« فهرست دروس

درس کفایة الاصول استاد حمیدرضا آلوستانی

کفایه

1402/07/09

بسم الله الرحمن الرحیم

مسأله مره و تکرار در نواهی«2»/فصل اول:مدلول نهی /مقصد دوم:نواهی

 

موضوع: مقصد دوم:نواهی/فصل اول:مدلول نهی /مسأله مره و تکرار در نواهی«2»

 

و من ذلك[1] يظهر أن الدوام و الاستمرار إنما يكون في النهي إذا كان متعلقه طبيعة مطلقة غير مقيدة بزمان أو حال فإنه حينئذ[2] لا يكاد يكون مثل هذه الطبيعة معدومة إلا بعدم جميع أفرادها الدفعية و التدريجية.

و بالجملة قضية النهي ليس إلا ترك تلك الطبيعة التي تكون متعلقة له كانت مقيدة أو مطلقة و قضية تركها عقلا إنما هو ترك جميع أفرادها.

ثم إنه لا دلالة للنهي على إرادة الترك لو خولف أو عدم إرادته بل لا بد في تعيين ذلك من دلالة و لو كان إطلاق المتعلق من هذه الجهة و لا يكفي إطلاقها من سائر الجهات فتدبر جيدا.

(و من ذلک...):

بیان شد که صیغه نهی به لحاظ دلالت لفظی و دلالت ظهوری، دلالت بر دوام و استمرار ندارد، بلکه اقتضای دوام و استمرار آن و اقتضای انعدام جمیع افراد، به حکم عقل (یا به قضاوت عرف) می باشد و نهی به لحاظ دلالت لفظی و ظهوری، دلالت بر طلب ترک طبیعت و عمل دارد؛ بنابراین اگر آن طلب، مطلق باشد و مقیّد به هیچ قیدی نباشد، اقتضای دوام و استمرار و اقتضای انعدام همه افراد دفعیه و تدریجیه را دارد لذا امتثال آن نهی محقّق نمی گردد مگر به ترک تمام افراد آن طبیعت ولی اگر آن طلب، مطلق نبوده و مقیّد به قیدی شده باشد مانند «لا تکرم زیدا یوم الجمعة»، اقتضای دوام و استمرار به صورت مطلق را ندارد تا اینکه اقتضای انعدام همه افراد دفعیه و تدریجیه را داشته باشد، بلکه دلالت بر طلب ترک آن عمل در همان زمان یا در همان مکان و یا در همان حالت را دارد.

(ثمّ...):

بحث در مورد این است که اگر شخصی با دستور مولا مخالفت نمود و منهی عنه را انجام داد؛ مثلا مولا دستور به ترک شرب خمر داد و فرمود: «لا تشرب الخمر» ولی مکلّفی با آن مخالفت نمود و شرب خمر انجام داد، آیا نهی مذکور در حقّ آن مکلّف به قوّت خود باقی است و او نیز در ادامه مانند مکلّفین دیگر مأمور به ترک شرب خمر می باشد یا اینکه تکلیف مذکور در حقّ او فعلیّت نداشته و بعد از فرض عصیان و مخالفت ساقط گردیده و برای مکلّف قرار دادن او نسبت به ترک شرب خمر نیازمند دلیل خارجی می باشیم و نهی مذکور برای اثبات تکلیف نسبت به ترک شرب خمر در حقّ او کفایت نمی کند؟

مصنّف می فرمایند: صیغه نهی من حیث هی و بنفسه هیچ اقتضایی در این جهت ندارد. یعنی نه دلالت بر این دارد که نهی مذکور در فرض عصیان و مخالفت با آن، در حقّ آن مکلّف، فعلیّت دارد و به قوّت خود باقی است و نه دلالت بر این دارد که نهی مذکور در فرض عصیان و مخالفت با آن، در حقّ آن مکلّف، فعلیّت نداشته و ساقط شده است، بلکه اثبات هر یک از این موارد نیازمند دلیل خارجی می باشد و لو اینکه آن دلیل خارجی اطلاق متعلّق نهی و عمل منهیّ عنه از این جهت باشد به این صورت که گفته شود جمله «لا تشرب الخمر» دلالت بر این دارد که عمل شرب خمر حرام است و ترک آن مطلوب مولا است خواه مخالفتی با آن صورت گرفته باشد و خواه مخالفتی صورت نگرفته باشد.

بنابراین اگر صیغه نهی به لحاظ متعلّق آن اطلاق داشته باشد و درصدد بیان از این جهت باشد، می توان با تمسّک به اطلاق آن، فعلیّت نهی را بعد از مخالفت و عصیان نیز در حقّ آن مکلّف عاصی ثابت نمود و إلّا باید دلیل خاصّی برای اثبات آن وجود داشته باشد و اگر دلیل خاصّی وجود نداشته باشد، صیغه نهی هیچ دلالتی بر بقاء نهی یا اسقاط آن ندارد و اطلاق صیغه نهی از جهات دیگر مانند اطلاق به لحاظ زمان یا مکان در مسأله ما نحن فیه فائده ای نداشته و نمی تواند دلالت بر این داشته باشد که نهی بعد از مخالفت و عصیان در حقّ این مکلّف به قوّت خود باقی است.

 


[1] از اینکه صیغه نهی وضعا یا ظهورا دلالت بر دوام و استمرار ندارد بلکه دوام و استمرار آن به حکم عقل می باشد.
[2] حین إذ کانت الطبیعة مطلقة.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo