« فهرست دروس
درس کفایة الاصول استاد حمیدرضا آلوستانی
کفایه

1403/10/30

بسم الله الرحمن الرحیم

تخصیص کتاب به خبر واحد «4»/فصل دوازدهم /مقصد چهارم: عامّ و خاصّ

 

موضوع: مقصد چهارم: عامّ و خاصّ/فصل دوازدهم /تخصیص کتاب به خبر واحد «4»

 

فصل

ألحقّ: جواز تخصيص الكتاب بخبر الواحد المعتبر[1] بالخصوص[2] ، كما جاز[3] بالكتاب، أو بالخبر المتواتر، أو المحفوف بالقرينة القطعيّة من خبر الواحد بلا[4] ارتياب؛ لما هو الواضح من سيرة الأصحاب على العمل بأخبار الآحاد في قبال عمومات الكتاب إلى زمن الأئمّة؟عهم؟.

و احتمال أن يكون ذلك[5] بواسطة القرينة واضح البطلان.

مع أنّه[6] لولاه[7] لزم إلغاء الخبر بالمرّة[8] أو ما بحكمه[9] ؛ ضرورةَ ندرة خبرٍ لم يكن على خلافه عمومُ الكتاب، لو سلّم وجود ما لم يكن كذلك[10] .

 

بیان نظریّه مصنّف

قوله: «ألحقّ: جواز تخصيص الكتاب بخبر الواحد المعتبر بالخصوص، كما جاز بالكتاب، أو بالخبر...».

مصنّف نیز مانند اکثر علمای امامیّه و عامّه، قائل به جواز تخصیص بوده و می‌فرماید: «ألحقّ: جواز تخصيص الكتاب بخبر الواحد المعتبر بالخصوص»؛ دلیل ایشان بر این نظریّه این است که اولاً سیره عملی اصحاب و تابعین در زمان اهل بیت؟عهم؟ تخصیص عمومات قرآن به واسطه خبر واحد بوده است و ردعی از جانب آنها وارد نشده است و این کاشف از رضایت آنها می‌باشد.

این استدلال در مطارح الأنظار وارد شده است[11] و بسیاری از علمای عامّه مانند زرکشی نیز نقل نموده‌اند.[12]

مرحوم شیخ می‌فرمایند:

«یمکن الاستدلال علی الجواز بالإجماع من الأصحاب علی العمل بأخبار الآحاد في قبال العامّ الکتابيّ و هذه سیرة مستمرّة إلی زمن الأئمّة؟عهم؟ بل و ذلك ممّا یقطع به في زمن الصحابة و التابعین فإنّهم کثیراً ما یتمسّکون بالأخبار في قبال العمومات الکتابیّة و لم ینکر ذلك علیهم...»[13] .

زرکشی می‌گوید:

«ولکنّ الصحیح الجواز، لإجماع الصحابة علیه في مسائل کنفي میراث القاتل بقوله: ﴿لا یرث القاتل﴾ مع قوله: ﴿يُوصِيكُمُ ٱللَّهُ﴾[14] و النهي عن الجمع بین المرأة و عمّتها مع قوله: ﴿وَ أُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَآءَ ذَٰلِكُم﴾[15] إلی غیر ذلك»[16] .

نکتة: این استدلال از جانب بسیاری از علمای عامّه مورد مناقشه قرار گرفته است مثلاً زرکشی در ادامه عبارت گذشته و شوکانی در ارشاد الفحول[17] در مقام نقد این استدلال می‌گویند محلّ نزاع در ما نحن فیه، خبر واحد غیر محفوف به قرائن و ظنّی الصدور است در حالی که امثله مذکور از مصادیق خبر واحد محفوف به قرائن می‌باشند، چون احکام موجود در این اخبار مورد اجماع و اتّفاق صحابه هستند و لذا این موارد از محلّ نزاع در ما نحن فیه خارج بوده و نمی‌توانند به عنوان مورد استدلال در ما نحن فیه قرار گیرند؛ محقّق خراسانی در مقام نقد این ایراد برآمده و می فرمایند: «و احتمال أن یکون ذلك بواسطة القرینة واضح البطلان» یعنی این که گفته شود عمل اصحاب به اخبار واحد مذکور از باب قرینه بوده است و از مصادیق خبر واحد محفوف به قرائن و قطعیّ الصدور به حساب می‌آیند، واضح البطلان است چون اگر چنین بود، قطعاً آن قرائن به دست ما می‌رسید، زیرا مواردی که آنها به خبر واحد عمل کرده‌اند و به واسطه آنها عامّ قرآنی را تخصیص زده‌اند، زیاد می‌باشند.

و ثانیاً: عدم جواز تخصیص کتاب به خبر واحد، مستلزم لغویّت ادلّه حجّیّت خبر واحد خواهد بود، زیرا کمتر خبر واحدی وجود دارد که با عمومات کتاب، مخالف نباشد.

 


[1] به واسطه این قید، خبر واحد غیر معتبر خارج می‌گردد.
[2] خروج باب انسداد.
[3] أي: جاز تخصیصُ الکتاب.
[4] متعلّق به «جواز».
[5] أي: سیرة الأصحاب.
[6] ضمیر شأن.
[7] أي: لولا جواز التخصیص.
[8] یعنی: به صورت کلّی.
[9] أي: ما بحکم الإلغاء.
[10] یعنی: وجود خبری که مخالف با قرآن نباشد.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo