1404/11/11
بسم الله الرحمن الرحیم
حجیّت قول لغوی «1»/طرق موصله /مقصد ششم: حجج و امارات
موضوع: مقصد ششم: حجج و امارات/طرق موصله /حجیّت قول لغوی «1»
قد عرفت حجّيّة ظهور الكلام في تعيين المرام: فإن أُحرز بالقطع و أنّ المفهوم منه(من الکلام) جزماً -بحسب متفاهم أهل العرف- هو(ضمیر فصل) ذا، فلا كلام.
همان طور که بیان شد، بحث گذشته یعنی بحث از حجّیّت و عدم حجّیّت ظواهر کتاب در واقع بحثی کبروی بود؛ به عبارتی بحث در مورد این بود که آیا ظهور عرفی آیات قرآن در معنایی، به تنهایی و به صورت مستقلّ و بدون تکیه بر بیان نبیّ مکرّم اسلام و اهل بیت؟عهم؟ از حجّیّت و اعتبار برخوردار هستند یا خیر؟
در گذشته به این نتیجه رسیدیم که ظهور عرفی آیات قرآن از حجّیّت و اعتبار برخوردار هستند. بنابراین مجتهد میتواند بعد از تحقیق و تفحّص از مخصّصات، مقیّدات و نواسخ و در صورت حصول یأس از وجود قرینه بر ارادهٔ خلاف ظاهر، در مقام استدلال و استنباط و صدور حکم شرعی به همان ظاهر قرآن اکتفا نماید؛ لذا مصنّف در ابتدای بحث در ما نحن فیه میفرمایند:
قد عرفت حجّيّة ظهور الكلام في تعيين المرام.
یعنی ظهور کلام متکلّم در تعیین مراد جدّی او از حجّیّت و اعتبار برخوردار میباشد.
بحث در ما نحن فیه در واقع بحثی صغروی و در جهت تشخیص ظهور کلام است. به عبارتی محلّ نزاع به صورت اجمالی این است که ما از چه راهی تشخیص بدهیم که آیا لفظی دارای ظهور است و ظهور آن چه میباشد یا دارای ظهور نیست؟
توضیح مطلب این است که دلالت و عدم دلالت یک لفظ بر یک معنا و به تعبیری ظهور و عدم ظهور یک لفظ در یک معنا از چهار حالت خارج نمیباشد:
حالت اول: در بعضی از موارد، به خاطر علم به لغت و دانستن مستعملٌفیه لفظ در عرف و از باب تطابق بین مراد جدّی با مراد استعمالی یا به خاطر وجود قرینه نسبت به ظهور یک لفظ در یک معنا قطع و یقین پیدا میکنیم؛ حکم این قسم روشن بوده و بحثی در آن وجود ندارد لذا مصنّف میفرمایند:
فإن أُحرز بالقطع و أنّ المفهوم منه جزماً -بحسب متفاهم أهل العرف- هو ذا، فلاكلام.