« فهرست دروس
درس فقه معاصر استاد حمیدرضا آلوستانی
کتاب الدیات

1405/01/22

بسم الله الرحمن الرحیم

مطلب اوّل: احکام جراحات سر و صورت «18»/فصل سوّم: دیه جراحات /کتاب الديات

 

موضوع: کتاب الديات/فصل سوّم: دیه جراحات /مطلب اوّل: احکام جراحات سر و صورت «18»

 

(و أمّا الدامغة: و هی التي تفتق الخریطة) الجامعة للدماغ (و تبعُد معها السلامة) من الموت (فإن مات) بها (فالدیة و إن فرض) أنّه سلم (قیل: زیدت حکومة علی المأمومة) لوجوب الثلث بالأُمَة فلابدّ لقطع الخریطة من حقّ آخر و هو غیر مقدّر فالحکومة، و هو حسن.

فهذه جملة الجراحات الثمانیة المختصّة بالرأس المشتملة علی تسعة أسماء.

(الدامغة)

بیان عنوان نهم: دامغه

دامغه نهمین مرحله از مراحل شجاج بوده و عبارت است از جنایتی که باعث پاره شدن کیسه مغز می‌شود و در این فرض سلامتی شخص در خطر قرار می‌گیرد لذا مصنّف در تعریف آن می‌فرمایند: «و أمّا الدامغة: و هی التي تفتق الخریطة و تبعُد معها السلامة». قانون‌گذار نیز در بند خ از مادّه مذکور در تعریف آن می‌فرماید: «دامغه: صدمه یا جراحتی که کیسه مغز را پاره کند ...».

در مورد این جراحت دیه مقدّری در شریعت وارد نشده است و از آن‌جا که جراحت مأمومه نیز واقع شده است، اگر باعث قتل شود، دیه نفس ثابت می‌گردد و در غیر این صورت دیه مأمومه ثابت می‌شود و برای جنایت مازاد یعنی پاره شدن کیسه مغز ارش ثابت خواهد شد لذا مصنّف در مورد دیه آن می‌فرمایند: «فإن مات فالدیة و إن فرض قیل: زیدت حکومة علی المأمومة» و شارح در مقام تعلیل بر آن می‌فرمایند: «لوجوب الثلث بالأُمَة فلابدّ لقطع الخریطة من حقّ آخر و هو غیر مقدّر فالحکومة، و هو حسن». یعنی در فرض مذکور در واقع دو جنایت اتّفاق افتاده است؛ یکی جنایت مأمومه که در آن کاسه سر شکسته شده است ولی کیسه مغز پاره نشده است و دیگری پاره شدن کیسه مغز می‌باشد که جنایتی بیشتر از جراحت مأمومه به حساب می‌آید لذا برای جراحت مأمومه، باید دیه مقدّر آن یعنی ثلث دیه ثابت گردد و برای جنایت مازاد که امری غیر مقدّر می‌باشد ارش و حکومت ثابت شود.

حضرت امام نیز در تحریر الوسیلة در این زمینه می‌فرمایند: «مسأله ۱: الدامغة: و هی التي تفتق الخریطة التي تجمع الدماغ و تصل إلی الدماغ فالسلامة معها بعیدة و علی تقدیرها تزید علی المأمومة بالحکومة».[1] روشن است که در بیان حضرت امام نیز عنوان مأمومه و عنوان دامغه در طول یکدیگر لحاظ شده‌اند به همین جهت برای عنوان مأمومه که مقدّم بر عنوان دامغه محقّق شده است، ثلث دیه ثابت می‌گردد و برای عنوان دامغه که در طول عنوان مأمومه محقّق شده است، ارش ثابت خواهد شد چون از مصادیق «ممّا لا تقدیر فیه» به حساب می‌آید.

فائدة

به نظر می‌رسد چون در جراحت مأمومه پاره نشدن کیسه مغز مطرح شده است، در فرض پاره شدن کیسه مغز عنوان دامغه صادق است و عنوان مأمومه صادق نیست لذا وجهی برای ثبوت دیه مأمومه در ما نحن فیه وجود ندارد، بلکه از همان ابتداء مطابق قاعده ارش ثابت می‌گردد، چون از مصادیق «ممّا لا تقدیر فیه» می‌باشد، امّا با این وجود قانون‌گذار نیز مانند بسیاری از فقهاء در ادامه مادّه مذکور می‌فرمایند: «... علاوه بر دیه مأمومه، موجب ارش پاره شدن کیسه مغز نیز می‌باشد».

در هر صورت وجه حکم مذکور برای ما روشن نیست، مگر این‌که جنایت دامغه موضوعا همان جنایت مأمومه به همراه زیادتی دانسته شود که ظاهرا این‌گونه نبوده و عبارات فقهاء و قانون‌گذار هم دلالت بر تباین این دو موضوع دارد و بعد از اثبات تباین این دو عنوان یعنی عنوان مأمومه و عنوان دامغه، اثبات حکم جنایت مأمومه برای عنوان دامغه صحیح نمی‌باشد چون مطابق قاعده احکام تابع عناوین هستند و همان‌طور که بیان شد بعد از پاره شدن کیسه مغز عنوان دامغه صادق است ولی عنوان مأمومه صادق نیست.

شارح در پایان مطلب اوّل و قبل از وارد شدن در مطلب دوّم یعنی توابع و ملحقات به شجاج می‌فرمایند: «فهذه جملة الجراحات الثمانیة المختصّة بالرأس المشتملة علی تسعة أسماء». یعنی این جراحات نه‌گانه و احکام مربوط به آن‌ها اختصاص به عارض شدن جراحت بر سر و صورت دارند و اثبات آن‌ها در مورد اعضای دیگر بدن نیازمند دلیل می‌باشد؛ مثلا اگر جراحت دامیه بر دست یا پای دیگری وارد شود، ما نمی‌توانیم دو شتر را به عنوان دیه دامیه برای آن ثابت نماییم، مگر این‌که دلیل خاصّ بر این سرایت وجود داشته باشد.

 


logo