به عنوان نظریّهٔ مجمعین مطرح شده است، قول امام؟ع؟ نیز بوده و حجّیّت خواهد داشت.
مصنّف در مقام بیان این وجه میفرمایند:
مستند القطع به لحاكيه هو علمُه بدخوله؟ع؟ في المجمعين شخصاً، و لم يُعرف عيناً.
و در ادامه میفرمایند:
يظهر ممّن اعتذر عن وجود المخالف بأنّه معلوم النسب، أنّه استند في دعوى الإجماع إلى العلم بدخوله؟ع؟...، هذا مضافاً إلى تصريحاتهم بذلك، على ما يشهد به مراجعة كلماتهم.
یعنی هر کسی که بگوید وجود نظریّهٔ مخالف در فلان مورد ضرری نمیرساند، چون قائل به آن معلوم النسب است، کلامش ظهور در این دارد که مبنای او در وجه حجّیّت اجماع، دخولی است؛ مضاف بر این که بسیاری از علما به این وجه تصریح نمودهاند و با مراجعهٔ به کلمات آنها قائل بودن آنها به این وجه روشن میگردد.