« فهرست دروس
درس کفایة الاصول استاد حمیدرضا آلوستانی
کفایه

1404/11/07

بسم الله الرحمن الرحیم

ظنّ خاصّ «13»/طرق موصله /مقصد ششم: حجج و امارات

 

موضوع: مقصد ششم: حجج و امارات/طرق موصله /ظنّ خاصّ «13»

 

نعم لو كان الخلل المحتمل فيه(في الآیة، متعلّق به المحتمل) أو في غيره بما(متعلّق به الخلل) اتّصل به لَأخلّ بحجّيّته(حجّیة الظهور)؛ لعدم انعقاد ظهور له(للکلام) حينئذٍ و إن انعقد له الظهور لولا اتّصاله.

مصنّف در پایان به ذکر یک نکته می‌پردازند و آن این که قرینه بر دو قسم می‌باشد؛ قرینهٔ متّصله و قرینهٔ منفصله؛ اگر قرینه از نوع اول و متّصله باشد، مانع از انعقاد ظهور می‌شود ولی اگر از نوع دوم و منفصله باشد، مانع از اعتبار و حجّیّت ظهور می‌شود بعد از این که ظهوری برای کلام منعقد شده است لذا اگر آن اخلال و خللی که در اثر علم اجمالی احتمال آن داده می‌شود به نحو قرینهٔ متّصله باشد بیان مذکور صحیح بوده و قابل طرح می‌باشد، چون نمی‌گذارد برای آیهٔ شریفه ظهوری منعقد شود، به عبارتی اگر به آیه‌ای برخورد کردیم که در آن آیه احتمال دادیم یک قرینهٔ متّصله‌ای بوده که بر اثر تحریف اسقاط شده است، ظهوری برای آن منعقد نمی‌شود، اما اگر به نحو قرینهٔ منفصله باشد مانع از انعقاد ظهور نمی‌گردد، بلکه ظهور منعقد خواهد شد و در صورت دست یافتن به آن قرینهٔ محتمله، از حجّیّت و اعتبار ساقط می‌گردد.

فائدة: بحث از تحریف قرآن مانند تعریف تحریف، اقسام آن، شبهات و روایات دالّ بر تحریف و پاسخ از آنها نیازمند بحث مفصّلی است که از مجال بحث ما در ما نحن فیه خارج می‌باشد. برای مطالعهٔ بیشتر می‌توانید به «البیان في تفسیر القرآن» از محقّق خویی؟رح؟ مراجعه کنید که ایشان به صورت تفصیلی به این مسأله پرداخته‌اند؛[1] ولکن در هر صورت اگر کسی اطلاعات کمی نسبت به شرایط نزول قرآن، اهتمام اصحاب رسول خدا؟ص؟ و عامّهٔ مردم نسبت به حفظ کردن آیات قرآن داشته باشد، تحریف قرآن به نقصان یا تصحیف را مانند تحریف قرآن به زیادت باطل دانسته و ممنوع می‌داند لذا مرحوم محقّق خویی در کتاب مذکور می‌فرمایند:

المعروف بين المسلمين عدم وقوع التحريف في القرآن و أنّ الموجود بأيدينا هو جميع القرآن المُنزَّل على النبي الاعظم؟ص؟ و قد صرّح بذلك كثير من الأعلام.

منهم رئيس المحدّثين الصدوق محمد بن بابويه و قد عدّ القول بعدم التحريف من معتقدات الأماميّة و منه شيخ الطائفة أبو جعفر محمد بن الحسن الطوسي و صرّح بذلك في أوّل تفسيره التبيان و نقل القول بذلك أيضاً عن شيخه علم الهدى السيّد المرتضى و استدلاله على ذلك بأتمّ دليل و منهم المفسّر الشهير الطبرسي في مقدمة تفسيره مجمع البيان و منهم شيخ الفقهاء الشيخ جعفر في بحث القرآن من كتابه كشف الغطاء و ادّعى الإجماع على ذلك و منهم العلّامة الجليل الشَهْشَهاني في بحث القرآن من كتابه العروة الوثقى و نسب القول بعدم التحريف إلى جمهور المجتهدين و منه المحدّث الشهير المولى محسن القاساني في كتابيه و منهم بطل العلم المجاهد الشيخ محمد جواد البلاغي في مقدّمة تفسيره آلاء الرحمن.

و قد نسب جماعة القول بعدم التحريف إلى كثير من الأعاظم، منهم شيخ المشايخ المفيد، و المتبحّر الجامع الشيخ البهائي و المحقّق القاضي نور الله و أضرابهم. و ممّن يظهر منه القول بعدم التحريف: كلّ من كتب في الإمامة من علماء الشيعة و ذكر فيه المَثالِبَ[2] و لم يتعرّض للتحريف، فلو كان هؤلاء قائلين بالتحريف لكان ذلك أولى بالذكر من إحراق[3] المصحف و غيره.

وجملة القول: أنّ المشهور بين علماء الشيعة و محقّقيهم بل المُتسالِم عليه بينهم هو القول بعدم التحريف. نعم ذهب جماعة من المحدّثين من الشيعة و جمع من علماء أهل السنّة إلى وقوع التحريف.[4]

خلاصه آن که اسناد قول به تحریف به نقصان یا تصحیف به علمای امامیّه صحیح نبوده و نهایتاً از کلام بعضی از محدّثین، قول به تحریف ظاهر می‌گردد که آن هم قابل توجیه و تأویل می‌باشد، مثلاً مراد از تحریف در عبارات آنها اختلاف قرائت است، نه تحریف به معنایی که مورد نزاع است؛ لذا محقّق خویی؟رح؟ نیز بعد از نقل روایات متعدّد که دالّ بر وقوع تحریف می‌باشند،می‌فرمایند:

أنّ أكثر هذه الروايات بل كثيرها ضعيفة السند و بعضها لا يحتمل صدقه في نفسه و قد صرّح جماعة من الأعلام بلزوم تأويل هذه الروايات أو لزوم طرحها.[5]

 


[2] یعنی: عیب‌ها.
[3] یعنی: سوزاندن.
logo