1404/11/06
بسم الله الرحمن الرحیم
مطلب اوّل: احکام جراحات سر و صورت «8»/فصل سوم: دیه جراحات /کتاب الدیات
موضوع: کتاب الدیات/فصل سوم: دیه جراحات /مطلب اوّل: احکام جراحات سر و صورت «8»
(و الباضعة و هی الآخذة کثیرا في اللحم) و لا یبلغ سمحاق العظم (و فیها ثلاثة) أبعرة (و هی المتلاحمة) علی الأشهر و قیل إنّ الدامیة هی الحارصة و أنّ الباضعة مغایرة للمتلاحمة فتکون الباضعة هی الدامیة بالمعنی السابق و اتّفق القائلان علی أنّ الأربعة الألفاظ موضوعة لثلاثة معان و إنّ واحدا منها مرادف.
بیان عنوان سوّم: باضعه (متلاحمه)
مصنّف در تعریف جراحت باضعه میفرمایند: «و هی الآخذة کثیرا في اللحم». یعنی باضعه جراحتی است که به صورت عمیق وارد گوشت شود. شارح ذیل عبارت مصنّف میفرمایند: «و لا یبلغ سمحاق العظم». یعنی باضعه جراحتی است که عمق بریدگی گوشت به پوست نازک روی استخوان نرسد.
بر این اساس باضعه به جراحتی اطلاق میگردد که باعث بریدن گوشت به صورت عمیق شود ولی به سمحاق یعنی پوست نازک روی استخوان نرسد.
(و قیل)
نکتة
در ما نحن فیه بحثی مطرح میباشد و آن اینکه آیا جراحت متلاحمه مترادف با جراحت باضعه میباشد و برخوردار از معنای واحد هستند یا اینکه مترداف نمیباشند؛ بلکه جراحت باضعه به معنای دامیه است که در گذشته بیان شد کما اینکه دامیه به معنای حارصه است که در گذشته بیان شد و در نتیجه جراحتی که باعث بریدن گوشت به صورت عمیق شود ولی به پوست نازک روی استخوان نرسد، متلاحمه نام دارد؟
همانطور که در گذشته بیان شد بعضی از فقهاء مانند مرحوم شیخ و تابعین ایشان جراحت دامیه را مترادف با جنایت حارصه دانستهاند لذا به معنای جراحتی خواهد بود که باعث خراش پوست شود، بدون اینکه خونریزی در پی داشته باشد و طبعا در رتبه بعد باضعه به جراحتی اطلاق میگردد که باعث بریدن پوست شود و خونریزی را در پی داشته باشد و در نتیجه جراحتی که به صورت عمیق در پوست فرو رود ولی به پوست نازک روی استخوان نرسد را متلاحمه مینمایند لذا شارح در ما نحن فیه میفرمایند: «و قیل إنّ الدامیة هی الحارصة و أنّ الباضعة مغایرة للمتلاحمة فتکون الباضعة هی الدامیة بالمعنی السابق»؛ در مقابل بسیاری از فقهاء قائل به این بودند که جراحت دامیه غیر از جراحت حارصه میباشد و در نتیجه باضعه و متلاحمه مترادف میباشند. به عبارتی در ما نحن فیه چهار عنوان وجود دارد؛ حارصه، دامیه، باضعه و متلاحمه که در خارج بیانگر سه جراحت میباشند لذا قطعا دو عنوان مترادف هستند به همین دلیل اگر عنوان حارصه و دامیه مترادف قرار داده شوند، عنوان باضعه غیر از عنوان متلاحمه بوده و به معنای دامیه است که در گذشته بیان شد و اگر عنوان حارصه غیر از عنوان دامیه قرار داده شود، عنوان باضعه و متلاحمه مترادف میباشند؛ به همین جهت مرحوم محقّق در شرایع الإسلام در این زمینه میفرمایند: «من قال: الدامیة غیر الحارصة فالباضعة و المتلاحمة واحدة و من قال: الدامیة و الحارصة واحد، فالباضعة غیر المتلاحمة»[1] .