1404/10/20
بسم الله الرحمن الرحیم
ظنّ خاصّ «2»/طرق موصله /مقصد ششم: حجج و امارات
موضوع: مقصد ششم: حجج و امارات/طرق موصله /ظنّ خاصّ «2»
روشن است که بحث در ما نحن فیه در واقع بحثی کبروی است؛ به این صورت که اصل دلالت الفاظ قرآن بر معنایی پذیرفته شده است ولی بحث و نزاع در این است که آیا این معنا و ظهور عرفی، به تنهایی و به صورت مستقلّ و بدون تکیه بر بیان اهل بیت؟عهم؟ از حجّیّت و اعتبار برخوردار بوده و مجتهد میتواند تنها بر اساس ظاهر آیهٔ قرآن و فهم عرف حتّی اگر روایت معتبری در آن مسأله نباشد حکم شرعی صادر کند یا این که ظاهر قرآن و فهم عرف به تنهایی کافی نبوده و همیشه باید آن را با روایات معصومین؟عهم؟ سنجید و بدون وجود روایت از حجّیّت و اعتبار برخوردار نبوده و مجتهد نمیتواند بر اساس آن حکم شرعی صادر نماید؟
البته همان طور که مصنّف در ادامه بعد از بیان ادلّهٔ اخباریها بر عدم حجّیّت ظواهر کتاب متذکّر میشوند، مطابق بعضی از ادلّهٔ آنها محلّ نزاع در ما نحن فیه به صورت صغروی لحاظ شده است؛ به این صورت که اصل دلالت الفاظ قرآن بر معنایی را نمیپذیرند. به عبارتی میگویند: ظواهر کلمات حجّت است اما آیات قرآن بدون روایات اهل بیت؟عهم؟ و نبیّ مکرّم اسلام؟ص؟ ظهور در معنایی ندارند تا این که از حجّیّت و اعتبار برخوردار باشند.
فائدة: در ما نحن فیه توجّه به یک نکته لازم است و آن این که بیان مرحوم شیخ انصاری که نزاع در ما نحن فیه را صغروی میدانند[1] منافاتی با بیان ما ندارد، چون ایشان هم بحث و نزاع را در این میدانند که آیا ما بدون تکیه بر کلام اهل بیت؟عهم؟ حقّ برداشت و ظهورگیری از آیات قرآن در جهت استنباط احکام شرعی داریم یا خیر؟
به عبارتی محلّ بحث و نزاع در نظر ایشان نیز این است که آیا بشر به تنهایی و بدون تکیه بر بیان اهل بیت؟عهم؟ و نبیّ مکرّم اسلام؟ص؟ میتواند از آیات قرآن برداشتی داشته باشد که قابل استناد در مقام استنباط و صدور حکم شرعی باشد یا خیر؟ یا به تعبیری دیگر، آیا برداشت عرف از آیات قرآن بدون تکیه بر بیان مفسّران واقعی یعنی نبیّ مکرّم اسلام؟ص؟ و اهل بیت؟عهم؟ از حجّیّت و اعتبار در مقام استنباط و استخراج احکام شرعی برخوردار است یا خیر؟