« فهرست دروس
درس کفایة الاصول استاد حمیدرضا آلوستانی
کفایه

1404/11/01

بسم الله الرحمن الرحیم

ظنّ خاصّ «9»/طرق موصله /مقصد ششم: حجج و امارات

 

موضوع: مقصد ششم: حجج و امارات/طرق موصله /ظنّ خاصّ «9»

 

و أمّا الثالثة: فللمنع عن كون الظاهر من المتشابه؛ فإنّ الظاهر(بدیهی است) کون المتشابه هو خصوص المجمل، و ليس(لیس الظاهر) بمتشابهٍ و مجمل.

و أمّا الرابعة: فلأنّ العلم إجمالاً بطروء إرادة خلاف الظاهر إنّما يوجب الإجمال في ما إذا لم ينحلّ بالظفر(دسترسی پیدا کردن) -في الروايات- بموارد إرادة خلاف الظاهر بمقدار المعلوم بالإجمال.

مع أنّ دعوى اختصاص أطرافه(أطراف العلم الإجمالي) بما إذا تفحّص عمّا يخالفه لظفر به، غير بعيدة، فتأمّل جيّداً.

و أمّا الخامسة: فبمنع كون حمل الظاهر على ظاهره من التفسير؛ فإنّه كشف القناع، و لا قناعَ(پوشش) للظاهر.

و لو سلّم فليس من التفسير بالرأي؛ إذ الظاهر أنّ المراد بالرأي هو الاعتبار الظنّيّ الّذي لا اعتبار به، و إنّما كان منه(من التفسیر بالرأي) حملُ اللفظ على خلاف ظاهره، لرجحانه(رجحان الحمل) بنظره(بنظر الحامل)، أو حملِ المجمل على محتمله بمجرّد مساعدة ذاك الاعتبار عليه، من دون السؤال عن الأوصياء. و في بعض الأخبار: «إنّما هلك الناس في المتشابه؛ لأنّهم لم يقفوا على معناه(معنی المتشابه)، و لم يعرفوا حقيقته(حقیقة المتشابه)، فوضعوا له(للمتشابه) تأويلاً من عند أنفسهم بآرائهم، و استغنوا بذلك(بآرائهم) عن مسألة الأوصياء فيعرّفونهم»، هذا.

نقد دلیل سوم

قوله: «و أمّا الثالثة: فللمنع...».

مصنّف در پاسخ از دلیل سوم اخباری‌ها -یعنی این که قطعاً یا احتمالاً متشابه شامل ظواهر می‌شود و قرآن ما را از تبعیّت متشابهات منع کرده است- می‌فرمایند متشابه را اشتباه معنا می‌کنید زیرا متشابه مرادف با مجمل است و لفظ «متشابه» ظهور در معنایی که قابل فهم باشد ندارد، در حالی که در ظواهر اجمال وجود نداشته و ظهور در معنایی دارند که عرف آن معنا را درک می‌کند؛ مثلاً آیۀ شریفۀ ﴿أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ﴾ ظهور در این دارد که خداوند متعال بیع را حلال قرار داده است لذا در این آیه و مانند آن اجمالی وجود ندارد تا این که از مصادیق متشابهات به حساب آمده و نهی از اتّباع متشابه شامل آن شود.

نقد دلیل چهارم

قوله: «و أمّا الرابعة: فلأنّ العلم...».

مصنّف از دلیل چهارم اخباری‌ها -یعنی این که ما علم اجمالی داریم تعدادی از تخصیصات، تقییدات و منسوخ‌ها در قرآن وجود دارد و این علم اجمالی، قرآن را بالعرض مجمل و متشابه کرده و جلوی حجّیّت ظهور عرفی آن را می‌گیرد- در مجموع دو جواب می‌دهند:

جواب اول این است، این علم اجمالی در صورتی مضرّ است که انحلالی در کار نباشد، در حالی که با فحص در روایات و به دست آوردن تخصیصات، تقییدات، نواسخ و منسوخات، علم اجمالی منحل می‌شود به علم تفصیلی نسبت به آیاتی که تقیید یا تخصیص در مورد آنها وارد شده و یا نسخ شده‌اند و طبعاً در مورد آیات دیگر نسبت به وجود تقیید یا تخصیص و یا ورود نسخ، شکّ بدوی وجود خواهد داشت که مانع از حجّیّت ظاهر آیه نمی‌شود.

جواب دوم این است، بعد از تفحّص در روایات و یافتن موارد خلاف ظاهر می‌توانیم ادّعا کنیم مصادیق خلاف ظاهر محدود به همین مواردی است که به آنها دسترسی پیدا کردیم و ادّعای عدم وجود خلاف ظاهر در آیات دیگر امری بعید نمی‌باشد.

نقد دلیل پنجم

قوله: « و أمّا الخامسة: فبمنع كون...».

مصنّف از دلیل پنجم اخباری‌ها -یعنی این که اگر شما ظاهر را حمل بر ظاهر کنید، تفسیر به رأی خواهد بود و تفسیر به رأی بر حسب روایات متعدّد، افتراء به خداوند متعال و حرام است- در مجموع سه جواب می‌دهند:

جواب اول این است، حمل ظاهر بر ظاهر، تفسیر نیست تا این که گفته شود از مصادیق تفسیر به رأی است؛ مثلاً این که گفته شود آیۀ شریفۀ ﴿أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ﴾، ظهور در اطلاق دارد، از مصادیق تفسیر نیست، چون تفسیر، عبارت از کشف القناع و برداشتن حجاب از لفظ است لذا چیزی که خودش ظاهر است و ما همان ظاهر را اظهار کرده و به آن استدلال می‌کنیم کشف القناع و تفسیر به حساب نمی‌آید.

قوله: «و لو سلّم فليس من التفسير...».

جواب دوم این است که بر فرض، حمل لفظ بر ظاهر از مصادیق تفسیر باشد، قطعاً تفسیر به رأی نیست، چون تفسیر به رأی یعنی تفسیری که مستند آن رأی شخصی و اعتبار عقلی انسان باشد بدون این که به روایات یا قواعد مسلّم استناد شده باشد، مانند این که شخصی آیه‌ای از آیات قرآن را بر اساس رأی و نظر شخصی، حمل بر خلاف ظاهر نماید و مانند این که شخصی آیه‌ای از آیات قرآن را که مجمل بوده و مشتمل بر دو یا چند احتمال می‌باشد، بر رأی و نظر شخصی خود حمل نماید بدون این که در صدد احراز مراد جدّی متکلّم برآید و بدون این که به روایات اهل بیت؟عهم؟ مراجعه نماید؛ لذا در بعضی از روایات وارد شده است که انسانها در عمل به متشابهات هلاک می‌شوند چون معنا و حقیقت آن آیات را درک نکرده و از پیش خود آن آیات را به تأویل برده و خود را بی‌نیاز از بیان صاحبان واقعی قرآن می‌دانند.

 

logo