« فهرست دروس

درس کفایة الاصول استاد حمیدرضا آلوستانی

کفایه

1401/09/01

بسم الله الرحمن الرحیم

بیان بحث و تحریر محل نزاع/مطلب پنجم تعبدیت و توصلیت /مقصد اولأوامر،فصل دوم صیغه امر

 

موضوع: مقصد اول:أوامر،فصل دوم صیغه امر/مطلب پنجم:تعبدیت و توصلیت /بیان بحث و تحریر محل نزاع

 

المبحث الخامس:أنّ إطلاق الصيغة هل يقتضي كون الوجوب توصليا فيجزي إتيانه مطلقا و لو بدون قصد القربة أو لا؟ فلا بد من الرجوع فيما شك في تعبّديّته و توصّليّته إلى الأصل.

(أنّ إطلاق ...): بیان بحث و تحریر محلّ نزاع

برای وصف تعبّدیّت و توصّلیّت چهار معنا ذکر شده است و مطابق هر یک از آن معانی، تحریر محلّ بحث متفاوت خواهد بود. مرحوم شهید صدر در این زمینه می فرمایند:

«و مصطلح التوصّلیّة یمکن أن یطلق علی معان عدیدة یقابل کلّ واحد منها معنی للتعبدیّة و فی ما یلی توضیح المعانی الّتی قد یراد من التوصّلیّة و التعبّدیّة:

1) التوصّلی بمعنی ما یسقط و لو بفعل الغیر و یقابله التعبّدی بمعنی لا یسقط إلّا بفعل الإنسان نفسه مباشرة؛

2) التوصّلی بمعنی ما یسقط و لو بالحصّة الصادرة عن المکلّف اضطرارا و الجاءً و یقابله التعبّدی بمعنی ما لا یسقط إلّا بإتیان المکلّف له طوعا و اختیاراً؛

3) التوصّلی بمعنی ما یسقط و لو بإتیانه ضمن فرد محرّم و فی قباله التعبّدی بمعنی ما لا یسقط إلّا بإتیانه ضمن فرد لا ینطبق علیه عنوان محرّم؛

4) التوصّلی بمعنی عدم احتیاجه إلی قصد القربة و سقوطه بالإتیان و لو لا بداع القربة. أمّا التعبّدی فهو ما یحتاج إلی قصد القربة و هذا هو المعنی الذائع للتوصّلی و التعبّدی؛

فیقع الکلام فی أصالة التعبّدیّة و التوصّلیّة بکلّ واحد من هذه المعانی الأربعة ضمن مسائل أربع».[1]

و سپس مطابق هر یک از معانی مذکور تحریر محلّ بحث را ذکر نموده و مورد بحث و بررسی قرار می دهند و لکن ذکر تمام آنها از مجال بحث ما خارج است و از آنجا که مراد محقّق خراسانی «ره» از توصّلیّت و تعبّدیّت معنای رایج آن یعنی معنای چهارم می باشد، تحریر محلّ بحث مطابق آن معنا ذکر می گردد. لذا گفته می شود بحث و نزاع در این است که اوامر صادره از مولا که فرضا بالوضع (یا بالقرینه) یا به اطلاق و مقدّمات حکمت و یا به حکم عقل دلالت بر طلب وجوبی دارند، چنانچه در تعبدیت یا توصلیّت آنها شک کنیم آیا اطلاق این اوامر، مقتضی و دالّ بر تعبّدیّت است به این معنا که باید متعلّق آنها با قصد قربت اتیان شود تا اینکه تکلیف امتثال گردیده و ساقط گردد و یا اینکه مقتضی و دالّ بر توصّلیّت است به این معنا که قصد قربت معتبر نیست و یا اینکه دلالت بر هیچ کدام نداشته و برای روشن شدن تکلیف باید به اصول عملیه مراجعه شود؟

 

لا بد في تحقيق ذلك من تمهيد مقدمات:‌

إحداها: الوجوب التوصّلي هو ما كان الغرض منه يحصل بمجرد حصول الواجب و يسقط بمجرد وجوده بخلاف التعبّدي فإن الغرض منه[2] لا يكاد يحصل بذلك[3] بل لا بد في سقوطه[4] و حصول غرضه من الإتيان به[5] متقربا به[6] منه تعالى.

(لا بدّ...):

مصنّف می فرمایند: برای روشن شدن بحث و نتیجه گیری درست باید مقدّماتی در این زمینه ذکر گردد. ابتدا در مورد معنای توصّلی و تعبّدی بحث می کنند که در گذشته بیان شد و مناسب این بود که قبل از تحریر محلّ بحث ذکر گردد و سپس در مورد امکان و عدم امکان اخذ قصد قربت در متعلّق امر و واجب بحث می کنند و در مقدّمه سوم در مورد جریان و عدم جریان اطلاق برای نفی تعبّدیّت و اثبات توصّلیّت بحث می کنند که ان شاء الله در قالب مطلب ششم به آن پرداخته می شود و سپس در مورد مقتضای اصل عملی در ما نحن فیه بحث می کنند که ان شاء الله در قالب مطلب هفتم به آن پرداخته می شود.

 


[2] أی الوجوب.
[3] أی بمجرّد حصول الواجب.
[4] أی الوجوب.
[5] أی الواجب.
[6] أی الواجب.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo