« فهرست دروس

درس کفایة الاصول استاد حمیدرضا آلوستانی

کفایه

1401/08/16

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب دوم حقیقت صیغه امر(تحریر محل نزاع و بیان فائدة)/فصل دوم صیغه أمر /مقصد اولأوامر

 

موضوع: مقصد اول:أوامر/فصل دوم:صیغه أمر /مطلب دوم:حقیقت صیغه امر(تحریر محل نزاع و بیان فائدة)

 

فائده:

در بحث از مطلب سوم از فصل اول یعنی بحث از حقیقت ماده امر در وجوب بیان شد که مطابق بیان محقّق خوئی، شهید صدر و بعضی دیگر از علمای علم اصول «رحمهم الله» هیچ بحث و نزاعی در مورد دلالت آن بر وجوب وجود ندارد و امری مورد اتفاق علماء می باشد و نهایتا بحث و نزاع در مورد کیفیّت و منشأ دلالت می باشد که آیا بالوضع است یا بالإطلاق و یا بحکم العقل؟

در ما نحن فیه نیز بعضی مانند مرحوم شهید صدر می فرمایند:

«الجهة الثانیة: فی کیفیّة دلالة الصیغة علی الوجوب؛

یقع الحدیث بعد الفراغ عن دلالة الصیغة علی الوجوب فی کیفیّة الدلالة و منشئها»[1]

و سپس به بحث از مبانی مذکور یعنی وضع، اطلاق و حکم عقل می پردازند.

محقّق خوئی «ره» نیز در مقام بیان اقوال به سه مبنای مذکور و نقد و بررسی آنها پرداخته و قائل به حکم عقل شده و می فرمایند: «یحکم العقل بالوجوب بمقتضی قانون العبودیة و المولویّة فی ما إذا لم ینسب قرینة علی الترخیص»[2] و این نشان دهنده آن است که محلّ بحث در صیغه امر مانند مادّه امر در مورد کیفیّت و منشأ دلالت آن بر وجوب و لزوم می باشد ولی با این وجود در تحریر محلّ بحث می فرمایند: «الجهة الثانیة: لا ینبغی الشکّ فی أنّ الأوامر الصادرة من المولی، منها أوامر الکتاب و السنة، علی نحوین: أحدهما: ما یراد منها اللزوم و الحتم علی نحو یمنع العبد عن مخالفتها و ثانیهما ما یراد منها البعث المقرون بالترخیص علی نحو یجوز مخالفتها و عدم مانع عنها و یسمّی الأوّل بالوجوب و الثانی بالندب.

و علی هذا فإن قامت قرینة حالیة أو کلامیة علی تعیین أحدهما لزم اتباعها و إن لم تقم قرینة علی ذلک فهل الصیغة بنفسها ظاهرة فی المعنی الأوّل بحیث تحتاج إرادة المعنی الثانی منها إلی قرینة تدلّ علیها أو ظاهرة فی المعنی الثانی و تحتاج إرادة المعنی الأوّل إلی القرینة أو فی الجامع بینهما و تحتاج إرادة کلّ منهما إلی قرینة أو فیهما علی نحو الاشتراک اللفظی وجوه بل أقوال...»[3] و این بیان ایشان نشان دهنده این است که محلّ بحث در ما نحن فیه هم در اصل دلالت است و هم در کیفیّت آن. به همین جهت بعضی از علماء تصریح کرده اند که بحث در ما نحن فیه در هر دو جهت می باشد مثلا مرحوم مظفّر می فرمایند: «اختلف الاصولیّون فی ظهور صیغة الأمر فی الوجوب و فی کیفیّته علی أقوال»[4]

البته بعضی هم مانند محقّق عراقی «ره» تحریر محلّ بحث را مربوط به اصل دلالت قرار داده اند و می فرمایند: «أنّه بعد الفراغ عن دلالة الصیغة علی الطلب إمّا بدواً أو بالملازمة فهل هی حقیقة فی خصوص الطلب الإلزامی أو أنّها حقیقة فی مطلق الطلب الجامع بین الإلزامی و الاستحبابی أو أنّها حقیقة فی خصوص الطلب الاستحبابی و مجاز فی غیره؟ فیه وجوه»[5]

ولی با این وجود در ادامه می فرمایند: «نعم ظهورها فی خصوص الوجوب عند إطلاقها لا ینکر ظاهرا حیث لا تأمّل لأحد من الأصحاب فی حملها علی الوجوب عند إطلاقها...»[6] و این بیان بازگشت به این دارد که بحث در ما نحن فیه در اصل دلالت بر وجوب نبوده و بحث در مورد منشأ و کیفیّت می باشد و ایشان منشأ دلالت صیغه امر بر وجوب را اطلاق و مقدّمات حکمت می دانند.

صاحب معالم نیز بحث مذکور را در مورد اصل دلالت بر وجوب قرار داده است[7] و در این زمینه اقوال متعدّدی را بیان نموده و سپس ادلّه قائلین به وضع صیغه امر برای وجوب را که نظریه مختار ایشان نیز می باشد، بیان کرده اند و در ادامه ادلّه قائلین به ندب، قائلین به اشتراک معنوی، قائلین به اشتراک لفظی و ادلّه اقوال دیگر را نقل کرده و مورد نقد و بررسی قرار می دهند که طرح آنها و نقد و بررسی هر یک از آنها از مجال بحث ما خارج است.

مصنّف در ما نحن فیه می فرمایند: «المبحث الثانی فی أنّ الصیغة حقیقة فی الوجوب أو فی الندب أو فيهما أو في المشترك بينهما وجوه بل أقوال» و این عبارت ایشان و همچنین دلیلی که در ادامه ذکر می نمایند یعنی تبادر، ظهور در این دارد که ایشان نیز مانند محقّق خوئی و صاحب معالم بحث را در جهت اصل دلالت صیغه امر می دانند نه کیفیّت و منشأ دلالت لذا اینکه بعضی در تحریر محلّ نزاع ذیل عبارت مصنّف، محلّ نزاع را در جهت کیفیّت و منشأ دلالت بیان کرده اند، صحیح نمی باشد و با مراجعه به کتبی مانند معالم و تأمّل در اقوال مختلف و ادلّه آنها و نقد و بررسی آنها روشن می گردد که بحث مذکور از قدیم الأیّام در مورد اصل دلالت بوده است. البته برای اثبات نظریه قائلین به وجوب سه طریق وجود دارد: یکی وضع، دیگری اطلاق و مقدّمات حکمت و سوّم حکم عقل. لذا گفته می شود: مصنّف در ما نحن فیه می فرمایند: به نظر ما صیغه امر دلالت بر وجوب دارد نه دلالت بر ندب بالوضع یا بالاشتراک اللفظی یا معنوی بالظهور و این دلالت بر وجوب از نوع دلالت وضعی می باشد نه دلالت اطلاقی یا به حکم عقل.


[7] « أصل: ‌صيغة «افعل» و ما في معناها حقيقة في الوجوب فقط بحسب اللغة على الأقوى وفاقا لجمهور الأصوليين و قال قوم إنها حقيقة في الندب فقط و قيل في الطلب و هو القدر المشترك بين الوجوب و الندب و قال علم الهدى «رضي الله عنه» إنها مشتركة بين الوجوب و الندب اشتراكا لفظيا في اللغة و أما في العرف الشرعي فهي حقيقة في الوجوب فقط و توقف في ذلك قوم فلم يدروا أ للوجوب هي أم للندب و قيل هي مشتركة بين ثلاثة أشياء الوجوب و الندب و الإباحة و قيل هي للقدر المشترك بين هذه الثلاثة و هو الإذن و زعم قوم أنها مشتركة بين أربعة أمور و هي الثلاثة السابقة و التهديد و قيل فيها أشياء أخر لكنها شديدة الشذوذ بينة الوهن فلا جدوى في التعرض لنقلها.» (معالم الدین، ص46)
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo