« فهرست دروس
درس کفایة الاصول استاد حمیدرضا آلوستانی
کفایه

1404/10/28

بسم الله الرحمن الرحیم

ظنّ خاصّ «6»/طرق موصله /مقصد ششم: حجج و امارات

 

موضوع: مقصد ششم: حجج و امارات /طرق موصله /ظنّ خاصّ «6»

 

و لا فرق في ذلك(حجّیّة الظواهر) بين الكتاب المبين و أحاديث سيّد المرسلين و الأئمّة الطاهرين؟عهم؟ و إن ذهب بعض الأصحاب إلى عدم حجّيّة ظاهر الكتاب:

إمّا بدعوى: اختصاص فهم القرآن و معرفته بأهله و مَن خوطب به(بالقرآن)، كما يشهد به(بإختصاص فهم القرآن) ما ورد في ردع أبي حنيفة و قَتادة عن الفتوى‌ به(بالقرآن).

بیان نظریّهٔ اخباری‌ها

مصنّف می‌فرمایند بعضی از اصحاب ما که مراد ایشان مطابق بیان شارحین و ظاهر ادلّه در ادامه، برخی از اخباری‌ها هستند، بین ظواهر اخبار رسول خدا و اهل بیت؟عهم؟ و ظواهر آیات قرآن فرق گذاشته‌اند؛ به این صورت که ظواهر اخباری که از نبیّ مکرّم اسلام و اهل بیت؟عهم؟ به ما رسیده، از حجّیّت و اعتبار برخوردار بوده و مجتهد می‌تواند در مقام استدلال و استنباط به آنها استناد کند و بر اساس آنها حکم شرعی صادر نماید ولی ظواهر آیات قرآن و معنایی که از آنها در اذهان عرف حاضر می‌شود، به تنهایی و بدون تکیه بر بیان رسول الله و اهل بیت؟عهم؟ حجّت نبوده و قابل استناد در مقام صدور حکم شرعی نمی‌باشند.

محقّق خراسانی؟ره؟ می‌فرمایند همان طور که بیان شد، ظاهر کلام متکلّم از حجّیّت و اعتبار برخوردار بوده و در این جهت هیچ تفاوتی بین ظاهر کلمات نبیّ مکرّم اسلام و اهل بیت؟عهم؟ و ظاهر آیات قرآن وجود ندارد.

به عبارتی همان طور که بیان شد، دلیل حجّیّت ظواهر الفاظ سیرۀ عقلا بوده و آنها در این جهت هیچ تفاوتی بین ظواهر اخبار و ظواهر آیات قرآن نمی‌بینند.

بیان ادلّۀ اخباری‌ها

اخباری‌ها برای تفصیل مذکور و عدم حجّیّت ظواهر آیات قرآن در مجموع پنج دلیل ذکر کرده‌اند. سه دلیل آنها یعنی دلیل اول، دوم و چهارم همان طور که مصنّف در پایان ذکر ادلّه متذکّر می‌شوند راجع به منع صغری است؛ به این صورت که آنها می‌گویند ظواهر الفاظ از حجّیّت و اعتبار برخوردار هستند ولی آیات قرآن به تنهایی و بدون بیان مفسّران واقعی یعنی رسول خدا و اهل بیت؟عهم؟ ظهور در معنایی ندارند تا این که از حجّیّت و اعتبار برخوردار باشند. دو دلیل دیگر آنها یعنی دلیل سوم و پنجم مربوط به منع کبری است؛ به این صورت که آنها می‌گویند آیات قرآن به تنهایی و بدون نیاز به بیان مفسّران واقعی و با تکیه بر فهم عرفی، ظهور در معنایی دارند ولکن این ظهور از حجّیّت و اعتبار برخوردار نبوده و قابل استناد در مقام فتوا و صدور حکم شرعی نمی‌باشد.

دلیل اول اخباری‌ها که ناظر به منع صغرای بحث در ما نحن فیه می‌باشد این است که فهم و تفسیر قرآن مخصوص کسانی است که اهل آن هستند و مخاطبان واقعی نزول قرآن به شمار می‌روند؛ یعنی نبیّ مکرّم اسلام و اهل بیت؟عهم؟ که آگاه به معارف دین می‌باشند لذا ما حقّ برداشت و ظهورگیری از آیات قرآن نداریم.

قائلین به استدلال مذکور برای تأیید این ادّعا به روایاتی استناد کرده‌اند که در آنها، أبو حنیفه و قتاده از فتوا دادن بر اساس قرآن باز داشته شده‌اند؛ زیرا آنان بدون دست یافتن به مبانی لازم، قصد استنباط احکام شرعی را از قرآن داشته‌اند؛ مثلاً در روایتی امام صادق؟ع؟ از أبو حنیفه سؤال می‌کنند: «آیا تو فقیه اهل عراق هستی؟» او در جواب می‌گوید: «آری»، امام؟ع؟ از او سؤال می‌کنند: «مدرک فتوای تو چیست؟» او می‌گوید: «طبق قرآن فتوا می‌دهم»، امام؟ع؟ فرمودند: «مگر تو از قرآن چیزی می فهمی؟! آیا تو ناسخ و منسوخ قرآن را می‌فهمی؟! آیا تو محکم و متشابه قرآن را می‌فهمی؟! تو نمی‌توانی اینها را بفهمی» و بعد فرمودند: «ما ورثك من کتاب الله شیئاً»، یعنی تو هیچ چیز از قرآن را نمی‌توانی بفهمی، بعد در ادامهٔ روایت مذکور وارد شده است که حضرت فرمودند: «إنّما یعرف القرآن من خوطب به».

خلاصه آن که این روایت و مانند آن، ظهور در این دارند که فهم قرآن اختصاص به اهل آن یعنی نبیّ مکرّم اسلام و اهل بیت؟عهم؟ داشته و عموم مردم حقّ برداشت و ظهورگیری از آیات قرآن را ندارند.

 

logo