« فهرست دروس
درس فقه معاصر استاد حمیدرضا آلوستانی
کتاب الدیات

1405/02/01

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب دوّم: توابع و ملحقات «6»/فصل سوّم: دیه جراحات /کتاب الدیات

 

موضوع: کتاب الدیات/فصل سوّم: دیه جراحات /مطلب دوّم: توابع و ملحقات «6»

 

(و في النافذة في الأنف) بحیث تثقب المنخرین معا و لا تنسدّ (ثلث الدیة فإن صلحت) و إنسدّت (فخمس الدیة).

(و في) النافذة في (أحد المنخرین) خاصّة (عشر الدیة) إن صلحت و إلّا فسدس الدیة لأنّها علی النصف فیهما و المستند کتاب ظریف لکنّه أطلق العشر في أحدهما کما هنا و التفصیل فیه کالسابق للعلّامة.

(و في النافذة)

بیان مسأله دوّم: دیه سوراخ کردن بینی

در مورد سوراخ کردن بینی دو حالت متصوّر می‌باشد:

    1. سوراخ کردن هر دو طرف بینی (منخرین) به همراه پرده فاصل میان آن‌ها؛

    2. سوراخ کردن یک طرف بینی به تنهایی (أحد المنخرین).

هر یک از این حالات مشتمل بر دو صورت می‌باشند؛ یا قابل درمان و بهبودی نیستند و یا قابل درمان و بهبودی هستند. بنابراین مسأله مذکور در واقع مشتمل بر چهار صورت است که حکم هر یک از آن‌ها به صورت مستقلّ بیان می‌شود.

صورت اوّل این است که بر اثر جنایت هر دو طرف بینی به همراه پرده فاصل میان آن‌ها سوراخ شود و قابل درمان و بهبودی نباشد؛ در این صورت ثلث دیه کامل ثابت می‌گردد لذا شارح و مصنّف«رحمةاللّه‌علیهما» در ما نحن فیه می‌فرمایند: «و في النافذة في الأنف بحیث تثقب المنخرین معا و لا تنسدّ ثلث الدیة». قانون‌گذار نیز در ابتدای مادّه ۵۹۶ می‌فرماید: «سوراخ کردن هر دو طرف بینی و پرده فاصل میان آن، خواه با پارگی همراه باشد خواه نباشد، در صورتی که باعث از بین رفتن بینی یا نوک آن نشود، موجب یک سوّم دیه کامل است ...» و از این‌که در ادامه حکم حالت بهبودی و درمان بیان می‌شود نشان دهنده آن است که قسمت قبل در فرض عدم درمان و بهبودی است.

مستند این حکم روایتی است که در وسائل الشیعة از ظریف بن ناصح نقل شده است لذا شارح در مسالک بعد از بیان حکم بعضی از صور مذکور می‌فرمایند: «مستند هذا التفصیل کتاب ظریف ...»[1] . در بخشی از روایت مذکور آمده است: «... و إن نفذت فیه نافذة لا تنسدّ بسهم أو رُمْح فدیته ثلاثمائة دینار و ثلاثة و ثلاثون دینارا و ثلث دینار ...»[2] که ثلث دیه کامل بر اساس دینار به عنوان دیه در فرض مذکور بیان شده است.

صورت دوّم این است که بر اثر جنایت هر دو طرف بینی به همراه پرده فاصل میان آن‌ها سوراخ شود و قابل درمان و بهبودی باشد؛ در این صورت یک پنجم دیه کامل ثابت می‌گردد لذا شارح و مصنّف«رحمةاللّه‌علیهما» در ما نحن فیه می‌فرمایند: «فإن صلحت و إنسدّت فخمس الدیة». قانون‌گذار نیز در ادامه مادّه مذکور می‌فرمایند: «... و اگر بهبود یابد، موجب یک پنجم دیه کامل است».

مستند این حکم نیز همان روایت ظریف بن ناصح است. در روایت مذکور در ادامه آمده است: «... و إن کانت نافذة فبَرَأَتْ و الْتَأَمَتْ فدیتها خمس دیة [روثة] الأنف مائة دینار ...»[3] .

صورت سوّم این است که بر اثر جنایت یک طرف بینی به تنهایی (أحد المنخرین) سوراخ شود و قابل درمان و بهبودی باشد؛ در این صورت یک بیستم دیه کامل (یک دهم نصف دیه) ثابت می‌گردد لذا مصنّف در ما نحن فیه می‌فرمایند: «و في أحد المنخرین عشر الدیة» و شارح این حکم را مقیّد به «إن صلحت» می‌نماید. قانون‌گذار نیز در مادّه 597 می‌فرماید: «دیه سوراخ کردن یک طرف بینی ... در صورتی که بهبود یابد، یک بیستم دیه کامل است ...».

دلیل این حکم نیز روایت ظریف بن ناصح است. در ادامه روایت مذکور آمده است: «... و إن کانت نافذة في إحدی المنخرین إلی الخیشوم و هو الحاجز بین المنخرین فدیتها عشر دیة روثة الأنف خمسون دینارا لأنّه النصف ...».[4]

صورت چهارم این است که بر اثر جنایت یک طرف بینی به تنهایی (أحد المنخرین) سوراخ شود و قابل درمان و بهبودی نباشد؛ شارح در ما نحن فیه در این فرض یک ششم دیه را ثابت می‌داند و در مقام تعلیل می‌فرمایند: «لأنّها علی النصف فیهما و المستند کتاب ظریف لکنّه أطلق العشر في أحدهما کما هنا و التفصیل فیه کالسابق للعلّامة». یعنی در صورتی که هر دو طرف بینی سوراخ شود و بهبودی نیابد، ثلث دیه کامل ثابت می‌گردد لذا در فرض مذکور، نصف آن یعنی یک ششم دیه کامل ثابت خواهد شد. البته در روایت ظریف بن ناصح که مستند حکم در این صور است در صورت سوراخ شدن یکی از منخرین به تنهایی، به صورت مطلق یک دهم دیه ثابت شده است ولی چون در مقام تعلیل می‌فرمایند: «لأنّه النصف» در این صورت اقتضاء می‌کند، یک ششم از دیه کامل ثابت شود لذا مرحوم علّامه در تحریر الأحکام حکم به یک دهم دیه که در روایت ظریف بن ناصح وارد شده است را اختصاص به فرض بهبودی داده است. ایشان در این زمینه می‌فرمایند: «فإن نفذت في الأنف نافذة لا تنسدّ ففیها ثلث دیة النفس فإن صلحت فالخمس مائتا دینارا و لو کانت النافذة في أحد المنخرین إلی الحاجز فالسدس إن لم یبرأ فإن برأت فالعشر»[5] .

 


[3] همان.
[4] همان.
logo