1404/11/04
بسم الله الرحمن الرحیم
ظنّ خاصّ «10»/طرق موصله /مقصد ششم: حجج و امارات
موضوع: مقصد ششم: حجج و امارات/طرق موصله /ظنّ خاصّ «10»
قوله: «مع أنّه لا محيص ...».
جواب سوم این است، بر فرض که ما قبول کنیم این روایاتی که نهی از تفسیر به رأی میکنند عمومیّت داشته و شامل حمل لفظ بر ظاهرش هم میشوند؛ یعنی گفته شود این روایاتی که میفرمایند تفسیر به رأی نکنید، هم شامل آنجایی که یک مجمل را مطابق رأی و نظر شخصی بر یکی از معانیاش حمل کنیم میشود و هم شامل جایی که یک ظاهری را بر معنای ظاهر خودش حمل کنیم، باز هم چارهای نداریم که عنوان تفسیر به رأی را فقط حمل کنیم بر این که یک عبارت یا آیهای را به نحو استحسانی و مطابق رأی و نظر شخصی حمل بر معنایی کنیم، یا مجملی را بر یکی از معانی خودش حمل کنیم زیرا در ما نحن فیه دو دسته روایات وجود دارد؛ یک دسته همین روایاتی است که نهی میکنند از تفسیر به رأی و دستۀ دوم روایات کثیری است که نبیّ مکرّم اسلام و ائمّۀ معصومین؟عهم؟ مردم را به قرآن ارجاع دادهاند، مثلاً به مردم امر کردند که در حلّ مشکل بین دو روایت متعارض، آن که موافق با قرآن است را بگیرند، یا آن شرطی که مخالف با قرآن است را کنار بگذارند. مشهورترین این روایات خبر ثقلین است که متّفق علیه بین طریقین میباشد و در آن روایت، پیامبر اسلام؟صل؟ دستور دادهاند که به قرآن تمسّک کنید و روشن است که تمسّک به قرآن به معنای روجوع به آن و عمل به آن میباشد.
جمع بین این دو دسته از روایات اقتضا میکند روایاتی که امر به رجوع به قرآن کرده را حمل کنیم بر ظواهر قرآن و روایاتی که از تفسیر به رأی نهی کرده را حمل کنیم بر آیاتی که ظهوری نداشته و اجمال دارند و ما بر اساس اعتبار و استحسان ظنّی، آن مجمل را بر یکی از معانی خودش حمل مینماییم، زیرا قطعاً مراد از روایاتی که امر به رجوع به قرآن کردهاند رجوع به نصوص قرآنی نمیباشد، چون آیاتی که مرجع در تعارض دو روایت قرار میگیرند یا موافق با شرطی از شروط یا مخالف با شرطی از شروط هستند، از جمله ظواهر هستند، نه نصوص قرآنی.
خلاصه آن که هیچ یک از ادلّۀ اخباریها به لحاظ صغروی مانع از انعقاد ظهور عرفی برای آیات قرآن مخصوصاً آیات محلّ بحث یعنی آیات الأحکام نمیشوند و همچنین به لحاظ کبروی مانع از حجّیّت و اعتبار آن ظهور عرفی نمیگردند لذا مجتهد میتواند بعد از تحقیق و تفحّص از مخصّصات، مقیّدات و نواسخ و در صورت حصول یأس از وجود قرینه بر ارادۀ خلاف ظاهر، در مقام استدلال و استنباط و صدور حکم شرعی به همان ظاهر قرآن اکتفا نماید مثلاً در آیۀ شریفهٔ ﴿أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ﴾ آن را حمل بر اطلاق نماید.