1404/11/12
بسم الله الرحمن الرحیم
حجیّت قول لغوی «2»/طرق موصله /مقصد ششم: حجج و امارات
موضوع: مقصد ششم: حجج و امارات/طرق موصله /حجیّت قول لغوی «2»
لكنّ الظاهر أنّه(ضمیر شأن) معه(مع احتمال وجود القرینة) يُنبى على المعنى الّذي لولاها(لولا القرینة) كان اللفظ ظاهراً فيه(في المعنی) ابتداءً، لا أنّه(ضمیر شأن) يُبنى عليه(علی المعنی الّذي...) بعد البناء على عدمها(عدم القرینة)، كما لا يخفى، فافهم.
حالت دوم: در بعضی از موارد، قطع و یقین به ظهور یک لفظ در یک معنا پیدا نمیکنیم و این عدم احراز به خاطر احتمال وجود قرینه است؛ در این صورت اصل لفظیِ عدم قرینه جاری میگردد و در این جهت اختلافی وجود ندارد لذا مصنّف در این زمینه میفرمایند:
و إلّا، فإن كان لأجل احتمال وجود قرينة فلا خلاف في أنّ الأصل عدمها.
بنابراین در چنین موارد نیز ظهور اولیّه از حجّیّت و اعتبار برخوردار بوده و در این جهت اختلافی وجود ندارد. بله در یک زمینه اختلاف وجود دارد و آن این که آیا در چنین مواردی اصل عدم قرینه جاری میگردد و بعد از آن اصالة الظهور جاری میگردد و ظهور کلام از حجّیّت و اعتبار برخوردار میشود یا این که ابتدا اصالة الظهور جاری گردیده و بر اساس آن، اصل عدم قرینه حاکم میگردد؟
به عبارتی اختلاف در این است که آیا تمام اصول لفظیّه مثل اصالة العموم و اصالة الإطلاق از مصادیق اصل عدم قرینه بوده و بازگشت به آن میکنند یا از مصادیق اصالة الظهور بوده و بازگشت به آن دارند؟
بعضی مانند شیخ انصاری؟رح؟ قائل به نظریّهٔ اول میباشند ولی محقّق خراسانی؟رح؟ قائل به نظریّۀ دوم بوده و همۀ اصول لفظیّه را از مصادیق اصالة الظهور دانسته لذا در ما نحن فیه میفرمایند:
لكنّ الظاهر أنّه معه يُنبى على المعنى الّذي لولاها كان اللفظ ظاهراً فيه ابتداءً، لا أنّه يُبنى عليه بعد البناء على عدمها، كما لا يخفى، فافهم.
یعنی چون لفظ بدون قرینه، ظهور در یک معنایی دارد و تا زمانی که قرینه بر خلاف منعقد نشود مانعی برای ظهور کلام محقّق نمیشود، در فرض احتمال وجود قرینهای که به ما نرسیده، بنا بر ظهور کلام گذاشته میشود تا زمانی که قرینۀ بر خلاف اقامه گردد و چون فرضاً قرینهای وجود نداشته و نهایتاً احتمال آن وجود دارد، اصل عدم قرینه جاری خواهد شد و این ظهور اولیّه تثبیت گردیده و به عنوان مراد جدّی بر عهدۀ متکلّم قرار داده میشود.
فائدة: ثمرۀ بین دو نظریّۀ مذکور در اینجا ظاهر میشود که مطابق نظریّۀ اول یعنی مبنای شیخ انصاری؟رح؟، در مواردی که شکّ در قرینه وجود دارد و احتمال آن داده میشود، ابتدا باید از وجود و عدم وجود قرینه تفحّص شود و بعد از یأس از وجود آن، اصل عدم قرینه جاری گردیده و کلام حمل بر ظاهرش میشود؛ ولی مطابق نظریّۀ دوم یعنی مبنای مصنّف، نیازی به تفحّص نیست، بلکه لفظ حمل بر ظاهرش میشود، چون در این فرض با شنیدن کلام، عقلا اصالة الظهور را جاری کرده و منتظر اجرای اصل عدم قرینه نیستند که متفرّع بر تحقیق و تفحّص است.