« فهرست دروس

درس کفایة الاصول استاد حمیدرضا آلوستانی

کفایه1

1401/01/14

بسم الله الرحمن الرحیم

بیان مطلب هشتم/مقدمه دهم /مقدمات سیزده گانه

 

موضوع: مقدمات سیزده گانه/مقدمه دهم /بیان مطلب هشتم

 

بقي أمور:

الأول: أن أسامي المعاملات إن كانت موضوعة للمسببات فلا مجال للنزاع في كونها موضوعة للصحيحة أو للأعم لعدم اتصافها بهما كما لا يخفى بل بالوجود تارة و بالعدم أخرى و أما إن كانت موضوعة للأسباب‌ فللنزاع فيه مجال.

مقدّمه: در ابتدای بحث از صحیح و اعمّ بیان شد که مباحث مطرح شده از جانب محقّق خراسانی «ره» مشتمل بر ده مطلب مستقلّ می باشد. تاکنون هفت مطلب از آنها مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. اکنون مطلب هشتم را که در مورد طرح نزاع صحیحی و اعمّی در خصوص معاملات می باشد، مورد بحث قرار می دهند.

(الأوّل...)

بیان مطلب هشتم: جریان و عدم جریان نزاع در الفاظ معاملات

همان طور که در گذشته بیان گردید و بعضی از علماء مانند محقّق قمی «ره» نیز تصریح می نمایند بحث مذکور هم شامل الفاظ عبادات می گردد و هم شامل الفاظ معاملات و بلکه شامل تمام الفاظ مستعمله در لسان شارع می شود. محقّق قمی «ره» از مرحوم شهید اوّل نقل می نمایند که: «أنّ الخلاف فی کون الألفاظ أسامی للصحیحة أو الأعمّ، لا یختصّ بمثل الصلاة و الصوم بل یجری فی سائر العقود أیضاً و هو أیضا کذلک»[1] بنابراین مطالب مذکور درباره الفاظ معاملات نیز جاری می گردد و طرح بحث از الفاظ معاملات به صورت مستقلّ و در مقابل الفاظ عبادات صحیح نمی باشد ولی به هر حال مطالب و نکاتی درباره الفاظ معاملات به صورت مستقلّ مطرح نموده اند لذا لازم است هر یک از آنها مورد بررسی و تحقیق قرار گیرد.

یکی از مطالبی که در این زمینه مطرح می گردد این است که مشهور اصولیّون و از جمله آنها محقّق خراسانی «ره» می فرمایند: بحث از صحیح و اعمّ بودن مدلول الفاظ معاملات در فرضی قابل تصوّر است که این الفاظ برای اسباب و عقود مانند بیع و نکاح وضع شده باشند نه برای مسبّبات مانند ملکیّت و زوجیّت؛ چون مسبّبات امور بسیطه ای هستند که امر آنها دائر بین وجود و عدم است و اتّصاف به تمامیّت و عدم تمامیّت و یا صحّت و فساد پیدا نمی کنند بخلاف اسباب که اموری مرکّب هستند و می توانند به صورت تامّ و یا به صورت ناقص وجود پیدا نمایند لذا گاهی متّصف به صحّت می شوند و گاهی متّصف به عدم صحّت و فساد به همین جهت بحث می شود که آیا اسباب وضع شده اند برای تامّ الأجزاء و الشرائط که مؤثّر در سببیّت می باشند یا برای معنای اعمّ وضع شده اند؟

محقّق اصفهانی «ره» در توضیح بیان استاد خود می فرمایند: «توضیحه أنّ الإیجاب و القبول المستجمعین للشرائط، إذا حصلا حصلت الملکیّة الحقیقیّة.

و العقد المزبور- بلحاظ تأثيره في وجود الملكية، و قيام الملكية به قيام المعلول بالعلة- محقق للتمليك الحقيقي، و التمليك فعل تسبیبیّ

و لا يصدق على نفس العقد؛ إذ التمليك و الملكية من قبيل الايجاد و الوجود، فهما متحدان بالذات، و مختلفان بالاعتبار، فكما أن وجود الملكية ليس متحدا مع العقد، كذلك المتحد معه ذاتا. فافهم جيّدا.

فحينئذ إن قلنا: بأن البيع موضوع للتمليك الحقيقي- أي ما هو بالحمل الشائع تمليك- أو للتمليك الذي لا يصدق في الخارج إلا على المتحد مع وجود الملكية ذاتا- كما هو الظاهر- فلا محالة لا يجري فيه النزاع؛ لما سمعت من أن التمليك و الملكية الحقيقية من قبيل الإيجاد و الوجود، و هما متحدان بالذات‌ متفاوتان بالاعتبار، و لذا اطلق عليه المسبب المعبر به عرفا عن الأثر، و ليس لمثله أثر كي يتصف بلحاظ ترتبه عليه بالصحة، و بلحاظ عدم ترتبه عليه بالفساد.

و منه علم أن توصيفه بالصحة مسامحة، لا لأن الصحة و الفساد متضايفان، فيجب قبول المورد لتواردهما. كيف؟ و العلية و المعلولية من أوضح أنحاء التضايف، و ليس كلّما صحّ أن يكون علة صحّ أن يكون معلولا، و بالعكس- كما في الواجب تعالى شأنه بالنسبة إلى معاليله- بل لأنهما من المتقابلين بتقابل العدم و الملكة، فلا يصدق الفاسد إلا على ما من شأنه ترتب الأثر، و هو السبب، دون نفس المسبب، بل المسبب يتصف بالوجود و العدم»[2]

ایشان می فرمایند: ایجاب و قبول در صورتی که جامع شرایط باشند در مانند بیع به مجرّد حصول، ملکیّت حقیقی نیز به تبع آنها حاصل می شود و در واقع این عقد تحقّق بخش تملیک حقیقی است از آن جهت که وجود ملکیّت و نحوه قیام ملکیّت به وجود عقد از نوع قیام معلول به علّت است و از آنجا که تملیک یک فعل تسبیبی است نمی تواند برخود عقد که مسبِّب می باشد، صدق کند چون تملیک و ملکیّت از قبیل ایجاد و وجود بوده که ذاتا متحد و اعتبارا مختلف می باشند لذا همان طور که وجود ملکیّت امری متفرّع بر عقد و غیر از عقد می باشد، تملیک هم که ذاتا با ملکیّت اتحاد دارد، امری متفرع بر عقد و غیر از عقد می باشد لذا در ما نحن فیه اگر در مثل بیع گفته شود الفاظی مانند بیع برای تملیک حقیقی وضع شده اند لا محاله نزاع صحیحی و اعمّی قابل جریان نمی باشد چون تملیک هم مانند ملکیّت بوده و امرش دائر بین وجود و عدم می باشد ولی اگر گفته شود که این الفاظ برای عقد یعنی ایجاب و قبول وضع شده اند، از آنجا که ایجاب و قبول امری مرکّب بوده لذا قابلیّت اتصاف به صحّت و فساد را دارند و در این صورت نزاع صحیحی و اعمّی قابل جریان می باشد.

 


هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی:
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو:
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo