« فهرست دروس
درس فقه معاصر استاد حمیدرضا آلوستانی
کتاب الدیات

1405/07/04

بسم الله الرحمن الرحیم

معنای حدّ و تعزیر «2»/مقدّمه /کتاب الحدود و التعزيرات

 

موضوع: کتاب الحدود و التعزيرات/مقدّمه /معنای حدّ و تعزیر «2»

 

و أمّا تعزیر در اصطلاح به عقوبتی گفته می‌شود که بر خلاف حدّ، کم و کیف آن بستگی به حاکم شرع دارد و از سوی شارع مشخّص نشده است. شارح؟ره؟ در مسالک بعد از بیان معنای لغوی تعزیر می‌فرمایند: «و شَرْعَاً عُقُوْبَةٌ أوْ إهَانَةٌ[1] لَا تَقْدِیْرَ لَهَا[2] بِأَصْلِ الشَّرْعِ غَالِبَاً»[3] و صاحب شرایع الإسلام؟ره؟ بعد از بیان معنای حدّ در شریعت یعنی «کُلُّ مَا لَهُ عُقُوْبَةٌ مُقَدَّرَةٌ»[4] ، درصدد تفسیر معنای تعزیر در اصطلاح برآمده و می‌فرمایند: «و مَا لَیْسَ کَذَلِكَ یُسَمَّی تَعْزِیْرَاً»[5] .

فائدة

تفاوت بیان شارح؟ره؟ در مسالک و بیان صاحب شرایع؟ره؟ در این است که در عبارت شارح؟ره؟ بر خلاف عبارت محقّق حلّی؟ره؟ قید «غَالِبَاً» وارد شده است[6] و جهت آن این است که در بعضی از موارد، مقدار تعزیر در شریعت مشخّص شده است که از آن‌ها به عنوان تعزیرات مقدّر نیز یاد می‌شود[7] ، مانند مجامعت با زوجه در روزهای ماه رمضان که برای آن بیست و پنج ضربه شلّاق در روایات وارد شده است[8] ؛ به همین جهت صاحب مهذّب الأحکام؟ره؟ ذیل کلام صاحب شرایع؟ره؟ بعد از بیان معنای اصطلاحی حدّ و تعزیر می‌فرمایند: «و لَا بُدَّ و أنْ یَکُوْنَ ذَلِكَ بِحَسَبِ الغَالِبِ و إلَّا فَقَد وَرَدَتْ فِي الشَّرْعِ تَعْزِیْرَاتٌ خَاصَّةٌ فِي مَوَارِدَ مَخْصُوْصَةٍ مَحْدُوْدَةٍ بِکَمِّیَاتٍ مُعَیَّنَةٍ شَرْعِیَّةٍ ضَبَطُوْهَا فِي مَوَارِدَ خَمْسةٍ تأتِي[9] الإشارةُ إلیها فيما بعد إن شاء اللّه تعالی ...»[10] .

البته بعضی مثل صاحب جواهر؟ره؟ بر آوردن قید «غَالِبَاً» اشکال کرده و گفته‌اند: مانعی نیست که این موارد از مصادیق حدّ باشند نه تعزیر. ایشان در این زمینه می‌فرمایند: «قُلْتُ کَأنَّ الَّذِي دَعَاهُ[11] إلَی تَسْمِیَةِ المُقَدَّرِ المزْبُوْرِ تَعْزِیْرَاً مَعَ أنَّ لَهُ مُقَدَّرَاً هُوُ إشْتِمَالُ النَّصِّ عَلَی إطْلَاقِ التَّعْزِیْرِ عَلَیْهِ و فِیْهِ بَعْدَ تَسْلِیْمِهِ فَي الجَمِیْعِ[12] ، إمْکَانُ مَنْعِ إرَادَةِ مَا یُقَابِلُ الحَدَّ مِنْهُ[13] و لَعَلَّهُ لذا ذَکَرَهَا بَعْضُهُمْ فِي الحُدُوْدِ و الأَمْرُ سَهْلٌ[14] »[15] . یعنی به نظر می‌رسد علّت این‌که برخی از فقهاء مجازات‌های معیّن یاد شده را با وجود داشتن مقدار مشخّص و معیّن، تعزیر نامیده‌اند، اطلاق عنوان تعزیر در روایات بر آن باشد.

ایشان در مقام اشکال بر این توجیه برآمده و می‌فرمایند: حتّی با پذیرش این اطلاق و استعمال در همه موارد، در این‌که مراد از تعزیر، مجازات در مقابل حدّ باشد، تردید وجود دارد و شاید به همین جهت، برخی از فقهاء این موارد را در کتاب حدود مطرح کرده‌اند. در هر صورت، این اختلاف در نام‌گذاری، اهمیّت چندانی ندارد.

بنابراین با توجّه به توضیح مذکور و بیان ایراد صاحب جواهر؟ره؟ روشن می‌گردد که توضیح صاحب مهذّب الأحکام؟ره؟ ذیل بیان صاحب شرایع؟ره؟ که فرمودند: «قطعا مراد ایشان از «مَا لَیْسَ کَذَلِكَ یُسَمَّی تَعْزِیْرَاً»، غالب موارد است»، مناسب نمی‌باشد چون شاید محقّق حلّی؟ره؟ نیز مانند صاحب جواهر؟ره؟ مواردی که مقدار عقوبت در آن‌ها مشخّص شده است را داخل در عنوان حدّ می‌دانند نه داخل در عنوان تعزیر لذا نیازی به آوردن قید «غَالِبَاً» ندیده‌اند.

در هر صورت قانون‌گذار در مادّه 15 قانون مجازات اسلامی در تعریف حدّ می‌فرماید: «حد، مجازاتی است که موجب، نوع، میزان و کیفیت اجرای آن، در شرع مقدس تعیین شده است»؛ همچنین در مادّه 18تعریف تعزیر را این‌گونه ذکر می‌نماید: «تعزیر، مجازاتی است که مشمول عنوان حد، قصاص یا دیه نیست و به موجب قانون در موارد ارتکاب محرمات شرعی یا نقض مقررات حکومتی تعیین و اعمال می‌گردد. نوع، مقدار، کیفیت اجرا و مقررات مربوط به تخفیف، تعلیق، سقوط و سایر احکام تعزیر به موجب قانون تعیین می‌شود» و این نشان دهنده آن است که ظاهرا در نظر قانون‌گذار نیز مانند صاحب جواهر؟ره؟، در هر موردی که کمّیّت مجازات و کیفیّت اجرای آن در شریعت اسلام مشخّص و معیّن شده باشد، عنوان حدّ بر آن اطلاق می‌گردد نه عنوان تعزیر.

 


[1] ( جوهری در بیان معنای این واژه می‌نویسد: «أهانَهُ: استخفّ به» الصحاح، ج6، ص2218؛ مراد از لفظ «إهَانَةٌ» این است که در بعضی از موارد، حکمی که بر علیه شخصی ثابت می‌گردد عرفا به آن عقوبت اطلاق نمی‌شود بلکه اهانت و خفیف نمودن او است مثلا قاضی شخصی که فرضا کارمند بانک است را به مدّت پنج سال مأمور آب دادن درخت‌های بلوار قرار می‌دهد.
[2] ( أي کمّاً و کیفاً.
[5] ( همان.
[7] ( بعضی از معاصرین در مباحث حقوقی جدید از این عنوان استفاده کرده‌اند. رجوع کنید: مقاله «بررسی جامع دو رویکرد فقهی متضادّ در تعیین مقدار تعزیر»-پژوهش حقوق کیفری، سال هشتم، شماره بیست و هشتم، پاییز 1398، ص47 – 77.
[8] ( مثلا صاحب وسائل؟ره؟ در این باره می‌فرمایند: «عَن أبي عبد اللّه؟ع؟ فِي رَجُلٍ‌ أَتَى امْرَأَتَهُ‌ وَ هِيَ‌ صَائِمَةٌ‌ وَ هُوَ صَائِمٌ‌ قَالَ:‌ إِنْ‌ كَانَ‌ قَدِ اسْتَكْرَهَهَا فَعَلَيْهِ‌ كَفَّارَتَانِ‌ وَ إِنْ‌ لَمْ‌ يَسْتَكْرِهْهَا فَعَلَيْهِ‌ كَفَّارَةٌ‌ وَ عَلَيْهَا كَفَّارَةٌ‌ وَ إِنْ‌ كَانَ‌ أَكْرَهَهَا فَعَلَيْهِ‌ ضَرْبُ‌ خَمْسِينَ‌ سَوْطاً نِصْفِ‌ الْحَدِّ وَ إِنْ‌ كَانَتْ‌ طَاوَعَتْهُ‌ ضُرِبَ‌ خَمْسَةً‌ وَ عِشْرِينَ‌ سَوْطاً وَ ضُرِبَتْ‌ خَمْسَةً‌ وَ عِشْرِينَ‌ سَوْطاً» وسائل الشیعة، ج18، ص585، باب12 از ابواب بقیة الحدود و التعزیرات، حدیث 1؛ همان، ج7، ص37 و 38، باب12 از ابواب ما یمسك عنه الصائم و وقت الإمساك، حدیث 1.
[9] ( ظاهرا صاحب مهذّب الأحکام؟ره؟ در ادامه به بیان این موارد به صورت مستقلّ نپرداخته است و لکن مرحوم شهید ثانی (مسالک الأفهام، ج14، ص326 و 327) و صاحب جواهر؟ره؟ (جواهر الکلام، ج41، ص254 و 255) به صورت مستقلّ به ذکر این موارد پرداخته‌اند.
[11] ( أي دَعَی الشَّهِیْدَ فِي المَسَالِكِ.
[12] ( این عبارت اشاره به ایراد اوّل دارد و آن این‌که ما قبول نداریم که از همه این موارد در روایات، به عنوان تعزیر یاد شده باشد.
[13] ( أي مِنْ إطْلَاقِ التَّعْزِیْرِ.
[14] ( البته این اختلاف تنها در نام‌گذاری نمی‌باشد چراکه اگر این موارد حدّ دانسته شوند باید آثار حد مانند فوریّت در اجراء بر آن‌ها مترتّب گردد.
هوش مصنوعی
برای استفاده از کلیدهای میانبر، پس از انتخاب متن از کلیدهای زیر استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
هوش مصنوعی
ترجمه: Alt+t
ترجمه نوع دوم: Alt+Ctrl+t
خلاصه سازی: Alt+s
خلاصه سازی نوع دوم: Alt+Ctrl+s
اعراب گذاری: Alt+d
---------------------
جستجو
جستجو در همه دروس: Alt+a
پس از انتخاب متن می توانید از امکانات هوش مصنوعی، مانند
مترجم، خلاصه ساز و اعراب گذاری استفاده کنید
چنانچه بخشی از متن انتخاب نشود به صورت پیش فرض همه متن انتخاب می شود
logo