« فهرست دروس

درس کفایة الاصول استاد حمیدرضا آلوستانی

کفایه

1402/09/13

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب چهاردهم: ملاک اضطرار رافع حرمت«6»/فصل دوم: اجتماع امر و نهی /مقصد دوم: نواهی

 

موضوع: مقصد دوم: نواهی/فصل دوم: اجتماع امر و نهی /مطلب چهاردهم: ملاک اضطرار رافع حرمت«6»

 

و من هنا ظهر حال شرب الخمر علاجا و تخلصا عن المهلكة و أنه إنما يكون مطلوبا على كل حال لو لم يكن الاضطرار إليه بسوء الاختيار و إلا فهو على ما هو عليه من الحرمة و إن كان العقل يلزمه[1] إرشادا إلى ما هو أهم و أولى بالرعاية من تركه؛ لكون الغرض فيه أعظم. فمن ترك الاقتحام فيما يؤدي إلى هلاك النفس أو شرب الخمر لئلا يقع في أشد المحذورين منهما فيصدق أنه تركهما[2] و لو بتركه ما لو فعله لأدى لا محالة إلى أحدهما كسائر[3] الأفعال التوليدية[4] حيث[5] يكون العمد إليها بالعمد إلى أسبابها و اختيار تركها بعدم العمد إلى الأسباب و هذا[6] يكفي في استحقاق العقاب على الشرب للعلاج و إن كان لازما عقلا للفرار عما هو أكثر عقوبة.

و لو سلّم عدم الصدق[7] إلا بنحو السالبة المنتفية بانتفاء الموضوع فهو[8] غير ضائر[9] بعد تمكنه من الترك و لو على نحو هذه السالبة و من الفعل

(و من هنا...):

مصنّف در ادامه، ذیل پاسخ دوم به مرحوم شیخ، حکم مذکور را در مسأله شرب خمر برای رهائی از مرض تطبیق می دهند به این صورت که:

اگر حصول مریضی به سوء اختیار نباشد و تنها راه علاج آن و نجات از هلاکت، شرب خمر باشد، این شرب خمر از عنوان حسن برخوردار بوده و مطلوب مولا می باشد لذا متّصف به وجوب شرعی می گردد ولی اگر حصول مریضی و احتیاج به شرب خمر در جهت علاج آن و نجات از هلاکت، به سوء اختیار مکلّف باشد، حرمت شرب خمر به جهت نهی سابق به حال خود باقی است و مکلّف به جهت شرب خمر استحقاق عقوبت پیدا می کند و نهایتا از باب دفع یکی از محذورین که از اهمیّت بیشتری برخوردار است مانند دفع هلاکت و حفظ جان، شرب خمر عقلا جایز و بلکه لازم می باشد.

بنابراین حکم به لزوم شرب خمر از باب حکم عقل و در جهت دفع محذور اهمّ است نه از باب حکم شرع و مأمور به بودن آن شرعا. لذا هیچ منافاتی با استحقاق عقوبت به جهت وجود ملاک نهی ندارد.

(لو سلّم...):

و ثالثا بر فرض که پذیرفته شود در ما نحن فیه با عدم ورود در زمین غصبی و عدم ایجاد مریضی، خروج از دار غصبی و ترک شرب خمر، صدق نمی کند و سالبه به انتفاء موضوع می باشد، در پاسخ گفته می شود: آنچه که در تعلّق تکلیف به مکلّف اعتبار دارد، قدرت او بر اتیان یک عمل و ترک آن می باشد و در ما نحن فیه همین مقدار که مکلّف قدرت بر عدم ایجاد مریضی و عدم ورود در زمین غصبی را دارد برای حکم به حرمت شرب خمر

بواسطة تمكنه مما هو من قبيل الموضوع[10] في هذه السالبة فيوقع نفسه بالاختيار في المهلكة أو يدخل الدار فيعالج بشرب الخمر و يتخلص بالخروج أو يختار ترك الدخول و الوقوع فيهما لئلا يحتاج إلى التخلص و العلاج.

و حکم به حرمت خروج از مکان غصبی که غصب جدید را به همراه دارد کفایت می کند و بعد از حکم به حرمت گفته می شود چون ورود مکلّف به زمین غصبی یا ایجاد مریضی به سوء اختیار بوده، اضطرار رافع حرمت سابق نبوده و شخص اگرچه عقلا ملزم به خوردن خمر در جهت حفظ جان خود و خروج از زمین غصبی در جهت رهائی از غصب، می باشد و لکن شرب خمر و خروج از زمین غصبی که مستلزم تصرّف در ملک غیر بدون اذن غیر می باشد، باعث استحقاق عقاب می گردد و وجهی برای رفع حرمت از آن مکلّف و دفع استحقاق عقاب از او وجود ندارد.

 


[1] أی شرب الخمر و کذا الضمیر فی قوله «من ترکه» و «الغرض فیه».
[2] یعنی شرب خمر و عملی که باعث هلاکت نفس می شود.
[3] به معنای جمیع.
[4] افعالی که معلول ها و مسبب هایی را در پی دارند.
[5] تعلیل «یصدق».
[6] این مقدار اختیار نسبت به اسباب.
[7] عدم صدق خروج و موضوع.
[8] أی عدم الصدق.
[9] در جهت اثبات حکم حرمت.
[10] یعنی ترک دخول.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo