« فهرست دروس
درس کفایة الاصول استاد حمیدرضا آلوستانی
کفایه

1404/08/17

بسم الله الرحمن الرحیم

قطع قطّاع «1»/طرق موصله /مقصد ششم: حجج و امارات

 

موضوع: مقصد ششم: حجج و امارات/طرق موصله /قطع قطّاع «1»

 

امر ششم: قطع قطّاع

واژه «قطّاع»، صیغه مبالغه از مادّه «قطع» مانند «قتّال» از مادّه «قتل» می‌باشد که در لغت به معنای کسی است که بسیار قطع پیدا می‌کند و پی‌در‌پی به یقین می‌رسد.

در اصطلاح علم اصول به شخصی گفته می‌شود که در امور و موضوعات مختلف، به سرعت و بدون دقّت لازم، به یقین و قطع می‌رسد، هر چند اسباب حصول آن غیر عقلایی و غیر متعارف باشد.

به عبارت دیگر شخصی کثیر القطع است، اما قطع‌های او معمولاً ناشی از مبادی غیر معتبر مثل حدس‌های سریع، تخیّلات یا اعتماد به اسبابی که عرف آنها را کافی برای یقین نمی‌داند، حاصل می‌شود.

از باب نمونه، شخصی که با دیدن خواب یا شنیدن صدای خاصّ، فوراً یقین می‌کند که حادثه‌ای رخ خواهد داد یا فقیهی که بدون بررسی سند و دلالت روایات، با حدس شخصی خود قطع به حکم شرعی پیدا می‌کند یا کسی که با احتمال ضعیف در امور اجتماعی یا سیاسی، فوراً به یقین می‌رسد.

بنابراین قطّاع در نقطه مقابلِ وسواسی قرار دارد، زیرا وسواسی دائماً شکّ دارد، اما قطّاع دائماً یقین دارد، حتّی در جاهایی که نباید یقین داشته باشد.

فائدة: در ما نحن فیه توجّه به دو نکته لازم است:

۱. بین قطّاع و سریع القطع تفاوت وجود دارد، زیرا همان طور که بیان شد مراد از قطّاع کسی است که بدون سبب متعارف و عقلایی، به سرعت و به صورت مکرّر یقین پیدا می‌کند، مثل شخصی که با شنیدن سخن یک نفر بی‌سند، فوراً یقین می‌کند که آن مطلب درست است، یا مجتهدی که با یک قرینه ضعیفه به حرمت یا وجوب فتوا می‌دهد ولی سریع القطع کسی است که به سبب قوّت ذهن و دقّت در تحلیل، زودتر از دیگران به نتیجه یقینی می‌رسد. یعنی سرعت در حصول قطع دارد، اما اسباب حصول یقین او متعارف و عقلایی است. به عبارتی منشأ یقین او صحیح است و فقط فرآیند آن سریع‌تر از دیگران واقع می‌شود؛ مانند شخص تیزهوشی که با اندک نشانه‌ای که عرفاً نیز دلیل کافی است، فوراً به واقع علم پیدا می‌کند یا مثل فقیهی که با مطالعه مختصر سند روایت، چون سابقه زیادی در رجال دارد، فوراً به وثاقت راوی قطع پیدا می‌کند.

خلاصه آن که هر دو در ظاهر کثرت حصول قطع دارند ولی از جهت کیفیّت و منشأ یقین تفاوت اساسی میان آنها وجود دارد.

در ما نحن فیه حجّیّت و عدم حجّیّت قطع قطّاع مورد بحث و اختلاف است؛ زیرا منشأ آن غیر متعارف بوده و ممکن است شارع آثار آن را امضا نکرده باشد ولی قطع سریع القطع بی‌اشکال حجّت بوده و اختلافی در حجّیّت آن وجود ندارد، چون منشأ آن امور متعارف است و نهایتاً زودتر از دیگران به قطع می‌رسد.

در بحث از قطع قطّاع در علم اصول فرض این است که قطع او واقعی و وجدانی است، نه ظنّ و گمان لذا بحث در حجّیّت نفس قطع است، نه در صدق عنوان علم و قطع بر آن.

به تعبیر دیگر موضوع بحث، «القطع الحاصل من الأسباب غیر المتعارفة» است؛ نه «ما لیس بقطع في نفسه».

تحریر محلّ بحث

از مجموع مطالب مذکور روشن می‌گردد که بحث در ما نحن فیه در مورد این است که آیا قطع حاصل برای شخص قطّاع همانند قطع شخص عا دی و حاصل از طرق متعارف، موجب تنجّز تکلیف و صحّت مؤاخذه است یا نه؟

به عبارت دیگر آیا در نظر عقل، میان قطعی که از راه متعارف حاصل می‌شود و قطعی که از راه غیر متعارف حاصل می‌گردد، تفاوتی از جهت آثار شرعی وجود دارد یا خیر؟

بنابراین نزاع در این نیست که آیا قطع قطّاع واقعاً قطع است یا خیر، چون فرض بحث این است که در نفس او یقین حاصل شده و در آن شکّ ندارد، بلکه بحث در این است که آیا آثار قطع مانند منجّزیّت و معذّریّت بر آن مترتّب می‌شود یا خیر؟

 

logo